فرید زکریا:

ترامپ راه خروج از باتلاق ایران را نمی‌داند

فرید زکریا، تحلیلگر و روزنامه‌نگار آمریکایی، با انتقاد از راهبرد دولت دونالد ترامپ در جنگ با ایران، تأکید کرد که هزینه‌های سنگین نظامی و اقتصادی این درگیری، در کنار بلاتکلیفی واشنگتن درباره اهداف جنگ، ادعای پیروزی آمریکا را زیر سؤال برده است. به باور او، تا زمانی که دولت ترامپ میان تغییر سیاست‌های ایران و تغییر نظام این کشور تصمیم روشنی نگیرد، در باتلاقی خودساخته گرفتار خواهد ماند.

صفحه سیاست را در گوگل دنبال کنید
ترامپ راه خروج از باتلاق ایران را نمی‌داند
صفحه سیاست-

فرید زکریا، تحلیلگر برجسته مسائل بین‌الملل و مجری شبکه سی‌ان‌ان، در یادداشتی که در وب‌سایت آتلانتیک و روزنامه واشنگتن‌پست منتشر شده، به بررسی پیامدهای جنگ آمریکا علیه ایران و رویکرد دولت دونالد ترامپ پرداخته است.

زکریا معتقد است واشنگتن با وجود ادعاهای مکرر درباره پیروزی در جنگ، هنوز نتوانسته اهداف روشنی برای این درگیری تعریف کند و همین مسئله، خروج از بحران را دشوار کرده است. او همچنین هشدار می‌دهد که هزینه‌های نظامی و اقتصادی جنگ برای آمریکا و سایر کشورها به‌شدت افزایش یافته و دستاوردهای ادعایی واشنگتن با واقعیت‌های میدانی تناسب ندارد.

ادعای پیروزی آمریکا زیر سؤال است

زکریا در ابتدای یادداشت خود به اظهارات برخی چهره‌های رسانه‌ای و سیاسی آمریکا اشاره می‌کند که از پیروزی واشنگتن در جنگ با ایران سخن گفته‌اند. از جمله اسکات جنینگز، مجری شبکه سی‌ان‌ان، مدعی شده است که آمریکا پیروز شده و ایران شکست خورده است. هیو هیویت، مجری فاکس‌نیوز، و صفحه تحریریه وال‌استریت ژورنال نیز دیدگاه‌هایی مشابه درباره برتری آمریکا مطرح کرده‌اند.

با این حال، زکریا استدلال می‌کند که چنین ارزیابی‌هایی تا حد زیادی بر اقدامات نظامی آمریکا برای تأثیرگذاری بر جریان نفت در تنگه هرمز و محدود کردن صادرات ایران تکیه دارند؛ اقداماتی که به باور او، حتی اگر از نظر نظامی قابل توجه باشند، لزوماً به معنای موفقیت در جنگ نیستند.

او برای توضیح این مسئله به تحولات پیش از جنگ اشاره می‌کند. به نوشته زکریا، آمریکا و اسرائیل در ژوئن ۲۰۲۵ تأسیسات هسته‌ای ایران را هدف حملات گسترده قرار دادند و دونالد ترامپ پس از آن مدعی شد برنامه هسته‌ای ایران نابود شده است.

زکریا همچنین به حملات مشترک آمریکا و اسرائیل در فوریه سال بعد اشاره می‌کند که به شهادت رهبر معظم انقلاب و شماری از مقام‌های ارشد ایران انجامید. به نوشته او، ترامپ در جریان این عملیات، تغییر نظام سیاسی ایران را نیز به‌عنوان یکی از اهداف خود مطرح کرده بود.

راهبرد تغییر نظام به نتیجه نرسید

زکریا معتقد است جمهوری اسلامی با وجود حملات، همچنان پابرجا مانده و ساختار سیاسی و فرماندهی خود را حفظ کرده است. او همچنین بسته شدن تنگه هرمز را یکی از پیامدهای مهم جنگ می‌داند؛ آبراهی که حدود یک‌پنجم نفت جهان از آن عبور می‌کند.

