بازار ارز در هفته نخست شهریورماه با افزایش نوسان و رشد تقاضای احتیاطی روبهرو شد؛ شرایطی که در کنار نگرانی نسبت به آینده و محدودیتهای سمت عرضه، انتظارات صعودی در بازار را تقویت کرد.
در واکنش به این وضعیت، بانک مرکزی عرضه ارز از مسیر رسمی را تقویت کرده و در گام نخست ۵۰۰ میلیون دلار به شبکه بانکی اختصاص داده است. بانک مرکزی همچنین اعلام کرده در صورت افزایش تقاضا، امکان تداوم و افزایش عرضه وجود خواهد داشت.
با وجود این اقدام، تجربه تکانههای ارزی سالهای گذشته این پرسش را مطرح کرده که تزریق ارز تا چه اندازه میتواند مسیر بازار را تغییر دهد و آیا این مداخلات میتوانند اثر پایدار داشته باشند یا صرفاً از شدت نوسانات در کوتاهمدت بکاهند.
اقتصاددانان در نشست تحلیلی «مداخله بانکهای مرکزی در بازار ارز» تأکید کردند که در نظام «شناور مدیریتشده»، هدف بانک مرکزی نباید تثبیت یک نرخ مشخص باشد، بلکه باید کاهش نوسانات شدید و نزدیک کردن نرخ ارز به سطح تعادلی باشد.

از این منظر، عرضه ۵۰۰ میلیون دلار اقدامی برای مدیریت سمت عرضه و پاسخگویی به تقاضای واقعی محسوب میشود و لزوماً به معنای تعیین یا تثبیت قیمت مشخصی برای دلار نیست.
سعید بیات، مشاور بانک مرکزی، با اشاره به تجربه کشورهای در حال توسعه گفت بانکهای مرکزی در سالهای اخیر بهتدریج از مداخله مستقیم در بازار نقدی فاصله گرفته و بیشتر به سمت استفاده از ابزارهای مشتقه حرکت کردهاند.
وی افزود مداخله ارزی فقط فروش ارز نیست و بانک مرکزی میتواند در زمان افزایش شدید نرخ ارز با فروش ارز از شدت رشد قیمت بکاهد و در زمان کاهش شدید نرخ نیز با خرید ارز از بازار حمایت کند.
بیات تأکید کرد میزان اثرگذاری مداخله به عواملی مانند ذخایر ارزی، شرایط اقتصاد کلان، نوع نظام ارزی، وضعیت حساب سرمایه و سطح ریسکهای اقتصادی بستگی دارد.
وی همچنین ساختار فعلی عرضه ارز را مورد انتقاد قرار داد و این پرسش را مطرح کرد که چرا بانک مرکزی باید ارز حاصل از فروش نفت و گاز را از دولت خریداری و سپس در بازار عرضه کند.
مشاور بانک مرکزی پیشنهاد کرد دولت ارز حاصل از صادرات نفت و گاز را مستقیماً در مرکز مبادله عرضه کند تا دستگاههای مختلف نیز ارز مورد نیاز خود را از همین بازار تأمین کنند. به گفته وی، این سازوکار میتواند وظایف تجاری دولت را از وظایف سیاستگذاری بانک مرکزی جدا کند.
در ادامه، کوروش پرویزیان، رئیس پژوهشکده پولی و بانکی بانک مرکزی، گفت برای ارزیابی وضعیت منابع ارزی کشور نباید تنها به ارقام ترازنامه توجه کرد و تعهدات و عملیات خارج از ترازنامه نیز باید مورد بررسی قرار گیرد.
وی تأکید کرد مسئله اصلی لزوماً کمبود مطلق منابع ارزی نیست، بلکه نحوه تخصیص و مصرف این منابع نیز اهمیت دارد.
پرویزیان تأمین ارز برای کالاهای اساسی، دارو، انرژی و برخی نیازهای امنیتی را نیز نوعی مداخله در بازار ارز دانست و گفت این موضوع باید در ارزیابی عملکرد سیاستهای ارزی مورد توجه قرار گیرد.
سید احمدرضا جلالی نائینی، عضو هیئت علمی مؤسسه عالی آموزش و پژوهش مدیریت و برنامهریزی، نیز با اشاره به محدودیت منابع بانک مرکزی گفت نمیتوان انتظار داشت این نهاد با منابع محدود، تمام مشکلات اقتصاد را از طریق بازار ارز جبران کند.
وی افزود زمانی که سایر بخشهای اقتصاد عملکرد مناسبی ندارند، فشار زیادی برای حل مشکلات به بازار ارز و بانک مرکزی منتقل میشود، در حالی که بانک مرکزی ابزار و منابع کافی برای مدیریت همه این مشکلات را ندارد.
جلالی نائینی با اشاره به تجربه تکنرخی شدن ارز در سال ۱۳۸۱ گفت شرایط اقتصادی و نهادی آن دوره با وضعیت فعلی متفاوت بود و پس از تشدید تحریمها و کاهش درآمدهای نفتی، توان مداخله بانک مرکزی نیز محدودتر شده است.
میثم خسروی، عضو هیئت علمی دانشگاه تهران، نیز با اشاره به ناکارایی برخی بازارهای مالی گفت نرخ ارز همیشه صرفاً بر اساس عوامل بنیادین اقتصاد حرکت نمیکند و همین مسئله میتواند مداخله بانک مرکزی برای کاهش نوسانات شدید را توجیه کند.
وی در عین حال تأکید کرد باید میان خرید و فروش مستقیم ارز توسط بانک مرکزی و سیاستهایی مانند الزام صادرکنندگان به بازگرداندن ارز حاصل از صادرات تفاوت قائل شد.
در مجموع، کارشناسان حاضر در این نشست بر این نکته تأکید داشتند که مداخله ارزی میتواند در کوتاهمدت به کاهش نوسانات کمک کند، اما اثر پایدار آن بدون اصلاح عوامل بنیادی اقتصاد، مدیریت تقاضا و ایجاد چارچوب مناسب برای سیاستگذاری پولی و ارزی دشوار خواهد بود.