یادداشت تحلیلی صفحه سیاست

سه سال پس از طوفان الاقصی؛ جنگی که معادلات خاورمیانه را به هم زد

هفتم اکتبر ۲۰۲۳ فقط یک تاریخ در تقویم مناقشه فلسطین و رژیم صهیونیستی نیست؛ نقطه‌ای است که پس از آن بسیاری از معادلات سیاسی و امنیتی خاورمیانه وارد مرحله‌ای تازه شد.

صفحه سیاست را در گوگل دنبال کنید
سه سال پس از طوفان الاقصی؛ جنگی که معادلات خاورمیانه را به هم زد
صفحه سیاست-

عملیات «طوفان الاقصی» توسط حماس و دیگر گروه‌های مسلح فلسطینی، در ۱۵ مهر ۱۴۰۲، به حمله‌ای گسترده در جنوب اسرائیل انجامید که به کشته شدن حدود ۱۲۰۰ نفر و اسارت ۲۵۱ نفر منجر شد. پاسخ نظامی گسترده اسرائیل نیز جنگی را رقم زد که در سه سال گذشته از غزه فراتر رفت و پای لبنان، دریای سرخ، گروه‌های مسلح در عراق، ایران و در نهایت رویارویی مستقیم‌تر میان ایران، اسرائیل و آمریکا را به معادلات منطقه باز کرد.

اکنون، در سومین سالگرد هفتم اکتبر، شاید مهم‌ترین پرسش این نباشد که کدام طرف توانسته به همه اهداف اعلامی خود برسد؛ سؤال مهم‌تر این است که خاورمیانه پس از هفتم اکتبر دیگر همان خاورمیانه پیش از این تاریخ نیست.

فلسطین دوباره به مرکز سیاست جهانی برگشت

پیش از هفتم اکتبر، پرونده فلسطین در سایه روند عادی‌سازی روابط برخی کشورهای عربی با اسرائیل و رقابت‌های ژئوپلیتیکی دیگر منطقه قرار گرفته بود. اما جنگ غزه این روند را تغییر داد.

فلسطین دوباره به یکی از محورهای اصلی دیپلماسی جهانی تبدیل شد؛ تا جایی که در سپتامبر ۲۰۲۵، مجمع عمومی سازمان ملل با ۱۴۲ رأی موافق در برابر ۱۰ رأی مخالف از «اعلامیه نیویورک» درباره حل مسالمت‌آمیز مسئله فلسطین و اجرای راه‌حل دوکشوری حمایت کرد.

فرانسه، بریتانیا، کانادا و استرالیا نیز در سال ۲۰۲۵ به جمع کشورهایی پیوستند که دولت فلسطین را به رسمیت شناختند.

این تحولات به معنای تحقق فوری دولت فلسطین نیست؛ اما نشان می‌دهد پرونده‌ای که قرار بود در برخی روندهای دیپلماتیک منطقه‌ای به حاشیه رانده شود، دوباره به مرکز توجه بین‌المللی بازگشته است.

در این میان یک تناقض بزرگ وجود دارد: فلسطین از نظر دیپلماتیک بیش از گذشته دیده می‌شود، اما وضعیت انسانی و سرزمینی فلسطینیان همچنان بسیار دشوار است.

از طرح‌های صلح ترامپ تا دیوار بلند اجرای توافق

63741532

بازگشت دونالد ترامپ به کاخ سفید با مجموعه‌ای از طرح‌ها برای پایان جنگ غزه همراه شد. واشنگتن تلاش کرد چارچوبی برای آتش‌بس، اداره غزه، بازسازی، خلع سلاح حماس و خروج تدریجی نیروهای اسرائیلی ایجاد کند.

اما تجربه یک سال گذشته نشان داده که فاصله میان اعلام یک طرح سیاسی و اجرای واقعی آن همچنان بسیار زیاد است.

رویترز در آستانه سومین سالگرد جنگ گزارش داده که بخش‌های مهم طرح ترامپ، از جمله خلع سلاح حماس، خروج کامل نیروهای اسرائیلی و بازسازی گسترده غزه، همچنان با بن‌بست روبه‌رو هستند و اسرائیل هنوز بخش بزرگی از غزه را در کنترل خود دارد.

این وضعیت یک واقعیت مهم را نشان می‌دهد: حتی وقتی قدرت‌های بزرگ درباره پایان جنگ به توافق می‌رسند، مسئله اصلی تازه از همان‌جا آغاز می‌شود؛ یعنی اجرای توافق در میدان.

