یادداشت روز صفحه سیاست؛

روز جهانی نابینایان؛ شهرهایی که باید با همه شهروندان دیده شوند

۱۵ اکتبر، روز جهانی عصای سفید، فرصتی برای سنجش میزان مسئولیت‌پذیری شهرها در برابر حقوق نابینایان و افراد کم‌بینا است؛ روزی برای یادآوری اینکه استقلال فردی، تردد ایمن و مشارکت اجتماعی، امتیاز نیستند، بلکه حقوقی اساسی‌اند که تحقق آن‌ها به اراده مدیریت شهری، طراحی فراگیر و تغییر نگرش جامعه نیاز دارد.

صفحه سیاست را در گوگل دنبال کنید
روز جهانی نابینایان؛ شهرهایی که باید با همه شهروندان دیده شوند
صفحه سیاست-

شهر را نمی‌توان صرفاً با خیابان‌های آسفالت‌شده، ساختمان‌های بلند، پل‌های عابر پیاده و ایستگاه‌های مترو سنجید. شهری که بخشی از شهروندانش برای عبور از خیابان، استفاده از حمل‌ونقل عمومی یا حتی رفتن به محل کار و تحصیل به کمک دیگران نیاز دارند، هنوز تا رسیدن به مفهوم واقعی شهروندمداری فاصله دارد. روز جهانی نابینایان، پیش از آنکه مناسبتی تقویمی باشد، فرصتی برای بازنگری در کیفیت زندگی شهری و سنجش میزان توجه سیاست‌گذاران به حقوق افرادی است که جهان پیرامون خود را به شیوه‌ای متفاوت تجربه می‌کنند.

عصای سفید نماد استقلال و توانمندی نابینایان است؛ اما این نماد به‌تنهایی نمی‌تواند موانع موجود در پیاده‌روهای ناهموار، تقاطع‌های ناایمن، ایستگاه‌های فاقد علائم راهنمایی و سامانه‌های اطلاع‌رسانی غیرقابل دسترس را از میان بردارد. استقلال فردی زمانی معنا پیدا می‌کند که محیط زندگی، امکان استفاده مستقل و ایمن از امکانات عمومی را فراهم کرده باشد.

برآورد سازمان جهانی بهداشت نشان می‌دهد دست‌کم ۲.۲ میلیارد نفر در جهان با درجاتی از اختلال بینایی نزدیک یا دور زندگی می‌کنند و در دست‌کم یک میلیارد مورد، اختلال بینایی قابل پیشگیری بوده یا هنوز به‌طور مناسب مورد رسیدگی قرار نگرفته است. این آمار، ضرورت توجه به نابینایان و افراد کم‌بینا را از یک موضوع محدود به حوزه سلامت فراتر می‌برد و آن را به مسئله‌ای مهم در برنامه‌ریزی شهری، عدالت اجتماعی و حقوق شهروندی تبدیل می‌کند.

از ساراگوسا تا سنگاپور؛ وقتی دسترس‌پذیری به سیاست شهری تبدیل می‌شود

BO41rC9DFuy1dba3vsmY7jrh-GL095_hZxFauFz5Xd20kjT74qyoY-_EBBYXeZXfzBzYARS83ayM-ME8nAj0cyT-HzUQz_h3D7FrwqwXLf6wChevVOjLsast2Kp1rN0e8gWX0Wcr7S4Lqemdo2s2ORVWrjPytu3XIUiI08agl_s

تجربه برخی شهرهای جهان نشان می‌دهد که مناسب‌سازی محیط برای افراد دارای اختلال بینایی، با نصب چند کف‌پوش برجسته یا چراغ راهنمای صوتی به پایان نمی‌رسد. این اقدامات زمانی اثربخش خواهند بود که در چارچوب برنامه‌ای جامع، از حمل‌ونقل عمومی و طراحی معابر تا دسترسی دیجیتال و مشارکت افراد دارای معلولیت در تصمیم‌گیری‌های شهری، هماهنگ شوند.

