۱۷ اکتبر، برابر با ۲۵ مهر، روز جهانی ریشهکنی فقر نامگذاری شده است؛ روزی که قرار است توجه افکار عمومی را به یکی از بنیادیترین چالشهای بشری جلب کند. اما مسئله فقر را نمیتوان صرفاً با برگزاری مراسم، انتشار آمار یا تکرار وعدههای حمایتی حل کرد. ریشهکنی فقر نیازمند اراده سیاسی، سیاستگذاری کارآمد، توزیع عادلانه فرصتها و ایجاد شرایطی است که در آن هیچ انسانی به دلیل تنگنای مالی از حقوق اولیه خود محروم نماند.
فقر؛ محصول کمبود ثروت یا نابرابری در توزیع آن؟
یکی از پرسشهای اساسی درباره فقر این است که چرا با وجود گسترش دانش، فناوری، تولید و ثروت در جهان، این معضل همچنان پابرجاست؟ پاسخ را باید علاوه بر محدودیت منابع، در نحوه توزیع ثروت، دسترسی نابرابر به فرصتها، ضعف نظامهای حمایتی، بحرانهای اقتصادی و پیامدهای جنگ و بهرهکشی نیز جستوجو کرد.
در بسیاری از جوامع، رشد اقتصادی لزوماً به معنای بهبود زندگی همه شهروندان نیست. ممکن است شاخصهای کلان اقتصادی رشد کنند، اما خانوارهای کمدرآمد همچنان با کاهش قدرت خرید، ناامنی شغلی و دشواری تأمین هزینههای ضروری روبهرو باشند. به همین دلیل، سنجش موفقیت اقتصادی تنها با ارقام تولید ناخالص داخلی یا درآمد سرانه کافی نیست؛ باید دید سهم اقشار مختلف جامعه از ثمره رشد اقتصادی چقدر است.
فقر همچنین پدیدهای چندبعدی است. محرومیت از آموزش باکیفیت، خدمات درمانی، مسکن مناسب و شغل پایدار میتواند نسلهای متوالی را در چرخه فقر گرفتار کند. در چنین شرایطی، کمکهای مقطعی اگرچه ممکن است بخشی از فشار معیشتی را کاهش دهند، بهتنهایی برای شکستن این چرخه کافی نیستند.
فقر در ایران؛ فاصله درآمد اسمی تا واقعیت زندگی مردم
ایران از ظرفیتهای مهم اقتصادی، منابع طبیعی قابلتوجه، نیروی انسانی توانمند و زیرساختهای گسترده برخوردار است؛ بااینحال، وجود این ظرفیتها بهخودیخود مانع گسترش فقر نمیشود. آنچه اهمیت دارد، تبدیل این امکانات به رفاه پایدار و قابل لمس برای خانوارهاست.
افزایش هزینه مسکن، خوراک، درمان و آموزش، در کنار کاهش قدرت خرید دستمزدها و نااطمینانی اقتصادی، میتواند خانوادههای بیشتری را در معرض فقر قرار دهد. برای خانواری که بخش عمده درآمد خود را صرف اجاره خانه و تهیه مواد غذایی میکند، حتی افزایش محدود هزینههای ضروری ممکن است به حذف مخارج درمانی، کاهش کیفیت تغذیه یا محرومیت فرزندان از فرصتهای آموزشی منجر شود.
در متنهای قدیمی درباره فقر در ایران، ارقامی مانند بیش از ۱۰ میلیون نفر زیر خط فقر مطلق و بیش از ۳۰ میلیون نفر زیر خط فقر نسبی مطرح شده است؛ اما بدون مشخص بودن سال آماری، روش محاسبه و منبع انتشار، نمیتوان این ارقام را بهعنوان آمار روز و قطعی معرفی کرد. واقعیت آن است که ارزیابی دقیق وضعیت فقر به دادههای بهروز درباره درآمد و هزینه خانوار، خط فقر، تورم و توزیع درآمد نیاز دارد.
بااینحال، فارغ از اختلاف بر سر ارقام، مسئله اصلی روشن است: هیچ برنامه اقتصادی زمانی به موفقیت کامل نزدیک نمیشود که بهبود شاخصهای کلان در زندگی روزمره بخش قابلتوجهی از مردم احساس نشود.
