یادداشت روز صفحه سیاست؛

جنگ ۴۰ روزه و سنجش پیروزی در میدان سیاست

در ارزیابی جنگ‌ها، آنچه سرنوشت نهایی را رقم می‌زند، صرفاً حجم ویرانی‌ها یا برتری میدانی نیست، بلکه میزان تحقق اهداف سیاسی طرف‌های درگیر است. بر همین مبنا، برخی تحلیلگران معتقدند جنگ ۴۰ روزه میان ایران و محور آمریکا ـ اسرائیل را باید فراتر از خسارت‌های نظامی و تصاویر ویرانی تحلیل کرد و معیار اصلی را در دستیابی یا ناکامی طرفین در تحقق اهداف راهبردی جست‌وجو کرد.

جنگ ۴۰ روزه و سنجش پیروزی در میدان سیاست
۰ دقیقه
نویسنده: جواد نبوتی
صفحه سیاست-

در جنگ‌های مدرن، معیار پیروزی تنها میزان تخریب یا برتری آتش نیست؛ بلکه دستیابی به اهداف سیاسی، امنیتی و راهبردی، تعیین‌کننده نتیجه نهایی است. بر همین اساس، بخشی از تحلیلگران معتقدند ارزیابی جنگ ۴۰ روزه میان ایران و محور آمریکا ـ اسرائیل، تنها با بررسی تصاویر ویرانی و خسارت‌های میدانی ممکن نیست و باید میزان تحقق اهداف اعلامی و پنهان طرفین را ملاک قضاوت قرار داد.

ویرانی؛ معیار پیروزی نیست

در روزهای جنگ، انتشار تصاویر بمباران‌ها، ترور فرماندهان و فشارهای اقتصادی، این تصور را در افکار عمومی ایجاد کرد که ایران در موقعیت ضعف قرار گرفته است. اما تاریخ جنگ‌های معاصر نشان داده است که برتری نظامی لزوماً به معنای موفقیت سیاسی نیست.

ایالات متحده با وجود برتری قاطع نظامی در ویتنام، نتوانست اهداف راهبردی خود را محقق کند. اتحاد جماهیر شوروی نیز پس از سال‌ها حضور نظامی در افغانستان، ناچار به عقب‌نشینی شد. عراق نیز نمونه دیگری است که آمریکا با صرف هزینه‌های هنگفت، در نهایت بدون دستیابی به اهداف مورد نظر خود از آن خارج شد.

این تجربه‌ها نشان می‌دهد قدرت نظامی می‌تواند خسارت وارد کند، اما تضمینی برای تحمیل اراده سیاسی نیست.

اهداف جنگ چه بود؟

بر اساس این تحلیل، هدف آمریکا و رژیم صهیونیستی از جنگ اخیر صرفاً وارد کردن خسارت نظامی به ایران نبود؛ بلکه مجموعه‌ای از اهداف راهبردی دنبال می‌شد؛ از جمله وادار کردن ایران به عقب‌نشینی سیاسی، تضعیف محور مقاومت، حذف تدریجی مسئله فلسطین از معادلات منطقه، انزوای ایران و تثبیت نظم منطقه‌ای جدید تحت رهبری اسرائیل و حمایت آمریکا.

این اهداف پیش‌تر نیز در قالب طرح «خاورمیانه جدید» که بنیامین نتانیاهو در مجمع عمومی سازمان ملل از آن سخن گفته بود، ترسیم شده بود.

روایت متفاوت از نتیجه جنگ

تحلیل حاضر معتقد است که برخلاف اهداف اولیه، ایران نه‌تنها از موضع تسلیم وارد مذاکرات نشد، بلکه ساختار سیاسی و حاکمیتی خود را حفظ کرد. همچنین با وجود خسارت‌های واردشده، محور مقاومت فرو نپاشید و مسئله فلسطین بار دیگر به یکی از مهم‌ترین موضوعات سیاست منطقه‌ای و بین‌المللی تبدیل شد.

از این منظر، مهم‌ترین دستاورد ایران، جلوگیری از تحقق اهداف سیاسی طرف مقابل بوده است؛ موضوعی که در ادبیات راهبردی، یکی از شاخص‌های اصلی موفقیت در جنگ‌های فرسایشی به شمار می‌رود.

