صفحه سیاست گزارش می دهد؛

اعتراف در واشنگتن به تغییر معادله نظامی ایران؛ پایگاه‌های آمریکا در خلیج فارس دیگر امن نیستند؟

همزمان با افزایش نگرانی‌ها درباره هزینه‌های انسانی و نظامی حضور نیروهای آمریکایی در منطقه، یک مقام پیشین دولت آمریکا با انتقاد از آرایش پایگاه‌های نظامی واشنگتن در خلیج فارس، نسبت به آسیب‌پذیری این مراکز در برابر حملات ایران هشدار داده است. الیوت آبرامز، نماینده ویژه سابق آمریکا در امور ایران، معتقد است استقرار بخش مهمی از نیروهای آمریکایی در فاصله نزدیک به ایران، الگویی به‌جامانده از جنگ‌های گذشته است که با واقعیت‌های امنیتی امروز منطقه همخوانی ندارد؛ تحلیلی که در صورت تداوم فشارهای نظامی و افزایش برد و دقت موشک‌ها و پهپادهای ایران، می‌تواند به بازنگری اساسی در نقشه استقرار نیروهای آمریکا در خاورمیانه منجر شود.

اعتراف در واشنگتن به تغییر معادله نظامی ایران؛ پایگاه‌های آمریکا در خلیج فارس دیگر امن نیستند؟
0 دقیقه
نویسنده: جواد نبوتی
صفحه سیاست-

الیوت آبرامز، مقام پیشین کاخ سفید و نماینده ویژه سابق آمریکا در امور ایران و ونزوئلا، در یادداشتی برای شورای روابط خارجی آمریکا، مسئله استقرار پایگاه‌های نظامی واشنگتن در خاورمیانه را مورد توجه قرار داده و نسبت به پیامدهای ادامه حضور نیروهای آمریکایی در نزدیکی ایران هشدار داده است.

از نگاه آبرامز، جنگ میان ایران و آمریکا یک واقعیت مهم را برای سیاستگذاران آمریکایی آشکار کرده است؛ آنچه در گذشته به عنوان یک آرایش نظامی کارآمد در منطقه شناخته می‌شد، اکنون ممکن است به یکی از نقاط آسیب‌پذیر ارتش آمریکا تبدیل شده باشد.

این تحلیل بر یک تغییر اساسی در محیط امنیتی منطقه استوار است. پایگاه‌هایی که در دهه‌های گذشته با هدف پشتیبانی از عملیات نظامی آمریکا و حمایت از متحدان واشنگتن در خاورمیانه ایجاد شدند، اکنون در شرایطی قرار گرفته‌اند که به گفته این مقام سابق آمریکایی، به دلیل نزدیکی جغرافیایی به ایران، در معرض تهدید مستقیم قرار دارند.

پایگاه‌های آمریکا در برد موشک‌های ایران

آبرامز در یادداشت خود تأکید می‌کند که بسیاری از پایگاه‌های مهم آمریکا در کشورهای حاشیه خلیج فارس در فاصله‌ای قرار گرفته‌اند که آنها را در دسترس توان موشکی ایران قرار می‌دهد.

پایگاه هوایی العدید در قطر، که یکی از مهم‌ترین مراکز نظامی آمریکا در منطقه محسوب می‌شود، پیش از آغاز جنگ میزبان حدود ۱۰ هزار نیروی آمریکایی بود و علاوه بر آن، نقش مهمی در ساختار فرماندهی مرکزی ارتش آمریکا در خاورمیانه دارد.

از سوی دیگر، ناوگان پنجم نیروی دریایی آمریکا در بحرین مستقر است و واشنگتن پایگاه‌ها و مراکز نظامی دیگری نیز در کویت، امارات، عمان و عربستان سعودی دارد.

بر اساس استدلال آبرامز، نزدیکی این مراکز به ایران، در شرایطی که توان موشکی و پهپادی تهران توسعه یافته است، یک آسیب‌پذیری جدی برای نیروهای آمریکایی ایجاد می‌کند.

