صفحه سیاست گزارش می دهد؛

ترامپ در باتلاق جنگ ایران؛ چرا اروپا حاضر نیست هزینه ماجراجویی واشنگتن را بپردازد؟

هفت ماه پس از آغاز جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران، اختلافات واشنگتن و پایتخت‌های اروپایی بر سر دامنه مشارکت نظامی، استفاده از پایگاه‌ها و مسئولیت تأمین امنیت منطقه به یکی از چالش‌های جدی روابط فراآتلانتیک تبدیل شده است. از سخنرانی تمدنی مارکو روبیو در آتن تا خروج بمب‌افکن‌های آمریکایی از پایگاه فرفورد بریتانیا و اختلاف بر سر تنگه هرمز، مجموعه‌ای از تحولات نشان می‌دهد که دولت دونالد ترامپ برای جلب حمایت متحدان خود با موانع سیاسی و حقوقی روبه‌روست. پرسش اصلی این است: آیا واشنگتن می‌تواند اروپا را به مشارکت گسترده‌تر در جنگی وادار کند که تصمیم آغاز آن را بدون اجماع متحدانش گرفته است؟

صفحه سیاست را در گوگل دنبال کنید
ترامپ در باتلاق جنگ ایران؛ چرا اروپا حاضر نیست هزینه ماجراجویی واشنگتن را بپردازد؟
صفحه سیاست-

جنگ مشترک آمریکا و اسرائیل علیه ایران، علاوه بر پیامدهای نظامی و اقتصادی، شکاف‌های قدیمی در ائتلاف غربی را نیز آشکارتر کرده است. دولت دونالد ترامپ از یک سو بر ضرورت افزایش سهم کشورهای اروپایی در تأمین هزینه‌های دفاعی تأکید می‌کند و از سوی دیگر، از همراهی محدود برخی اعضای ناتو با عملیات نظامی علیه ایران ابراز نارضایتی کرده است.

در مقابل، شماری از دولت‌های اروپایی تلاش کرده‌اند میان تعهدات خود در چارچوب ناتو و مشارکت مستقیم در عملیات تهاجمی آمریکا تمایز قائل شوند. این رویکرد به‌ویژه درباره استفاده از حریم هوایی، پایگاه‌های نظامی و اعزام شناورهای جنگی اهمیت پیدا کرده است.

مسئله اصلی برای اروپا تنها اختلاف با واشنگتن بر سر ایران نیست؛ بلکه این پرسش نیز مطرح است که آیا متحدان آمریکا باید هزینه تصمیم‌هایی را بپردازند که در فرایند اتخاذ آن‌ها نقشی تعیین‌کننده نداشته‌اند؟

مأموریت روبیو در آتن؛ وقتی جنگ با ایران به دفاع از تمدن غرب پیوند می‌خورد

مارکو روبیو، وزیر امور خارجه آمریکا، هفتم اکتبر ۲۰۲۶ در تپه پنیکس آتن، در نزدیکی آکروپولیس، سخنرانی کرد و با ارجاع به میراث یونان باستان، خواستار احیای اعتمادبه‌نفس، قدرت ملی و ارزش‌های مشترک غرب شد. او در این سخنرانی از ضرورت پیگیری صریح منافع ملی آمریکا دفاع کرد و از اروپا خواست نقش فعال‌تری در آینده ائتلاف غربی ایفا کند. https://www.reuters.com/world/us/rubio-link-ancient-greek-values-america-first-speech-athens-2026-10-07/

انتخاب چنین مکانی برای سخنرانی، به پیام سیاسی واشنگتن بُعدی تاریخی و تمدنی می‌داد. دولت آمریکا می‌کوشد اختلافات جاری را نه صرفاً منازعه‌ای بر سر یک جنگ منطقه‌ای، بلکه مسئله‌ای مرتبط با هویت و آینده غرب معرفی کند.