ساراگوسا در اسپانیا، که در سال ۲۰۲۶ به‌عنوان برنده جایزه دسترس‌پذیری شهر اتحادیه اروپا معرفی شده است، نمونه‌ای از این رویکرد به شمار می‌رود. این شهر با وجود محدودیت‌های ناشی از بافت تاریخی، خیابان‌های باریک و زیرساخت‌های قدیمی، تلاش کرده دسترس‌پذیری را به یکی از اجزای اصلی مدیریت شهری تبدیل کند.

مطابق گزارش‌های منتشرشده درباره این تجربه، تمامی ۴۶ ایستگاه تراموا و ناوگان ۳۵۰ دستگاهی اتوبوس این شهر در چارچوب استانداردهای طراحی فراگیر قرار گرفته‌اند. همچنین استفاده از فناوری‌هایی مانند NaviLens، امکان دریافت اطلاعات مکانی و راه‌یابی با تلفن همراه را برای افراد نابینا و کم‌بینا تسهیل می‌کند.

در بخش معابر نیز کف‌پوش‌های لمسی، چراغ‌های راهنمای صوتی و بهبود تقاطع‌های عابر پیاده، نقش مهمی در افزایش ایمنی دارند. دسترس‌پذیری وب‌سایت‌ها و خدمات دیجیتال شهرداری و استفاده از ابزارهایی مانند تبدیل متن به گفتار نیز نشان می‌دهد که حق دسترسی، نباید با ورود شهروند به فضای فیزیکی شهر آغاز و در همان‌جا محدود شود.

تجربه ساراگوسا یک نکته مهم دارد: مناسب‌سازی پایدار، نیازمند هماهنگی میان بخش‌های مختلف مدیریت شهری و مشارکت مستقیم سازمان‌های افراد دارای معلولیت است. نمی‌توان برای نابینایان تصمیم گرفت، اما تجربه زیسته آنان را در طراحی و ارزیابی راهکارها نادیده گرفت.

سنگاپور؛ صدایی که می‌تواند مسیر عبور را ایمن‌تر کند

سنگاپور نیز با توسعه چراغ‌های راهنمای صوتی، تلاش کرده است عبور از خیابان را برای افراد دارای اختلال بینایی ایمن‌تر کند. در این سامانه‌ها، نشانه‌های صوتی به فرد کمک می‌کنند محل تقاطع را شناسایی کند و زمان مناسب عبور را تشخیص دهد.

بر اساس برنامه اعلام‌شده از سوی سازمان حمل‌ونقل زمینی سنگاپور و وزارت توسعه اجتماعی و خانواده در سال ۲۰۲۳، قرار بود تا سال ۲۰۲۵ تعداد ۳۲۵ تقاطع عابر پیاده در ۱۰ مرکز شهری به سامانه‌های صوتی درخواستی مجهز شوند. در طراحی این طرح، علاوه بر نیاز نابینایان به دریافت راهنمایی صوتی، آسایش ساکنان اطراف و ضرورت کنترل آلودگی صوتی نیز مورد توجه قرار گرفته است.

اهمیت این تجربه در آن است که دسترس‌پذیری را در تعارض با سایر نیازهای شهری تعریف نمی‌کند، بلکه می‌کوشد میان امنیت، استقلال افراد دارای معلولیت و کیفیت زندگی سایر شهروندان تعادل برقرار کند. چنین نگاهی نشان می‌دهد که طراحی فراگیر، به معنای افزودن امکاناتی جداگانه برای گروهی خاص نیست؛ بلکه به معنای ایجاد راهکارهایی هوشمندانه برای استفاده بهتر همه شهروندان از فضای عمومی است.

ایران؛ فاصله میان حق شهروندی و واقعیت خیابان

در ایران نیز روز جهانی عصای سفید باید فرصتی برای ارزیابی جدی وضعیت دسترس‌پذیری شهرها باشد. پرسش اساسی این نیست که چند پیاده‌رو به کف‌پوش برجسته مجهز شده یا چند تقاطع چراغ صوتی دارند؛ مسئله این است که یک شهروند نابینا تا چه اندازه می‌تواند بدون وابستگی ناخواسته به دیگران، از خانه خارج شود، به ایستگاه اتوبوس برسد، سوار مترو شود، از خیابان عبور کند و به محل کار، دانشگاه یا مرکز درمانی دسترسی داشته باشد.