افکار عمومی غرب؛ شکاف میان دولت‌ها و جامعه

63674087

یکی از مهم‌ترین پیامدهای سه سال جنگ، تغییر نگرش افکار عمومی در بسیاری از کشورهای غربی نسبت به اسرائیل است.

نظرسنجی مرکز پژوهشی پیو در سال ۲۰۲۶ در ۳۶ کشور نشان می‌دهد که در مجموع، میانه ۶۷ درصد از پاسخ‌دهندگان نگاه نامطلوبی به اسرائیل داشته‌اند و تنها ۲۵ درصد نگاه مطلوب داشته‌اند. در آمریکا نیز ۶۰ درصد دیدگاه نامطلوب و ۳۷ درصد دیدگاه مطلوب نسبت به اسرائیل داشته‌اند.

این تغییر فقط به نظرسنجی‌ها محدود نیست. اعتراض‌های گسترده در کشورهای اروپایی و آمریکا، دانشگاه‌ها، خیابان‌ها و حتی فضای سیاسی غرب را تحت تأثیر قرار داده است.

در آمریکا نیز پیو در سال ۲۰۲۶ گزارش کرد که نگاه افکار عمومی به مردم اسرائیل در مقایسه با سال‌های قبل منفی‌تر شده و نگرش آمریکایی‌ها نسبت به اسرائیلی‌ها و دولت اسرائیل تغییر محسوسی کرده است.

البته این تغییر نگرش به معنای یکسان شدن دیدگاه‌ها درباره حماس، دولت اسرائیل، مردم اسرائیل یا مسئله فلسطین نیست. اما یک نکته روشن است: جنگ غزه دیگر فقط در اتاق‌های دیپلماسی درباره اسرائیل قضاوت ایجاد نمی‌کند؛ افکار عمومی غرب نیز به یکی از بازیگران مهم این معادله تبدیل شده است.

جنگ غزه؛ پرونده‌ای که وارد دادگاه‌های بین‌المللی شد

جنگ غزه همزمان با میدان نظامی، به عرصه حقوق بین‌الملل نیز کشیده شد.

دیوان بین‌المللی دادگستری در نظر مشورتی ۱۹ ژوئیه ۲۰۲۴ درباره پیامدهای حقوقی سیاست‌ها و اقدامات اسرائیل در سرزمین‌های اشغالی فلسطینی، از جمله قدس شرقی، موضع حقوقی مهمی اتخاذ کرد.

در سطح کیفری نیز دیوان کیفری بین‌المللی در نوامبر ۲۰۲۴ برای بنیامین نتانیاهو و یوآو گالانت حکم بازداشت صادر کرد. این تصمیم بخشی از یک روند قضایی است و به معنای محکومیت نهایی افراد نیست.

به این ترتیب، جنگ غزه از یک بحران نظامی صرف فراتر رفته و به آزمونی برای اعتبار سازوکارهای حقوق بشردوستانه و حقوق بین‌الملل تبدیل شده است.

عادی‌سازی عربی ـ اسرائیلی؛ فلسطین دوباره شرط اصلی شد

یکی از معادلاتی که هفتم اکتبر تغییر داد، روند عادی‌سازی روابط اسرائیل با کشورهای عربی بود.

پیش از جنگ، عربستان سعودی در مرکز توجه دیپلماسی آمریکا برای عادی‌سازی روابط با اسرائیل قرار داشت. اما جنگ غزه باعث شد مسئله فلسطین بار دیگر به یکی از شروط مهم عربستان برای هرگونه پیشرفت در این مسیر تبدیل شود.

به بیان ساده‌تر، هفتم اکتبر نشان داد نمی‌توان مسئله فلسطین را از معادلات امنیتی و سیاسی منطقه حذف کرد و انتظار داشت بحران برای همیشه در سطحی محدود باقی بماند.

حتی اگر روند عادی‌سازی در آینده دوباره فعال شود، به نظر می‌رسد پرونده فلسطین دیگر به آسانی قابل کنار گذاشتن نیست.

«وحدت میدان‌ها»؛ جنگی که از غزه عبور کرد

یکی دیگر از پیامدهای هفتم اکتبر، گسترش جغرافیای درگیری بود.

درگیری حزب‌الله و اسرائیل در مرز لبنان، حملات انصارالله در دریای سرخ، حملات گروه‌های مسلح عراقی به نیروهای آمریکایی و سپس رویارویی مستقیم ایران و اسرائیل، همگی نشان دادند که بحران غزه ظرفیت سرریز شدن به بخش‌های مختلف منطقه را دارد.