با این حال، میان تأکید بر ارزش‌های مشترک و مطالبه مشارکت نظامی، فاصله‌ای قابل‌توجه وجود دارد. اروپا ممکن است با برخی نگرانی‌های امنیتی آمریکا همراه باشد، اما این همراهی لزوماً به معنای پذیرش همه تصمیم‌های نظامی واشنگتن نیست.

از این منظر، سخنان روبیو را می‌توان بخشی از تلاش دولت ترامپ برای تقویت پشتوانه سیاسی عملیات آمریکا و افزایش فشار بر متحدان اروپایی ارزیابی کرد؛ تلاشی که موفقیت آن به میزان همراهی واقعی دولت‌ها و افکار عمومی اروپا بستگی دارد.

پایگاه لاجس؛ آزمون حقوقی همکاری نظامی اروپا با آمریکا

سفر روبیو به پرتغال، بُعد عملی این اختلافات را آشکارتر کرد. پایگاه هوایی لاجس در جزایر آزور، به دلیل موقعیت جغرافیایی خود در اقیانوس اطلس، برای سوخت‌گیری و پشتیبانی پروازهای نظامی آمریکا اهمیت دارد.

دولت پرتغال اجازه استفاده از این پایگاه را در چارچوبی مشروط صادر کرده است؛ اما همین تصمیم با اعتراض داخلی و بررسی حقوقی مواجه شده است. خبرگزاری رویترز در ۹ اکتبر گزارش داد که پس از شکایت حزب چپ بلوک چپ، تحقیقات قضایی درباره قانونی بودن مجوز استفاده آمریکا از پایگاه لاجس آغاز شده است. در مقابل، نخست‌وزیر پرتغال از قانونی بودن تصمیم دولتش دفاع کرده است. https://www.reuters.com/world/portugal-pm-cautions-judiciary-not-get-political-over-us-use-air-base-2026-10-09/

این پرونده نشان می‌دهد که همکاری نظامی با واشنگتن حتی در میان متحدان نزدیک آمریکا نیز الزاماً بدون هزینه سیاسی نیست. دولت‌های اروپایی باید هم‌زمان ملاحظات امنیتی، تعهدات حقوقی و حساسیت‌های افکار عمومی خود را در نظر بگیرند.

برای واشنگتن، دسترسی به پایگاه‌های اروپایی یک مزیت عملیاتی مهم است؛ برای دولت‌های میزبان نیز این همکاری می‌تواند پرسش‌هایی درباره حدود مسئولیت حقوقی و سیاسی آن‌ها در جنگ ایجاد کند.

ماجرای فرفورد؛ تهدید پهپادی یا عاملی برای تشدید فشار بر لندن؟

یکی از مهم‌ترین تحولات اخیر، خروج ۱۲ بمب‌افکن بی‌ـ‌۱ آمریکا از پایگاه هوایی سلطنتی فرفورد در بریتانیا بود. نیویورک‌تایمز به نقل از مقام‌های آمریکایی و بریتانیایی گزارش داد که این تصمیم پس از دریافت اطلاعاتی درباره احتمال حمله پهپادی منتسب به ایران اتخاذ شده است. با این حال، جزئیات پرونده و میزان قطعیت انتساب آن همچنان نیازمند توجه به اظهارات رسمی و روند تحقیقات است. https://www.inquirer.com/news/nation-world/us-bombers-british-air-base-withdrawal-20261006.html

در همین حال، مارکو روبیو تأکید کرد که نمی‌توان خروج بمب‌افکن‌ها را مستقیماً به طرح ادعایی حمله مرتبط دانست. ایران نیز اتهام مشارکت در این طرح را رد کرده است. https://www.timesofisrael.com/liveblog_entry/us-still-confident-in-security-of-its-bases-after-clearing-military-hub-in-uk-rubio-says/

اهمیت سیاسی این پرونده فراتر از جابه‌جایی چند هواپیمای نظامی است. فرفورد در عملیات آمریکا علیه ایران نقش پشتیبانی داشته و همین مسئله، بحث درباره میزان مشارکت عملی بریتانیا در جنگ را حساس‌تر کرده است.