او به فاصله پایگاه‌های مختلف آمریکا از ایران اشاره کرده و می‌نویسد اردوگاه عریفجان در کویت، مقر فرماندهی نیروهای زمینی سنتکام، حدود ۱۰۰ کیلومتر با ایران فاصله دارد. پایگاه دریایی آمریکا در بحرین نیز حدود ۲۰۶ کیلومتر و پایگاه العدید قطر حدود ۲۷۴ کیلومتر از ایران فاصله دارند.

این ارقام از منظر نظامی اهمیت ویژه‌ای دارند؛ زیرا در صورت قرار گرفتن یک پایگاه در برد موشکی، مسئله اصلی دیگر صرفاً قدرت دفاعی آن پایگاه نیست، بلکه زمان هشدار، فرصت واکنش و امکان انتقال نیروها به پناهگاه‌ها نیز به یک عامل تعیین‌کننده تبدیل می‌شود.

نقشه پایگاه‌ها و مراکز نظامی آمریکا تا سال ۲۰۲۴ میلادی.

نقشه پایگاه‌ها و مراکز نظامی آمریکا تا سال ۲۰۲۴ میلادی.

چرا آرایش نظامی آمریکا در خلیج فارس دیگر مانند گذشته کارآمد نیست؟

آبرامز ریشه آرایش فعلی نیروهای آمریکا در منطقه را به دوران جنگ سرد و سپس جنگ‌های افغانستان و عراق بازمی‌گرداند.

در آن دوره، استقرار نیروهای آمریکایی در کشورهای حاشیه خلیج فارس مزایای عملیاتی قابل توجهی برای واشنگتن داشت. دشمنان آمریکا در افغانستان و عراق از توان موشکی و پهپادی گسترده‌ای برخوردار نبودند و پایگاه‌های نظامی آمریکا با تهدیدی در ابعاد امروز مواجه نبودند.

اما فناوری نظامی در دو دهه گذشته تغییر کرده است. گسترش استفاده از پهپادها و توسعه توان موشکی، معادلات امنیتی منطقه را دگرگون کرده و به گفته منتقدان این آرایش نظامی، پایگاه‌هایی که زمانی به عنوان نقاط اتکای آمریکا در منطقه شناخته می‌شدند، اکنون می‌توانند به اهدافی آسیب‌پذیر تبدیل شوند.

در چنین شرایطی، مسئله اصلی برای واشنگتن تنها حفظ پایگاه‌ها نیست؛ بلکه این پرسش مطرح است که آیا ادامه استقرار نیروهای آمریکایی در فاصله نزدیک به ایران، از نظر هزینه و فایده نظامی همچنان توجیه‌پذیر است یا خیر.

هزینه سنگین حضور نظامی آمریکا در منطقه

آبرامز در یادداشت خود مدعی شده است که تاکنون ۱۷ نظامی آمریکایی کشته و حدود ۵۰۰ نفر زخمی شده‌اند و میلیاردها دلار نیز به تجهیزات نظامی آمریکا خسارت وارد شده است.

بر اساس تحلیل او، بخش قابل توجهی از این هزینه‌ها به موقعیت جغرافیایی پایگاه‌های آمریکا و آسیب‌پذیری آنها در برابر حملات مربوط می‌شود.

اگر این روند ادامه پیدا کند، واشنگتن با یک معادله پیچیده روبه‌رو خواهد شد؛ از یک سو، انتقال پایگاه‌ها و تجهیزات نظامی هزینه‌های سنگینی دارد و از سوی دیگر، باقی ماندن نیروها در مراکز نزدیک به ایران می‌تواند هزینه‌های انسانی و نظامی بیشتری به آمریکا تحمیل کند.

این وضعیت ممکن است سیاستگذاران آمریکایی را به سمت بازنگری در مفهوم «حضور نظامی در منطقه» سوق دهد؛ به این معنا که به جای تمرکز نیروها در چند پایگاه بزرگ و نزدیک به مناطق پرخطر، شبکه‌ای پراکنده‌تر از مراکز نظامی در نقاط دورتر ایجاد شود.

