آلبرت بغزیان در ابتدای این گفتگو، درباره پیشبینی خود از نرخ دلار در دیماه ۱۴۰۱ و واکنشهای انتقادی آن زمان توضیح داد.
صفحه سیاست: در گفتوگویی که در دیماه ۱۴۰۱ با شما داشتیم، از دلار ۴۰ هزار تومانی در اسفندماه صحبت کردید. انتشار این پیشبینی با انتقادهایی در برخی روزنامهها همراه شد و حتی شما را به سیاهنمایی متهم کردند. امروز نرخ دلار به حدود ۲۷۰ هزار تومان رسیده است؛ چرا چنین روندی شکل گرفت و چه عواملی باعث شد آن پیشبینی در مقایسه با شرایط امروز محققشده به نظر برسد؟
آلبرت بغزیان: بالا و پایین شدن نرخ دلار به تشخیص و تصمیمهای بانک مرکزی ارتباط دارد. تا زمانی که سیاستگذار پولی نخواهد یا نتواند شرایط بازار را تغییر دهد، نرخ ارز نیز در چارچوب همان سیاستها حرکت میکند. بنابراین، برای تحلیل نرخهای بالا باید نقش سیاستهای بانک مرکزی و تصمیمهای اقتصادی دولت را جدی گرفت.
البته شرایط سیاسی و امنیتی هم تأثیر مستقیمی بر اقتصاد دارد. وقتی کشورها درگیر حملات نظامی میشوند و دولت ناچار است هزینههای ناشی از درگیری را تأمین کند، مناسبات اقتصادی به هم میریزد و طبیعتاً بازار ارز نیز از این شرایط تأثیر میپذیرد.
مشکل اینجاست که در ایران، گاهی پیشبینی روندهای نگرانکننده اقتصادی بهعنوان سیاهنمایی تعبیر میشود؛ درحالیکه هشدار دادن درباره آینده لزوماً به معنای بدبینی نیست. چنین هشدارهایی میتواند تصمیمگیران را متوجه خطرهای پیشرو کند تا پیش از عمیقتر شدن مشکلات، اقدامات لازم را انجام دهند.
دلار ۳۰۰ هزار تومانی و طلای ۳۰ میلیون تومانی؛ هشدار درباره تداوم تنش سیاسی
صفحه سیاست: آیا میتوان افزایش نرخ دلار و طلا را مستقیماً به شرایط جنگی و تنشهای سیاسی مرتبط دانست؟
آلبرت بغزیان: قطعاً همینطور است. هشدار من این است که اگر فضای جنگی و تنشهای سیاسی برطرف نشود، احتمال افزایش بیشتر قیمتها وجود دارد و دلار میتواند از مرز ۳۰۰ هزار تومان عبور کند. قیمت هر گرم طلا نیز ممکن است به بیش از ۳۰ میلیون تومان برسد.
موضوع دیگری که باید به آن توجه کرد، تفاوت میان افزایش قیمت و رونق معاملات است. وقتی دلار گران میشود، عدهای برای کسب سود وارد بازار میشوند؛ به این امید که ارز خریداریشده را در آینده با قیمت بالاتری بفروشند. بااینحال، نمیتوان تمام افزایش قیمت دلار را به تقاضای مردم نسبت داد.
باید پرسید آیا در بازار آزاد، دلار با این نرخها واقعاً به میزان قابلتوجهی معامله میشود یا صرفاً قیمتهای پیشنهادی فروشندگان افزایش یافته است؟ اگر قیمتها بالا بروند، اما معاملات گستردهای انجام نشود، نمیتوان از رونق بازار صحبت کرد. در چنین شرایطی، ممکن است بازار عملاً در وضعیت رکود و قفلشدگی قرار گرفته باشد.
در بازار مسکن نیز وضعیتی مشابه دیده میشود. وقتی قیمت خانه افزایش پیدا میکند، لزوماً به این معنا نیست که معاملات رونق گرفته است. اگر مردم توان خرید نداشته باشند و معاملات متوقف شود، افزایش قیمت بهتنهایی نشانه رونق بازار نیست.
برای مثال، افزایش هزینههایی مانند آب، برق، سیمان و تیرآهن از جمله عواملی است که فروشندگان و مالکان برای توجیه رشد قیمت مسکن مطرح میکنند. در کنار آن، برخی نیز با هدف کسب سود بیشتر، در واکنش به افزایش قیمتها وارد بازار میشوند. بنابراین، باید میان قیمتهای اعلامشده، معاملات واقعی و تقاضای مؤثر تفاوت قائل شد.
چرا با تغییر دولتها، مشکلات اقتصادی ایران همچنان ادامه دارد؟
صفحه سیاست: دولتهای مختلف با گرایشها و رویکردهای متفاوت روی کار آمدهاند، اما مشکلات اقتصادی همچنان ادامه دارد. آیا این وضعیت نشان میدهد که تغییر دولت بهتنهایی نمیتواند بحران اقتصادی را حل کند؟
آلبرت بغزیان: بله. واقعیت این است که با جابهجایی دولتها، لزوماً تفکر اقتصادی حاکم بر نظام تصمیمگیری تغییر نمیکند.
اگر بخواهید رشد یک درخت را تقویت کنید، اما بهجای رسیدگی به ریشههای آن، صرفاً سرشاخهها را هرس کنید، نمیتوانید انتظار داشته باشید که نتیجه مطلوبی بگیرید. تغییر دولتها نیز اگر به اصلاح ریشهای سیاستها منجر نشود، تأثیر محدودی خواهد داشت.