از نگاه واشنگتن، تهدید علیه نیروها و تجهیزات آمریکایی می‌تواند ضرورت همکاری امنیتی بیشتر متحدان را تقویت کند. در مقابل، منتقدان سیاست آمریکا ممکن است هشدار دهند که استفاده از خاک کشورهای اروپایی برای عملیات نظامی، آن‌ها را در معرض پیامدهای مستقیم جنگ قرار می‌دهد.

با این همه، بدون شواهد مستقل و روشن نمی‌توان نتیجه گرفت که پرونده فرفورد با هدف مشخصی برای وادار کردن لندن به مشارکت در جنگ طراحی شده است. آنچه روشن است، افزایش فشار امنیتی و سیاسی بر دولت بریتانیاست.

ناتو زیر فشار ترامپ؛ آیا متحدان موظف به مشارکت در جنگ ایران هستند؟

یکی از محورهای اصلی اختلاف واشنگتن و اروپا، تفسیر تعهدات اعضای ناتو است. دولت ترامپ از متحدان خود انتظار دارد در شرایطی که آمریکا درگیر جنگی پرهزینه است، حمایت نظامی و لجستیکی بیشتری ارائه کنند. اما کشورهای اروپایی میان تعهدات دفاع جمعی و مشارکت در عملیات نظامی خارج از قلمرو دفاعی ائتلاف تفاوت قائل می‌شوند.

پیمان آتلانتیک شمالی به‌خودی‌خود به معنای الزام خودکار همه اعضا به مشارکت در هر عملیات نظامی انتخابی یکی از اعضا نیست. دامنه تعهدات هر کشور به شرایط حقوقی و سیاسی عملیات و چارچوب تصمیم‌گیری ائتلاف بستگی دارد.

اسپانیا نمونه برجسته این اختلاف است. دولت این کشور با استفاده از پایگاه‌هایش برای عملیات تهاجمی آمریکا علیه ایران مخالفت کرده است؛ موضعی که با واکنش تند ترامپ روبه‌رو شده است.

خبرگزاری رویترز در آوریل ۲۰۲۶ گزارش داد که در یک ایمیل داخلی پنتاگون، گزینه‌هایی مانند تعلیق اسپانیا از ناتو و بازنگری در موضع آمریکا درباره حاکمیت بریتانیا بر جزایر فالکلند مطرح شده بود. این موارد به‌عنوان گزینه‌های پیشنهادی گزارش شدند، نه تصمیم‌های اجرایی قطعی. https://www.reuters.com/world/pentagon-email-floats-suspending-spain-nato-other-steps-over-iran-rift-source-2026-04-24/

این اختلاف، پرسشی اساسی را پیش روی ائتلاف قرار می‌دهد: آیا ناتو باید صرفاً بر دفاع جمعی متمرکز بماند یا به ابزاری برای همراه‌سازی متحدان با تصمیم‌های یک‌جانبه واشنگتن تبدیل شود؟

اروپا میان وابستگی امنیتی و مخالفت با جنگ

موضع اروپا یکپارچه نیست. برخی دولت‌ها به همکاری نظامی و لجستیکی با آمریکا ادامه می‌دهند، در حالی که برخی دیگر می‌کوشند از مشارکت مستقیم در عملیات علیه ایران فاصله بگیرند.

این تفاوت‌ها را نمی‌توان صرفاً به موافقت یا مخالفت با ایران تقلیل داد. دولت‌های اروپایی هم‌زمان با چند ملاحظه روبه‌رو هستند: نگرانی از گسترش جنگ، وابستگی به توان نظامی آمریکا، تعهدات ناتو، پیامدهای اقتصادی بحران انرژی و خطر قرار گرفتن زیر فشار سیاسی واشنگتن.