فرسایش؛ سلاح تعیین‌کننده

یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های جنگ‌های فرسایشی، افزایش هزینه‌های ادامه نبرد برای طرف مقابل است. بر همین اساس، این تحلیل بر این باور است که ایران با گسترش دامنه هزینه‌های نظامی، اقتصادی و امنیتی، شرایطی ایجاد کرد که ادامه جنگ برای آمریکا و متحدانش به‌مراتب پرهزینه‌تر از دستاوردهای احتمالی آن باشد.

در چنین شرایطی، تغییر محاسبات راهبردی، خود به‌عنوان یکی از مهم‌ترین نشانه‌های موفقیت در یک نبرد فرسایشی ارزیابی می‌شود.

تفاهم‌نامه اسلام‌آباد؛ نشانه تغییر موازنه؟

در ادامه این روایت، از تفاهم‌نامه اسلام‌آباد به‌عنوان یکی از پیامدهای تغییر موازنه یاد می‌شود؛ تفاهمی که بر محور توقف عملیات نظامی، احترام به حاکمیت و تمامیت ارضی ایران، کاهش فشارها، آزادسازی بخشی از دارایی‌های ایران، تسهیل صادرات نفت و بازگشت به مذاکرات هسته‌ای بدون شروط حداکثری استوار توصیف می‌شود.

نویسنده این تحلیل معتقد است پذیرش چنین چارچوبی بیش از آنکه ناشی از تغییر نگاه واشنگتن باشد، نتیجه افزایش هزینه‌های تداوم جنگ برای آمریکا بوده است.

بازگشت فلسطین به مرکز تحولات

یکی دیگر از پیامدهای راهبردی جنگ، بازگشت مسئله فلسطین به کانون توجه افکار عمومی جهان عنوان می‌شود. روند عادی‌سازی روابط برخی کشورهای عربی با رژیم صهیونیستی، پیش از تحولات اخیر، تا حد زیادی مسئله فلسطین را به حاشیه رانده بود، اما پس از آغاز جنگ غزه، این پرونده بار دیگر به یکی از اصلی‌ترین محورهای سیاست بین‌الملل تبدیل شد.

بر اساس این تحلیل، تغییر دوباره اولویت‌های منطقه‌ای، یکی از مهم‌ترین نتایج سیاسی این جنگ محسوب می‌شود.

تنگه هرمز و پیام اقتصاد جهانی

این تحلیل همچنین بر اهمیت ژئوپلیتیکی تنگه هرمز تأکید می‌کند و معتقد است جنگ اخیر، آسیب‌پذیری زنجیره‌های تأمین جهانی را آشکار ساخت. عبور بخش قابل توجهی از هلیوم، آمونیاک و اوره جهان از این گذرگاه راهبردی، نشان داد هرگونه تنش در این منطقه می‌تواند آثار اقتصادی گسترده‌ای در سطح بین‌المللی بر جای بگذارد.

تحلیل صفحه سیاست

بر اساس این روایت تحلیلی، اگر معیار ارزیابی جنگ، تحقق اهداف سیاسی باشد، پروژه آمریکا و رژیم صهیونیستی به اهداف راهبردی خود دست نیافته است. جلوگیری از تحقق اهداف اعلام‌شده طرف مقابل، حفظ ساختار حاکمیتی ایران، تداوم نقش محور مقاومت، بازگشت مسئله فلسطین به صدر تحولات منطقه و افزایش هزینه‌های ادامه جنگ برای واشنگتن، مهم‌ترین دلایلی هستند که این تحلیل برای توصیف نتیجه جنگ به‌عنوان یک موفقیت راهبردی برای ایران مطرح می‌کند.

در چنین برداشتی، پیروزی نه با میزان تخریب، بلکه با توانایی جلوگیری از تحقق اهداف دشمن سنجیده می‌شود؛ معیاری که بسیاری از نظریه‌پردازان جنگ‌های فرسایشی نیز بر آن تأکید دارند.

 

اخبار مرتبط
ارسال نظر