تا زمانی که در رویکرد حکمرانی اقتصادی و نحوه تعامل با نظام بینالملل بازنگری نشود، بسیاری از مشکلات پابرجا خواهند ماند. همچنین، تا زمانی که مقابله با فساد در نظام بانکی به یک اولویت جدی تبدیل نشود، نمیتوان انتظار داشت که مشکلات اقتصادی بهصورت پایدار برطرف شوند.
از سوی دیگر، باید در سیاستهایی مانند افزایش قیمت بنزین، برق، حذف یارانهها و تکنرخی کردن ارز با دقت بیشتری تجدیدنظر کرد. نمیتوان تصور کرد که با افزایش قیمتها و انتقال هزینهها به مردم، همه مشکلات اقتصادی حل خواهد شد. تا زمانی که ریشههای مشکلات و پیامدهای اجتماعی تصمیمها مورد توجه قرار نگیرد، گرهی از اقتصاد باز نمیشود.
راهکار عبور از بحران اقتصادی چیست؟ سیاستگذاری واقعبینانه بهجای تصمیمهای هیجانی
صفحه سیاست: با توجه به شرایط دشوار اقتصادی و تنشهای سیاسی، چه راهکاری برای عبور از بحران وجود دارد؟ آیا در وضعیت فعلی نیز امکان بهبود شرایط اقتصادی فراهم است؟
آلبرت بغزیان: حتی در شرایط جنگی و با وجود مشکلات متعدد، اگر سیاستگذاری اقتصادی آگاهانه و واقعبینانه باشد، میتوان برای بهبود وضعیت تلاش کرد.
برای نمونه، وقتی میدانیم افزایش قیمت بنزین حتی تا ۱۰ هزار تومان نیز ممکن است با محدودیتهای اقتصادی و اجتماعی مواجه شود، چرا باید درباره قیمتهای بسیار بالاتری مانند ۸۴ هزار تومان صحبت کنیم؟
اساساً باید ابتدا مشخص شود که هدف از افزایش قیمت بنزین چیست. آیا قرار است مصرف مردم کاهش پیدا کند؟ آیا هدف، جلوگیری از قاچاق سوخت است؟ یا قرار است از این طریق در مصرف ارز صرفهجویی شود؟
سیاستگذار باید برای هر تصمیم اقتصادی، هدف مشخص و راهکار متناسب داشته باشد. صرف افزایش قیمت، بدون در نظر گرفتن شرایط زندگی مردم، قدرت خرید خانوارها و پیامدهای اجتماعی، الزاماً به نتیجه مطلوب منجر نمیشود.
اگر قرار است سیاستی اجرا شود، باید پیش از آن پیامدهای آن بررسی شود و تصمیمگیران واقعیتهای اقتصادی و اجتماعی جامعه را در نظر بگیرند. در غیر این صورت، ممکن است تصمیمی که با هدف حل یک مشکل اتخاذ شده، به ایجاد مشکلات تازه منجر شود.
نقش رقابتهای جناحی در تداوم بحران اقتصادی ایران چیست؟
صفحه سیاست: آیا میتوان گفت سیاسیکاری و اهداف جناحی نیز در تداوم بحران اقتصادی نقش دارند؟
آلبرت بغزیان: بله. گروههایی که در رأس قدرت نیستند، ممکن است از تشدید مشکلات اقتصادی برای زیر سؤال بردن عملکرد مسئولان استفاده کنند. در چنین شرایطی، بحران اقتصادی میتواند به ابزاری برای رقابتهای سیاسی تبدیل شود.
از سوی دیگر، برخی از گروههای سیاسی و اقتصادی در حوزههایی مانند مسکن، زمین و طلا منابع مالی قابلتوجهی دارند. بنابراین، منافع اقتصادی گروههای مختلف نیز میتواند بر مواضع و جهتگیریهای سیاسی تأثیر بگذارد.
در چنین شرایطی، اگر منافع جناحی بر تصمیمگیری اقتصادی غلبه کند، حل مشکلات مردم در اولویت قرار نمیگیرد و سیاستهای اقتصادی بهجای آنکه بر اساس منافع عمومی طراحی شوند، ممکن است تحت تأثیر رقابتهای سیاسی قرار بگیرند.
بدون کاهش تنش سیاسی و مقابله با فساد، بحران اقتصادی ادامه دارد
صفحه سیاست: اگر بخواهید در پایان این گفتگو مهمترین عوامل تداوم مشکلات اقتصادی را جمعبندی کنید، به چه مواردی اشاره میکنید؟
آلبرت بغزیان: تا زمانی که تنشهای سیاسی کاهش پیدا نکند، مقابله جدی با فساد صورت نگیرد و واقعبینی جایگزین تصمیمهای هیجانی نشود، نمیتوان انتظار داشت که نابسامانیهای اقتصادی بهطور پایدار برطرف شوند.
حل مشکلات اقتصادی به مجموعهای از تصمیمهای هماهنگ، اصلاح سیاستهای نادرست و توجه به واقعیتهای جامعه نیاز دارد. اگر این عوامل مورد توجه قرار نگیرند، مشکلات همچنان ادامه پیدا میکنند و فشار اقتصادی بر مردم افزایش خواهد یافت.