در واقع، یکی از مهم‌ترین مفاهیمی که پس از هفتم اکتبر در ادبیات امنیتی منطقه پررنگ شد، «وحدت میدان‌ها» بود؛ مفهومی که نشان می‌دهد تحولات غزه می‌تواند در محاسبات امنیتی چندین جبهه دیگر نیز اثرگذار باشد.

این روند همچنین هزینه‌های امنیتی و اقتصادی جدیدی برای آمریکا و متحدانش ایجاد کرد و بحث درباره آینده معماری امنیتی غرب آسیا را جدی‌تر کرد.

اسرائیل هم از تبعات هفتم اکتبر در امان نماند

هفتم اکتبر فقط معادلات فلسطین و منطقه را تغییر نداد؛ سیاست داخلی اسرائیل نیز تحت تأثیر آن قرار گرفت.

پرسش درباره اینکه چگونه چنین حمله‌ای امکان‌پذیر شد، مسئولیت نهادهای امنیتی چه بود، سرنوشت گروگان‌ها چگونه مدیریت شد و چه کسی باید پاسخگوی شکست امنیتی باشد، همچنان بخشی از مناقشه سیاسی داخلی اسرائیل است.

اکنون، سه سال بعد، خانواده‌های قربانیان و برخی بازماندگان نیز در عرصه سیاسی فعال‌تر شده‌اند. رویترز گزارش داده که شماری از خانواده‌های آسیب‌دیده از حمله هفتم اکتبر برای ورود به کنست نامزد شده‌اند؛ نشانه‌ای از اینکه مسئله پاسخگویی و آینده سیاسی اسرائیل همچنان تحت تأثیر این حادثه قرار دارد.

انتخابات پیش‌روی کنست نیز در شرایطی برگزار می‌شود که مسئله امنیت، جنگ، گروگان‌ها و عملکرد دولت نتانیاهو همچنان از محورهای اصلی فضای سیاسی اسرائیل است.

سه سال بعد؛ چه چیزی واقعاً تغییر کرده است؟

اگر قرار باشد کارنامه سه سال پس از طوفان الاقصی را در چند جمله خلاصه کنیم، شاید مهم‌ترین تغییرات این‌ها باشد:

مسئله فلسطین دوباره به مرکز سیاست جهانی بازگشته است.

فشار حقوقی و دیپلماتیک بر اسرائیل افزایش یافته است.

افکار عمومی در بخش قابل توجهی از غرب نسبت به اسرائیل منفی‌تر شده است.

روند عادی‌سازی عربی ـ اسرائیلی با مسئله فلسطین گره بیشتری خورده است.

جغرافیای درگیری از غزه به لبنان، دریای سرخ، عراق و ایران کشیده شده است.

و مهم‌تر از همه، معادله امنیتی خاورمیانه وارد مرحله‌ای شده که دیگر نمی‌توان آن را صرفاً با منطق برتری نظامی اسرائیل و حمایت امنیتی آمریکا توضیح داد.

با این حال، یک نکته نباید نادیده گرفته شود: تغییر معادلات الزاماً به معنای حل بحران نیست.

غزه همچنان با پیامدهای سنگین جنگ دست‌وپنجه نرم می‌کند، مسئله دولت فلسطین حل نشده، آینده سیاسی اسرائیل درگیر پیامدهای هفتم اکتبر است و طرح‌های دیپلماتیک آمریکا نیز با چالش اجرای جدی مواجه‌اند. حتی یک سال پس از آغاز اجرای طرح ترامپ، بخش‌هایی از آن همچنان متوقف یا ناقص مانده است.

بنابراین شاید دقیق‌ترین توصیف از سه سال پس از هفتم اکتبر این باشد:

«طوفان الاقصی» هنوز پاسخ نهایی برای مسئله فلسطین ایجاد نکرده، اما معادله‌ای را که دهه‌ها بر خاورمیانه حاکم بود، به چالش کشیده است.

اکنون مسئله اصلی این نیست که آیا خاورمیانه تغییر کرده یا نه؛ شواهد سه سال گذشته نشان می‌دهد که تغییرات عمیقی رخ داده است.

مسئله اصلی این است که نظم جدید خاورمیانه قرار است بر چه مبنایی ساخته شود؛ تداوم منطق جنگ و بازدارندگی، یا یک ترتیبات سیاسی و امنیتی که مسئله فلسطین را دوباره در مرکز معادله قرار دهد؟

پاسخ این پرسش، احتمالاً یکی از مهم‌ترین پرونده‌های سال‌های آینده منطقه خواهد بود.

 

اخبار مرتبط
ارسال نظر