نظرسنجیها در آستانه انتخابات میاندورهای کنگره، از سقوط محبوبیت دونالد ترامپ و تشدید وضعیت بحرانی جمهوریخواهان حکایت دارد؛ وضعیتی که کاخ سفید را ناگزیر ساخته است برای توجیه استمرار افزایش قیمت سوخت، به روایتهایی متوسل شود که بیش از آنکه پاسخگوی واقعیتهای اقتصادی و میدانی باشد، کارکردی تبلیغاتی دارد. دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، در توجیه گرانی سوخت مدعی شده است: «یکی از مشکلاتی که با آن مواجه هستیم، این است که پالایشگاههای نفت در روسیه بهشدت هدف حمله قرار گرفتهاند.» او افزوده است: «این یک مشکل است، اما در مجموع، همهچیز بهخوبی پیش میرود.»
ترامپ با طرح این ادعا میکوشد دامنه اعتراضات داخلی و آثار سیاسی افزایش قیمت سوخت را، بهویژه در آستانه انتخابات، مدیریت کند؛ اما مجموعه تحولات، تصویری متفاوت ارائه میدهد. از یک سو، ابعاد گسترده تنشها میان واشنگتن و مسکو با چنین روایتی همخوانی ندارد؛ از سوی دیگر، ادعای حملات اوکراین به روسیه با ادعاهای پیشین ترامپ درباره تسلط آمریکا بر رفتار کییف در تناقض آشکار قرار میگیرد. همزمان، دوگانگی اظهارات مقامات کاخ سفید؛ از ادعای عبور میلیونها بشکه نفت از تنگه هرمز تا معرفی پایان جنگ با ایران بهعنوان زمینهساز کاهش قیمتها، پرده از واقعیتی مهم برمیدارد: وعدهدرمانیها دیگر قادر به پنهان کردن هزینههای سنگین جنگ و پیامدهای آن برای ترامپ و جمهوریخواهان نیست.
پالایشگاههای روسیه؛ روایتی ناسازگار با واقعیت مناسبات واشنگتن و مسکو
ترامپ در حالی حملات به پالایشگاههای روسیه را عامل افزایش نرخ سوخت معرفی میکند که مسیر روابط آمریکا و روسیه، حقیقتی متفاوت را آشکار میسازد. آمریکا در دوره ترامپ تحریمهای متعددی علیه روسیه، از جمله در حوزه انرژی، اعمال کرده و حتی کشورهای اروپایی را به سمت کاهش وابستگی انرژی به مسکو و افزایش خرید از آمریکا سوق داده است. در چنین شرایطی، نسبت دادن افزایش قیمت سوخت در آمریکا به آسیبدیدن پالایشگاههای روسیه، با واقعیتهای میدانی و مناسبات انرژی میان دو کشور سازگاری ندارد.
این تناقض زمانی آشکارتر میشود که نیویورکتایمز در ۱۲ مهرماه گزارش داد مذاکرات دولت ترامپ با روسیه برای پایان دادن به جنگ اوکراین گسترش یافته و رایزنیهای طرفین حتی یک توافق نفتی چند میلیارد دلاری را نیز دربر گرفته است؛ توافقی که از سوی طرف آمریکایی راهی برای کاهش قیمت جهانی انرژی تلقی میشود. همین رویکرد نشان میدهد سیاست تحریمی و تقابلی واشنگتن علیه مسکو، دستکم در عرصه منافع اقتصادی، با تلاش برای بهرهگیری از ظرفیت انرژی روسیه درهم تنیده شده است.
از سوی دیگر، ولادیمیر پوتین چند روز پیش اعلام کرده بود تا زمانی که تحریمهای اعمالشده علیه مسکو لغو نشود، روسیه گازوئیل خود را به بازارهای جهانی عرضه نخواهد کرد. در شرایطی که تحریمهای کنگره علیه روسیه همچنان برقرار است، این موضع عملاً ادعای ترامپ درباره نقش پالایشگاههای روسیه در وضعیت بازار سوخت آمریکا را با پرسشهای جدی مواجه میکند.
اوکراین؛ شکاف تازه در روایت کاخ سفید
ترامپ حملات اوکراین به پالایشگاههای روسیه را عامل افزایش بهای سوخت معرفی میکند، حال آنکه زلنسکی اخیراً از افزایش حملات به پالایشگاههای نفت روسیه خبر داده و کشورهای اروپایی نیز از افزایش کمکهای چند میلیارد دلاری به کییف سخن گفتهاند.