مبارزه با فقر؛ فراتر از یارانه و کمکهای نقدی

حمایت نقدی، یارانه و بستههای معیشتی میتوانند در شرایط دشوار اقتصادی نقش مهمی در کاهش فشار بر خانوارهای کمدرآمد داشته باشند؛ اما مبارزه پایدار با فقر به مجموعهای از سیاستهای هماهنگ نیاز دارد.
ایجاد شغل پایدار و مولد، افزایش متناسب دستمزدها با هزینه زندگی، کنترل تورم، گسترش پوشش بیمههای اجتماعی، حمایت از خانوارهای آسیبپذیر و تضمین دسترسی به آموزش و درمان باکیفیت، از جمله اقداماتی هستند که میتوانند زمینه کاهش فقر را فراهم کنند.
در این میان، حمایت از تولید و کسبوکارهای کوچک نیز اهمیت دارد؛ زیرا اشتغال پایدار، علاوه بر ایجاد درآمد، امکان برنامهریزی برای آینده و حفظ کرامت انسانی را افزایش میدهد. سیاستهای حمایتی زمانی اثربخشتر خواهند بود که بهجای وابسته کردن افراد به کمکهای مقطعی، مسیر دستیابی آنان به استقلال اقتصادی را هموار کنند.
از سوی دیگر، شفافیت در تخصیص منابع عمومی و ارزیابی مستمر نتایج سیاستهای حمایتی ضروری است. منابعی که با هدف کاهش فقر اختصاص مییابند، باید به شکل مؤثر به دست گروههای هدف برسند و اثر واقعی آنها بر کیفیت زندگی مردم سنجیده شود.
ریشهکنی فقر؛ مسئولیتی فراتر از مرزها
فقر تنها مسئله کشورهای کمدرآمد نیست. جنگ، تحریم، بحران بدهی، تغییرات اقلیمی، شوکهای اقتصادی و نابرابری در دسترسی به فناوری و بازارهای جهانی میتوانند شرایط زندگی میلیونها نفر را تحت تأثیر قرار دهند. در عین حال، نباید همه اشکال فقر را به یک علت واحد نسبت داد؛ کیفیت حکمرانی، ساختار اقتصادی، شرایط داخلی و تحولات بینالمللی هرکدام میتوانند در شکلگیری یا تشدید آن نقش داشته باشند.
همکاری بینالمللی، کاهش آسیبهای انسانی جنگها، دسترسی عادلانهتر به منابع و فرصتهای اقتصادی و حمایت از توسعه پایدار، بخشی از راهحل جهانی این مسئله است. بااینحال، هر کشور نیز مسئولیت دارد با سیاستهای داخلی کارآمد، از گسترش محرومیت جلوگیری کند و فرصتهای زندگی شایسته را در اختیار شهروندان قرار دهد.
روز جهانی ریشهکنی فقر؛ آزمونی برای سیاستگذاری
روز جهانی ریشهکنی فقر یادآوری میکند که ارزش پیشرفت اقتصادی را نباید تنها با میزان ثروتی سنجید که تولید میشود، بلکه باید دید این ثروت چه تغییری در زندگی مردم ایجاد میکند. جامعهای که در آن گروهی از شهروندان برای تأمین غذا، مسکن و درمان با دشواری روبهرو هستند، هنوز با تحقق عدالت اجتماعی فاصله دارد.
ریشهکنی فقر به معنای توزیع صرف پول یا یکسان کردن درآمد همه افراد نیست؛ بلکه به معنای فراهم کردن حداقلی شایسته از زندگی، فرصتهای عادلانه و امکان عبور از محرومیت است. در چنین مسیری، دولتها باید پاسخگوی نتایج سیاستهای خود باشند، نهادهای اجتماعی نقش حمایتی ایفا کنند و اقتصاد به شکلی اداره شود که ثمره رشد آن به زندگی اکثریت مردم راه پیدا کند.
فقر سرنوشتی اجتنابناپذیر نیست؛ مسئلهای است که میتوان با سیاستگذاری درست، حمایت هدفمند و توزیع عادلانه فرصتها از شدت آن کاست. روز جهانی ریشهکنی فقر زمانی معنای واقعی خود را پیدا میکند که از تقویم مناسبتها فراتر برود و به معیاری برای سنجش عملکرد دولتها در تأمین زندگی شایسته برای مردم تبدیل شود.