گزینه‌های جدید آمریکا برای جابه‌جایی پایگاه‌های نظامی

آبرامز معتقد است آمریکا باید امکان انتقال بخشی از نیروهای خود به نقاط دورتر از ایران را بررسی کند. در این میان، سرزمین‌های اشغالی، غرب عربستان سعودی و مصر به عنوان گزینه‌های احتمالی مطرح شده‌اند.

با این حال، هر یک از این گزینه‌ها با محدودیت‌های خاص خود مواجه هستند. از نگاه نویسنده، سرزمین‌های اشغالی به دلیل فاصله بیشتر از ایران و دسترسی عملیاتی مناسب‌تر، گزینه‌ای مطلوب‌تر برای واشنگتن محسوب می‌شود.

اما انتقال گسترده نیروهای آمریکایی به این منطقه نیز می‌تواند پیامدهای سیاسی و امنیتی خاص خود را داشته باشد. کشورهای منطقه ممکن است حضور دائمی نیروهای آمریکایی را عاملی برای افزایش تهدید علیه خود بدانند و در مقابل، واشنگتن نیز برای ایجاد چنین شبکه‌ای از پایگاه‌ها با هزینه‌های مالی و سیاسی قابل توجهی مواجه خواهد شد.

از این منظر، مسئله بازآرایی نظامی آمریکا تنها یک تصمیم نظامی نیست، بلکه موضوعی پیچیده در حوزه سیاست خارجی، روابط با متحدان منطقه‌ای و محاسبات امنیتی واشنگتن است.

عقب‌نشینی از خلیج فارس یا تغییر آرایش نظامی؟

یکی از نکات مهم مطرح‌شده در این تحلیل، تفاوت میان «کاهش حضور نظامی آمریکا» و «تغییر محل استقرار نیروها» است.

بر اساس گزارش‌ها و اظهارات مطرح‌شده در متن، ارتش آمریکا پیش از این نیز روند انتقال بخشی از نیروها و تجهیزات خود از پایگاه العدید قطر را آغاز کرده و بخشی از هواپیماهای آمریکایی به نقاط دیگر منتقل شده‌اند.

بنابراین، حتی اگر واشنگتن تصمیم به کاهش آسیب‌پذیری پایگاه‌های خود در خلیج فارس بگیرد، این اقدام الزاماً به معنای پایان حضور نظامی آمریکا در منطقه نخواهد بود. سناریوی محتمل‌تر می‌تواند انتقال بخشی از نیروها و تجهیزات به نقاط دورتر و ایجاد شبکه‌ای از پایگاه‌های پراکنده باشد.

این رویکرد به آمریکا اجازه می‌دهد ضمن حفظ حضور نظامی خود، ریسک تمرکز نیروها در چند پایگاه نزدیک به ایران را کاهش دهد.

ژنرال آمریکایی: هیچ فرد عاقلی سنتکام را نزدیک ایران مستقر نمی‌کند

در بخش دیگری از این تحلیل، به اظهارات فرانک مک‌کنزی، فرمانده پیشین سنتکام، اشاره شده است. او آرایش فعلی پایگاه‌های آمریکا را «میراثی تاریخی» توصیف کرده و معتقد است شرایط امروز منطقه با زمانی که این پایگاه‌ها ایجاد شدند، تفاوت اساسی دارد.

مک‌کنزی بر این باور است که استقرار مرکز فرماندهی پیشروی سنتکام در فاصله‌ای نزدیک به ایران، با واقعیت‌های امنیتی امروز سازگار نیست و آمریکا باید به سمت بازآرایی نیروهای خود حرکت کند.

اهمیت این اظهارات در آن است که بحث آسیب‌پذیری پایگاه‌های آمریکا دیگر صرفاً در سطح تحلیل‌های سیاسی مطرح نمی‌شود، بلکه برخی چهره‌های نظامی سابق آمریکا نیز نسبت به کارآمدی آرایش فعلی نیروها هشدار داده‌اند.