در این وضعیت، دو سناریو قابل طرح است: نخست آنکه آمریکا اشراف و کنترل پیشین خود بر روند جنگ اوکراین را از دست داده و سران کییف و اروپا دیگر حاضر به اجرای خواستهها و اوامر واشنگتن نیستند؛ دوم آنکه این حملات با درخواست یا هماهنگی آمریکا صورت گرفته تا دست ترامپ برای توجیه افزایش قیمت سوخت باز باشد.
در هر دو حالت، ماهیت مسئله تغییر نمیکند. اگر سناریوی نخست درست باشد، ترامپ در مدیریت جنگ اوکراین شکست خورده و متحدانش دیگر پذیرای دیکتههای واشنگتن نیستند؛ و اگر سناریوی دوم واقعیت داشته باشد، معنایش این است که دولت آمریکا برای توجیه تبعات اقتصادی شکستها و ناکامیهای خود، به ایجاد بحرانهای جدید متوسل شده است. در هر دو صورت، نتیجه برای ترامپ چیزی جز رسوایی و شکست نیست.
ترامپ در حالی به پالایشگاههای روسیه متوسل شده که چند روز پیشتر از توافق با اروپا برای آزادسازی ذخایر گازوئیل سخن گفته بود. بر اساس ادعاهای مطرحشده، قرار بود طی چهار ماه، ۱۰۰ میلیون بشکه از ذخایر گازوئیل آزاد شود؛ رقمی که بهطور متوسط روزانه حدود ۸۰۰ هزار بشکه را شامل میشود و حتی از ظرفیت عبور یک نفتکش در خلیج فارس نیز کمتر دانسته شده است.
همین مقیاس، این توافق را به موضوعی برای تمسخر جهانی تبدیل کرده و در عین حال، رویکرد جدید ترامپ به پالایشگاههای روسیه، بیاثری آن را بیش از پیش آشکار میسازد. اگر توافق با اروپا حتی اندکی کارآمدی برای کاهش قیمتها داشت، ترامپ نیازی به داستانسرایی درباره روسیه پیدا نمیکرد. از این منظر، توافق ادعایی پیش از آنکه به مرحله اجرا برسد، با رسوایی بیاثری و تبلیغاتی بودن مواجه شده است.
ترامپ و روایتهایی که دیگر خریدار ندارند
ترامپ تلاش دارد مسئله پالایشگاههای روسیه را دلیل استمرار قیمت بالای نفت معرفی کند؛ این در حالی است که هگست، بسنت و خود ترامپ مدعی شدهاند عبور نفت از تنگه هرمز حتی از سطح پیش از آغاز جنگ نیز فراتر رفته و اعداد میلیاردی درباره آن مطرح کردهاند.
از سوی دیگر، ترامپ بار دیگر کاهش قیمتها را به پایان جنگ با ایران مشروط کرده و مدعی شده است این جنگ از وقوع یکی از بدترین فجایع جهانی جلوگیری کرده و بهزودی پایان خواهد یافت. او در عین ساختگی خواندن افزایش قیمتها به دلیل جنگ با ایران گفته است: «قیمتها کمی بالاست. این بهای کمی برای حفظ امنیت جهان است... جنگ تقریباً تمام شده است» و افزوده: «جنگ خیلی سریع تمام میشود و قیمتها به شدت کاهش مییابد.»
این سخنان، از یک سو ادعای باز بودن تنگه هرمز و عبور عادی نفتکشها را با تناقض مواجه میکند و از سوی دیگر، نقش ادعایی پالایشگاههای روسیه در پیامدهای اقتصادی جنگ را زیر سؤال میبرد. به بیان دیگر، داستانسرایی و وعدهدرمانیهای سران کاخ سفید دیگر توان اثرگذاری بر بازار انرژی و افکار عمومی را ندارد. روایت پالایشگاههای روسیه نیز دیر یا زود رنگ خواهد باخت؛ زیرا بازارها و افکار عمومی همچنان بر یک واقعیت اساسی تأکید دارند: مدیریت شکستخورده ترامپ در جنگ علیه ایران، زمینهساز بخش مهمی از وضعیت کنونی است و سایر عوامل، بیش از آنکه علت اصلی باشند، بهانههایی برای پوشاندن این واقعیتاند.