در چنین شرایطی، اختلاف بر سر جنگ ایران به آزمونی برای استقلال راهبردی اروپا تبدیل شده است. اگر دولت‌های اروپایی نتوانند میان تعهدات دفاعی خود و تصمیم‌های نظامی آمریکا مرز روشنی ترسیم کنند، ممکن است در بحران‌های آینده نیز با فشار مشابهی مواجه شوند.

از سوی دیگر، فاصله گرفتن بیش از اندازه از واشنگتن می‌تواند نگرانی‌هایی درباره بازدارندگی در برابر تهدیدهای دیگر، به‌ویژه در جبهه شرقی اروپا، ایجاد کند. همین دوگانگی است که تصمیم‌گیری مستقل را برای پایتخت‌های اروپایی دشوار می‌سازد.

تنگه هرمز؛ وقتی پیامدهای جنگ از میدان نبرد فراتر می‌رود

تنگه هرمز یکی از مهم‌ترین نقاط اتصال امنیت منطقه‌ای به اقتصاد جهانی است. هرگونه اختلال جدی در تردد کشتی‌ها از این آبراه می‌تواند هزینه حمل‌ونقل، بیمه دریایی و تأمین انرژی را افزایش دهد و بازارهای جهانی را تحت فشار قرار دهد.

برای کشورهای اروپایی، پیامدهای چنین بحرانی تنها به افزایش قیمت سوخت محدود نمی‌شود. افزایش هزینه انرژی می‌تواند تولید صنعتی را گران‌تر کند، فشار تورمی را افزایش دهد و تصمیم‌گیری بانک‌های مرکزی را دشوارتر سازد.

به همین دلیل، دولت‌های اروپایی با مسئله‌ای پیچیده روبه‌رو هستند: از یک طرف، تأمین امنیت مسیرهای دریایی و جلوگیری از اختلال در تجارت جهانی برای آن‌ها اهمیت دارد؛ از طرف دیگر، مشارکت نظامی در یک جنگ گسترده می‌تواند دامنه بحران را افزایش دهد.

در این میان، تفکیک میان تأمین امنیت دریانوردی و مشارکت در عملیات تهاجمی اهمیت ویژه‌ای دارد. برخی دولت‌ها ممکن است با اقدامات حفاظتی پس از توقف درگیری‌ها موافق باشند، اما این موضع به معنای پذیرش اسکورت نظامی کشتی‌ها در جریان جنگ نیست.

پیام تهران به اروپا؛ مسئولیت استفاده از خاک و پایگاه‌ها

موضع جمهوری اسلامی ایران در قبال همکاری نظامی کشورهای ثالث بر این تأکید استوار است که در اختیار گذاشتن خاک، حریم هوایی یا امکانات پشتیبانی برای عملیات علیه ایران، می‌تواند آن کشورها را در معرض پیامدهای امنیتی قرار دهد.

این هشدار در شرایطی مطرح می‌شود که اختلافات اروپا و آمریکا درباره استفاده از پایگاه‌ها و امکانات نظامی ادامه دارد. با این حال، ارزیابی مسئولیت حقوقی هر کشور باید بر اساس نقش واقعی آن در عملیات، تعهدات بین‌المللی و شواهد موجود انجام شود.

از منظر تهران، جلوگیری از گسترش جنگ مستلزم توقف عملیات نظامی و پرهیز از اقداماتی است که به افزایش دامنه درگیری منجر می‌شود. برای کشورهای اروپایی نیز مدیریت این بحران به ایجاد توازن میان امنیت شهروندان، روابط فراآتلانتیک و الزامات حقوق بین‌الملل وابسته است.

جمع‌بندی؛ آیا جنگ ایران نقطه عطفی در روابط دو سوی اقیانوس اطلس خواهد بود؟

تحولات اخیر نشان می‌دهد که جنگ ایران به یکی از آزمون‌های مهم روابط آمریکا و اروپا تبدیل شده است. اختلاف بر سر استفاده از پایگاه‌های نظامی، پرونده فرفورد، مجوز لاجس و فشار واشنگتن بر اعضای ناتو، همگی نشانه‌هایی از دشوارتر شدن هماهنگی میان متحدان غربی هستند.