از نگاه این تحلیلگر، واشنگتن اکنون برای بازگرداندن شرایط تنگه هرمز به وضعیت پیش از جنگ تلاش می‌کند؛ در حالی که همین آبراه پیش از آغاز درگیری باز بوده است. او این وضعیت را تناقضی در ادعای پیروزی آمریکا می‌داند و می‌نویسد که بازگرداندن شرایط به نقطه پیشین، به‌تنهایی نمی‌تواند موفقیت راهبردی محسوب شود.

هزینه‌های سنگین جنگ برای ارتش و اقتصاد آمریکا

زکریا با استناد به آمارهایی که در یادداشت خود مطرح کرده، هزینه جنگ برای آمریکا را قابل توجه توصیف می‌کند. بر اساس ارقام نقل‌شده در این یادداشت، هزینه نظامی جنگ به ۴۵ میلیارد دلار رسیده و دفتر بودجه کنگره نیز برآورد کرده است که ادامه یک درگیری کم‌شدت می‌تواند ماهانه ۲ میلیارد دلار دیگر هزینه داشته باشد.

او همچنین به کشته شدن دست‌کم ۱۹ نظامی آمریکایی، مصرف بخش قابل توجهی از ذخایر برخی موشک‌های پیشرفته رهگیر و دشواری جایگزینی این تسلیحات اشاره می‌کند. به نوشته زکریا، جایگزینی برخی از این موشک‌ها ممکن است بیش از پنج سال طول بکشد؛ مسئله‌ای که با توجه به نیازهای نظامی آمریکا در برابر چین اهمیت دارد.

در بخش دیگری از یادداشت، به انتقال دست‌کم شش ناو جنگی آمریکا از اقیانوس آرام به خاورمیانه تا پایان ژوئن اشاره شده است؛ اقدامی که نشان‌دهنده اختصاص منابع نظامی بیشتر به این منطقه است.

زکریا سپس به پیامدهای اقتصادی جنگ می‌پردازد و می‌نویسد که میانگین قیمت نفت خام برنت از زمان آغاز درگیری به حدود ۱۰۰ دلار در هر بشکه رسیده؛ رقمی که بنا بر محاسبات او، حدود ۴۰ درصد بالاتر از سطح پیش از جنگ بوده است.

بر اساس برآورد مارک زندی، اقتصاددان ارشد مؤسسه مودیز آنالیتیکس، که در این یادداشت نقل شده، هزینه جنگ برای یک خانوار متوسط آمریکایی تا ماه ژوئیه، از طریق افزایش قیمت‌ها، پرداخت سود و هزینه‌های نظامی، از ۱۲۰۰ دلار فراتر رفته است. زکریا همچنین از پرداخت حدود ۱۳۰ میلیارد دلار هزینه اضافی برای بنزین و گازوئیل توسط آمریکایی‌ها سخن می‌گوید.

به نوشته او، افزایش قیمت سوخت به بالا رفتن هزینه حمل‌ونقل، کشاورزی و مواد غذایی منجر شده است. خانوارهایی که خانه‌های خود را با نفت گرم می‌کنند نیز ممکن است در زمستان با قبض‌هایی به‌مراتب سنگین‌تر روبه‌رو شوند.

جنگ؛ ضربه‌ای به متحدان آمریکا و اقتصاد جهانی

زکریا پیامدهای جنگ را محدود به آمریکا نمی‌داند و معتقد است کشورهای حاشیه خلیج فارس نیز با هزینه‌های سنگینی مواجه شده‌اند. به نوشته او، اعتماد این کشورها به واشنگتن آسیب دیده و افزایش هزینه‌های حمل‌ونقل و افت گردشگری، فشار اقتصادی بیشتری بر آنها وارد کرده است.

او برای نشان دادن ابعاد این آسیب به وضعیت گردشگری دبی اشاره می‌کند و می‌نویسد که نرخ اشغال هتل‌های این شهر از حدود ۸۵ درصد در فوریه به ۲۳ درصد در مارس کاهش یافته است.

زکریا همچنین تأکید می‌کند که دولت‌های منطقه ممکن است ناچار شوند میلیاردها دلار برای تعمیر زیرساخت‌های آسیب‌دیده و ایجاد مسیرهای جایگزین برای انتقال انرژی و کالا هزینه کنند. در سطح جهانی نیز کشورهای واردکننده انرژی با افزایش هزینه‌ها و دشواری تأمین قبوض خود روبه‌رو شده‌اند.