وجود موانع در مسیرهای پیاده‌روی، اشغال پیاده‌روها، پارک خودرو و موتورسیکلت در مسیر عبور، ناهماهنگی علائم راهنمایی، نبود اطلاعات صوتی و قابل دسترس و محدودیت دسترسی به خدمات دیجیتال، می‌توانند استقلال افراد نابینا و کم‌بینا را با دشواری روبه‌رو کنند. هر مانعی که برای یک شهروند بینا صرفاً یک مزاحمت روزمره محسوب می‌شود، ممکن است برای فرد نابینا به خطری جدی یا عاملی بازدارنده برای حضور مستقل در جامعه تبدیل شود.

از این رو، مدیریت شهری باید مناسب‌سازی را از سطح اقدامات پراکنده و مقطعی به سطح برنامه‌ای قابل ارزیابی ارتقا دهد. تدوین استانداردهای روشن، تخصیص بودجه مشخص، نظارت بر اجرای ضوابط دسترس‌پذیری، توسعه حمل‌ونقل عمومی فراگیر و استفاده از فناوری‌های راه‌یابی، گام‌هایی ضروری در این مسیر هستند. در کنار این اقدامات، حضور نمایندگان تشکل‌های نابینایان در فرایند تصمیم‌گیری و ارزیابی پروژه‌های شهری باید به یک رویه مستمر تبدیل شود.

رسانه‌ها نیز در این میان مسئولیتی فراتر از انتشار پیام‌های مناسبتی دارند. بازتاب تجربه‌های واقعی نابینایان، پیگیری وعده‌های مدیران شهری، بررسی عملکرد دستگاه‌های مسئول و معرفی راهکارهای موفق، می‌تواند به مطالبه‌گری عمومی و پاسخ‌گویی نهادها کمک کند. روز جهانی عصای سفید نباید تنها روز انتشار پیام‌های تبریک و تصاویر نمادین باشد؛ این مناسبت باید به فرصتی برای طرح پرسش‌های مشخص درباره کیفیت زندگی و حقوق شهروندی تبدیل شود.

عصای سفید؛ نماد استقلال، نه نشانه محدودیت

مهم‌ترین خطای نگاه اجتماعی به نابینایی، تقلیل افراد نابینا و کم‌بینا به محدودیت‌های جسمی آنان است. این افراد، مانند دیگر شهروندان، حق دارند تحصیل کنند، شغل داشته باشند، در فعالیت‌های فرهنگی و اجتماعی مشارکت کنند و از امکانات عمومی بهره ببرند. آنچه گاه این حقوق را دشوار یا دست‌نیافتنی می‌کند، نه صرفاً اختلال بینایی، بلکه محیطی است که برای نیازهای متنوع انسان‌ها طراحی نشده است.

شهر دسترس‌پذیر، شهری نیست که تنها برای عبور افراد نابینا مسیری جداگانه بسازد؛ شهری است که از ابتدا تفاوت‌های انسانی را در طراحی خود به رسمیت بشناسد. چنین شهری برای سالمندان، افراد دارای معلولیت حرکتی، کودکان و حتی شهروندانی که به‌طور موقت با محدودیت حرکتی مواجه شده‌اند نیز ایمن‌تر و کارآمدتر خواهد بود.

۱۵ اکتبر باید یادآور این حقیقت باشد که کیفیت مدیریت شهری را نمی‌توان تنها با تعداد پروژه‌های عمرانی یا زیبایی ظاهری خیابان‌ها سنجید. معیار مهم‌تر، میزان برخورداری همه شهروندان از فرصت برابر برای حضور، حرکت و مشارکت در زندگی عمومی است.

عصای سفید به شهرها یادآوری می‌کند که دیدن، تنها با چشم ممکن نیست؛ گاهی برای دیدن نابرابری‌ها باید اراده کرد، موانع را شناخت و شهری ساخت که هیچ شهروندی برای برخورداری از حقوق ابتدایی خود، ناچار به درخواست کمک نباشد.

 

ارسال نظر