دولت ترامپ می‌کوشد با تکیه بر ضرورت دفاع جمعی، ارزش‌های مشترک غرب و افزایش هزینه‌های نظامی اروپا، حمایت گسترده‌تری برای سیاست خود به دست آورد. در مقابل، برخی دولت‌های اروپایی بر ضرورت محدود کردن دامنه مشارکت خود و حفظ استقلال تصمیم‌گیری تأکید دارند.

نتیجه این کشمکش تنها بر آینده جنگ ایران اثر نمی‌گذارد؛ بلکه می‌تواند بر تعریف تعهدات ناتو، جایگاه آمریکا در امنیت اروپا و میزان اختیار دولت‌های اروپایی در سیاست خارجی نیز تأثیر بگذارد.

پرسش تعیین‌کننده این است که آیا واشنگتن می‌تواند میان مطالبه همبستگی از متحدان و احترام به استقلال تصمیم‌گیری آن‌ها توازن برقرار کند؟ تا زمانی که پاسخ روشنی به این پرسش داده نشود، جنگ ایران نه‌تنها بحران امنیتی خاورمیانه، بلکه عاملی برای تشدید اختلافات در قلب ائتلاف غربی باقی خواهد ماند.

 

اخبار مرتبط
  • دونالد ترامپ از تشکیل «نیروی ابرهوش» برای هماهنگ‌کردن سیاست آمریکا در قبال هوش مصنوعی خبر داده است؛ ساختاری که در ظاهر قرار است واشنگتن را برای رقابت بر سر هوش مصنوعی و جنگ‌افزارهای خودمختار آماده کند. اما پشت عنوان پرطمطراق «Super Intelligence Force» واقعیتی پیچیده‌تر قرار دارد؛ آمریکا هنوز با پراکندگی سازمانی، کمبود نیروی متخصص، ضعف در انتقال تجربه، مشکلات زیرساخت محاسباتی و حتی نبود ضمانت اجرایی روشن برای برخی گاردریل‌های هوش مصنوعی دست‌وپنجه نرم می‌کند. سؤال اصلی اینجاست: آیا واشنگتن واقعاً در حال ساخت نسل بعدی قدرت نظامی است یا هنوز درگیر حل مشکلات پایه‌ای خود است؟

  • جنگ سوم و تجاوز نظامی اخیر آمریکا به ایران وارد روز هشتادوهفتم شده و ۱۸۲ روز از آتش‌بس مورد مناقشه میان دو طرف گذشته است؛ در شرایطی که مسعود پزشکیان از آمادگی ایران برای گفت‌وگو و راستی‌آزمایی فعالیت‌های هسته‌ای سخن می‌گوید، دونالد ترامپ بار دیگر مدعی آمادگی برای مذاکره مستقیم شده، اما همزمان تهدیدهای واشنگتن علیه تهران ادامه دارد؛ تناقضی که یک سؤال اساسی را پیش روی افکار عمومی قرار می‌دهد: آیا آمریکا واقعاً به دنبال مذاکره است یا می‌خواهد مذاکره را به ابزار دیگری برای فشار تبدیل کند؟

  • جنگ روایت‌ها پس از بن‌بست مذاکرات؛ تهران می‌گوید اخراجی در کار نبوده است. در حالی که جنگ میان ایران و آمریکا همچنان در سایه تهدید به ازسرگیری درگیری‌ها ادامه دارد، اختلاف تازه‌ای بر سر سرنوشت هیأت دیپلماتیک ایران در نیویورک شکل گرفته است؛ روایتی که در ظاهر درباره خروج دو دیپلمات ایرانی از آمریکا است، اما در لایه عمیق‌تر، نشانه‌ای از تشدید شکاف سیاسی و بی‌اعتمادی میان تهران و واشنگتن محسوب می‌شود.

ارسال نظر