آیا آمریکا مجبور به تغییر نقشه پایگاه‌های خود خواهد شد؟

مجموع این تحلیل‌ها نشان می‌دهد که بحث بازآرایی پایگاه‌های نظامی آمریکا در خاورمیانه ممکن است در آینده به یکی از موضوعات مهم در محافل سیاسی و نظامی واشنگتن تبدیل شود.

با این حال، اجرای چنین طرحی ساده نیست. هرگونه جابه‌جایی گسترده نیروها به سرمایه‌گذاری‌های مالی عظیم، توافق با کشورهای میزبان و ایجاد زیرساخت‌های جدید نیاز دارد.

از سوی دیگر، کشورهای منطقه نیز ممکن است درباره میزبانی پایگاه‌های جدید آمریکا ملاحظات امنیتی و سیاسی خاص خود را داشته باشند. برخی دولت‌ها ممکن است حضور نیروهای آمریکایی را عامل افزایش تهدید علیه خود بدانند و برخی دیگر نیز ممکن است از این موضوع برای کسب امتیازات سیاسی و اقتصادی از واشنگتن استفاده کنند.

به همین دلیل، تصمیم درباره آینده پایگاه‌های آمریکا در خلیج فارس صرفاً در پنتاگون گرفته نخواهد شد و احتمالاً به یکی از موضوعات مهم در کنگره و سیاست خارجی آمریکا تبدیل می‌شود.

ایران و تغییر معادله بازدارندگی در منطقه

آنچه از این تحلیل می‌توان برداشت کرد، این است که توان موشکی و پهپادی ایران، دست‌کم در نگاه برخی تحلیلگران و مقامات پیشین آمریکایی، معادله امنیتی حضور نظامی واشنگتن در خاورمیانه را تحت تأثیر قرار داده است.

پایگاه‌های آمریکا در منطقه که زمانی به دلیل نزدیکی به مراکز درگیری یک مزیت عملیاتی محسوب می‌شدند، اکنون ممکن است به دلیل همین نزدیکی جغرافیایی به یک نقطه ضعف تبدیل شده باشند.

این تغییر معادله، پیام مهمی برای سیاستگذاران آمریکایی دارد؛ حضور نظامی در منطقه دیگر صرفاً به معنای داشتن پایگاه و نیروی بیشتر نیست، بلکه محل استقرار نیروها، میزان آسیب‌پذیری آنها و توانایی طرف مقابل برای هدف قرار دادن این مراکز نیز به بخش مهمی از محاسبات بازدارندگی تبدیل شده است.

جمع‌بندی؛ جنگی که نقشه پایگاه‌های آمریکا را تغییر می‌دهد

بحث مطرح‌شده از سوی الیوت آبرامز، فارغ از میزان صحت تمامی برآوردهای نظامی آن، نشان‌دهنده شکل‌گیری یک نگرانی جدی در محافل سیاسی و نظامی آمریکا است؛ اینکه آرایش پایگاه‌های این کشور در خاورمیانه که طی دهه‌های گذشته طراحی شده، ممکن است دیگر با تهدیدهای امنیتی امروز منطقه سازگار نباشد.

اگر این نگاه در واشنگتن تقویت شود، آمریکا احتمالاً با یک انتخاب دشوار مواجه خواهد شد؛ یا هزینه‌های بیشتری برای دفاع از پایگاه‌های نزدیک به ایران صرف کند، یا بخشی از نیروها و تجهیزات خود را به نقاط دورتر منتقل کند و شبکه‌ای پراکنده‌تر از مراکز نظامی ایجاد کند.

در هر دو حالت، یک واقعیت مهم در این تحلیل برجسته است: توان موشکی و پهپادی ایران، محاسبات امنیتی آمریکا درباره نحوه استقرار نیروهایش در خلیج فارس را با چالش مواجه کرده است. اکنون پرسش اصلی برای واشنگتن این است که آیا می‌توان با حفظ آرایش فعلی، هزینه‌های انسانی و مالی حضور نظامی را پذیرفت یا اینکه زمان بازنگری اساسی در نقشه پایگاه‌های آمریکا در خاورمیانه فرا رسیده است.

اخبار مرتبط
ارسال نظر