یادداشت تحلیلی صفحه سیاست؛

۱۳ آبان؛ استقلال را نمی‌توان فقط در برابر بیگانگان حفظ کرد!

سیزدهم آبان را نباید صرفاً در تقویم مناسبت‌های سیاسی کشور جست‌وجو کرد. این روز، فراتر از سه واقعه تاریخی مهم، حامل یک پرسش بنیادین درباره سرنوشت ایران است؛ پرسشی که پس از گذشت دهه‌ها همچنان اعتبار خود را حفظ کرده است: چه کسی باید درباره آینده ایران تصمیم بگیرد؛ ملت ایران یا قدرت‌هایی که منافع خود را در وابستگی و تضعیف این کشور دنبال می‌کنند؟

صفحه سیاست را در گوگل دنبال کنید
۱۳ آبان؛ استقلال را نمی‌توان فقط در برابر بیگانگان حفظ کرد!
صفحه سیاست-

تبعید امام خمینی(ره) در سال ۱۳۴۳، شهادت دانش‌آموزان در ۱۳ آبان ۱۳۵۷ و تسخیر سفارت آمریکا در ۱۳ آبان ۱۳۵۸، سه واقعه‌ای هستند که هرکدام از زاویه‌ای متفاوت، یک مفهوم مشترک را در تاریخ معاصر ایران برجسته کردند؛ مخالفت با تحمیل اراده بیگانه بر سرنوشت یک ملت.

اما اهمیت ۱۳ آبان فقط در مرور گذشته نیست. ارزش واقعی این روز زمانی آشکار می‌شود که بتوانیم از دل تاریخ، برای مسائل امروز ایران پاسخ پیدا کنیم.

استقلال؛ مسئله‌ای فراتر از مخالفت با آمریکا

استقلال در ادبیات سیاسی جمهوری اسلامی، صرفاً به معنای مخالفت با سیاست‌های واشنگتن یا مقابله با مداخله قدرت‌های خارجی نیست. استقلال یعنی هیچ قدرتی نتواند برای ایران نسخه سیاسی، امنیتی، اقتصادی و فرهنگی بنویسد و اراده خود را بر تصمیمات ملی تحمیل کند.

از همین منظر، سیاست «نه شرقی، نه غربی» را باید فراتر از یک شعار تاریخی فهمید. این سیاست به معنای آن است که ایران نه حیاط خلوت قدرت‌های غربی باشد و نه در مدار وابستگی به قدرت‌های شرقی حرکت کند. کشور مستقل، حتی در همکاری با قدرت‌های بزرگ نیز باید منافع ملی، امنیت و مصالح بلندمدت خود را معیار تصمیم‌گیری قرار دهد.

اندیشه شهید آیت‌الله دکتر بهشتی نیز در همین نقطه اهمیت پیدا می‌کند. در این نگاه، مبارزه با استکبار فقط مقابله با یک دولت یا قدرت خارجی نیست؛ بلکه ایستادن در برابر هر نوع سلطه، تبعیض، تحمیل اراده و نادیده گرفتن حقوق ملت‌هاست.

بنابراین، استکبارستیزی زمانی به یک تفکر تمدنی تبدیل می‌شود که در داخل کشور نیز با هر شکل از انحصارطلبی، فساد، تبعیض و تضییع حقوق مردم مقابله کند.

از تسخیر لانه جاسوسی تا جنگ‌های امروز؛ استقلال همچنان هزینه دارد

تاریخ معاصر ایران نشان داده است که استقلال‌خواهی همواره با هزینه‌هایی همراه بوده است. از فشارهای سیاسی و اقتصادی پس از انقلاب تا تحریم‌های گسترده، تهدیدهای نظامی و رویارویی‌های امنیتی، همگی نشان می‌دهند که قدرت‌های مداخله‌گر به‌آسانی از منافع و نفوذ خود در منطقه دست نمی‌کشند.

جنگ دوازده‌روزه و جنگ رمضان نیز بار دیگر اهمیت اقتدار دفاعی، توان بازدارندگی و انسجام ملی را در معادلات امنیتی منطقه آشکار کرد. تجربه این رویارویی‌ها نشان داد که امنیت و استقلال یک کشور را نمی‌توان صرفاً با اتکا به وعده‌های دیپلماتیک یا تضمین‌های قدرت‌های خارجی تأمین کرد.

در چنین شرایطی، قدرت دفاعی ایران و توان ایستادگی در برابر تهدیدهای نظامی، بخشی از ظرفیت حفظ استقلال ملی است. با این حال، نباید فراموش کرد که اقتدار واقعی فقط در تجهیزات نظامی و توان موشکی خلاصه نمی‌شود؛ اقتصاد قدرتمند، جامعه امیدوار، سرمایه اجتماعی و اعتماد عمومی نیز از ارکان امنیت ملی هستند.