از نگاه این تحلیلگر، چنین پیامدهایی نشان می‌دهد که هزینه جنگ از میدان نبرد فراتر رفته و به اقتصاد خانوارها، تجارت بین‌المللی و روابط آمریکا با متحدانش سرایت کرده است.

درس ویتنام؛ خسارت نظامی لزوماً به معنای پیروزی نیست

زکریا برای بررسی معیارهای موفقیت در جنگ، تجربه آمریکا در ویتنام را یادآوری می‌کند. به نوشته او، ارتش آمریکا در آن دوران بارها درباره میزان خسارت واردشده به دشمن، از جمله تجهیزات منهدم‌شده و شمار تلفات نیروهای مقابل، گزارش‌هایی منتشر می‌کرد.

با این حال، او تأکید می‌کند که معیار اصلی موفقیت نظامی، صرفاً میزان خسارت واردشده نیست، بلکه این است که آیا این خسارت‌ها دشمن را به تسلیم وادار می‌کنند یا نه.

زکریا معتقد است ایران تاکنون تسلیم نشده و دلایل کافی وجود ندارد که نشان دهد ادامه بمباران‌ها الزاماً این وضعیت را تغییر خواهد داد. او با این استدلال، میان برتری نظامی در برخی عملیات‌ها و دستیابی به نتیجه سیاسی پایدار تمایز قائل می‌شود.

تناقض در اهداف ترامپ؛ تغییر سیاست یا تغییر نظام؟

به باور زکریا، یکی از مشکلات اساسی راهبرد دولت ترامپ، روشن نبودن هدف نهایی جنگ است. او می‌نویسد که واشنگتن مشخص نکرده است آیا به دنبال تغییر رفتار و سیاست‌های ایران است یا می‌خواهد ساختار سیاسی این کشور را تغییر دهد.

این تحلیلگر برای توضیح این تناقض به اظهارات اسکات بسنت، وزیر خزانه‌داری آمریکا، در ماه سپتامبر اشاره می‌کند. بسنت در بخشی از سخنان خود از پایان نظام ایران صحبت کرده، اما هم‌زمان گفته است هدف لزوماً فروپاشی دولت نیست و فشارها باید ایران را به مذاکره وادار کند.

زکریا همچنین به سخنرانی ترامپ در سازمان ملل متحد اشاره می‌کند که در آن، رئیس‌جمهور آمریکا از دو گزینه توافق با ایران یا نابودی سریع جمهوری اسلامی سخن گفته بود. این اظهارات در شرایطی مطرح شده‌اند که استیو ویتکاف و جرد کوشنر، فرستادگان ترامپ، در حال مذاکره با مقام‌های ایرانی بوده‌اند.

از نظر زکریا، تهدید به نابودی حکومت ایران و درخواست هم‌زمان برای مذاکره جدی، پیام‌های متناقضی به طرف مقابل ارسال می‌کند و دستیابی به یک راه‌حل سیاسی را دشوارتر می‌سازد.

چرا واشنگتن در باتلاق ایران گرفتار شده است؟

زکریا در پایان یادداشت خود به دیدگاه استیون بیدل و همکارانش در نشریه فارن افرز اشاره می‌کند که بر اساس آن، جنگ‌ها در نهایت از طریق چانه‌زنی‌های سیاسی پایان می‌یابند. به باور او، نیروی نظامی می‌تواند موقعیت یک طرف را در مذاکرات تقویت کند، اما نمی‌تواند جایگزین توافق سیاسی شود.

او تجربه‌های آمریکا در ویتنام، افغانستان و عراق را نمونه‌هایی از دشواری تبدیل دستاوردهای نظامی به نتایج سیاسی پایدار می‌داند و معتقد است واشنگتن در نابودی توان نظامی دشمنان خود موفق‌تر از ساختن ترتیبات سیاسی باثبات عمل کرده است.

جمع‌بندی زکریا این است که دولت ترامپ باید ابتدا درباره هدف نهایی خود در قبال ایران تصمیم بگیرد. تا زمانی که این ابهام برطرف نشود و راهبرد نظامی با هدف سیاسی روشنی همراه نباشد، آمریکا همچنان در بحرانی گرفتار خواهد ماند که به باور او، خود در شکل‌گیری آن نقش داشته است.

 

منبع: ايسنا
اخبار مرتبط
ارسال نظر