کشوری که از نظر دفاعی قدرتمند است اما با مشکلات اقتصادی، نابرابری و کاهش اعتماد عمومی دست‌وپنجه نرم می‌کند، هنوز با همه ظرفیت‌های قدرت ملی خود فاصله دارد.

استقلال بدون عدالت، به یک مفهوم ناتمام تبدیل می‌شود

شاید مهم‌ترین پرسشی که باید در سالروز ۱۳ آبان مطرح کرد، این باشد: اگر استقلال برای حفظ کرامت ملت است، این کرامت در زندگی روزمره مردم چگونه باید دیده شود؟

مردمی که در برابر تهدید خارجی از کشورشان دفاع می‌کنند، حق دارند در داخل نیز انتظار عدالت، شفافیت، مبارزه با فساد، فرصت‌های برابر و امنیت اقتصادی داشته باشند.

نمی‌توان از استقلال سخن گفت اما نسبت به تبعیض و رانت بی‌تفاوت ماند. نمی‌توان از عزت ملی دفاع کرد اما دغدغه معیشت خانوارها، اشتغال جوانان، آینده نسل تحصیل‌کرده و قدرت خرید مردم را در اولویت قرار نداد.

استقلال سیاسی زمانی به دستاوردی ماندگار تبدیل می‌شود که در کنار آن، استقلال اقتصادی نیز تقویت شود؛ تولید ملی رونق بگیرد، وابستگی‌های آسیب‌پذیر کاهش یابد، دانش و فناوری توسعه پیدا کند و ظرفیت‌های داخلی کشور به ثروت و رفاه عمومی تبدیل شوند.

در واقع، یکی از مهم‌ترین میدان‌های امروز استکبارستیزی، ساختن اقتصادی است که در برابر تحریم، فشار خارجی و تکانه‌های جهانی آسیب‌پذیری کمتری داشته باشد.

نسل جدید؛ مخاطب اصلی پیام ۱۳ آبان

۱۳ آبان فقط متعلق به نسلی نیست که انقلاب و حوادث نخستین سال‌های آن را تجربه کرده است. نسل امروز ایران، با پرسش‌ها، دغدغه‌ها و انتظارات متفاوتی به آینده نگاه می‌کند.

برای این نسل، استقلال زمانی معنا پیدا می‌کند که بتواند در کشور خود آینده‌ای روشن بسازد؛ بتواند بدون تبعیض پیشرفت کند، آزادانه بیندیشد، در تصمیم‌گیری‌های اجتماعی و سیاسی اثرگذار باشد و ثمره تلاش خود را در زندگی‌اش ببیند.

اگر قرار است آرمان‌های نسل انقلاب به نسل‌های بعد منتقل شود، این انتقال صرفاً با تکرار شعارها امکان‌پذیر نیست. باید استقلال را به تجربه‌ای ملموس در زندگی مردم تبدیل کرد.

در این میان، شکوفایی دانش، آزادی اندیشه، مشارکت سیاسی، عدالت اجتماعی و مبارزه واقعی با فساد، نه موضوعاتی حاشیه‌ای، بلکه از مهم‌ترین ابزارهای صیانت از استقلال و اقتدار ملی هستند.

۱۳ آبان؛ روز بازخوانی یک مسئولیت تاریخی

امروز که ایران در یکی از حساس‌ترین مقاطع تحولات منطقه‌ای و بین‌المللی قرار دارد، بازخوانی پیام ۱۳ آبان ضرورتی فراتر از یک مراسم سالانه است.

این روز به ما یادآوری می‌کند که استقلال، دستاوردی یک‌بار مصرف نیست؛ میراثی است که باید هر روز از آن محافظت کرد. این حفاظت نیز فقط در میدان مقابله با تهدیدهای خارجی اتفاق نمی‌افتد؛ بلکه در میدان اقتصاد، سیاست، فرهنگ، عدالت و اعتماد عمومی نیز معنا پیدا می‌کند.

میراث امام خمینی(ره)، اندیشه شهید بهشتی و فداکاری شهدای انقلاب و دفاع از میهن، مسئولیتی تاریخی بر دوش امروز ما گذاشته است؛ مسئولیت ساختن ایرانی مستقل، مقتدر، عادل و برخوردار از سرمایه اجتماعی.

۱۳ آبان را باید روز تجدید عهد با استقلال ایران دانست؛ اما این عهد زمانی صادقانه و ماندگار خواهد بود که در کنار ایستادگی در برابر زیاده‌خواهی قدرت‌های خارجی، برای رفع مشکلات مردم، مبارزه با فساد، کاهش تبعیض و ساختن آینده‌ای شایسته برای نسل‌های بعد نیز اراده‌ای جدی وجود داشته باشد.

استقلال را نمی‌توان فقط در برابر بیگانگان حفظ کرد؛ استقلال واقعی زمانی تثبیت می‌شود که مردم در سرنوشت کشورشان احساس عزت، عدالت، امنیت و امید کنند.

 

اخبار مرتبط
ارسال نظر