ایران در شرایطی قرار دارد که بیش از هر زمان دیگری به همافزایی و تمرکز بر حل مسائل نیاز دارد. اختلافهای سیاسی و رقابتهای جناحی زمانی که از چارچوب نقد و رقابت خارج شده و به تخریب و تضعیف ارکان اداره کشور منجر شوند، میتوانند توان داخلی را فرسوده و مسیر مدیریت چالشهای کشور را دشوارتر کنند.
انسجام ملی در چنین شرایطی صرفاً یک شعار سیاسی یا توصیه اخلاقی نیست، بلکه یکی از مؤلفههای قدرت کشور به شمار میرود. هرچه هماهنگی میان نهادهای مختلف و اعتماد میان مردم و مسئولان بیشتر باشد، ظرفیت کشور برای مقابله با فشارهای خارجی و عبور از بحرانهای داخلی نیز افزایش پیدا میکند.
در همین چارچوب، حضرت آیتالله سید مجتبی خامنهای، رهبر انقلاب اسلامی، در پیام خود به مناسبت هفته دولت بر ضرورت پرهیز از اختلافافکنی تأکید کرده و هشدار داده است که هر اقدام تفرقهانگیز از سوی هر فرد و در هر جایگاهی میتواند در مسیر اهداف دشمن قرار گیرد.
این هشدار را میتوان ناظر بر شرایطی دانست که در آن اختلافهای سیاسی، اگر از مرز طبیعی نقد و رقابت عبور کنند، به تخریب، بیاعتمادی و تضعیف ساختار اجرایی کشور منجر خواهند شد.
البته انسجام به معنای حذف اختلاف نظر یا بستن راه نقد نیست. تفاوت دیدگاهها و نقد عملکرد مسئولان، بخشی طبیعی از یک جامعه پویاست. مسئله از جایی آغاز میشود که رقابت سیاسی، منافع عمومی و اداره کشور را تحتالشعاع قرار دهد.
تفاوت نقد دولت با تضعیف دولت
رئیسجمهور با رأی مردم انتخاب شده و دولت مسئولیت بخش مهمی از اداره امور اجرایی کشور را بر عهده دارد. اقتصاد، معیشت، خدمات عمومی، مدیریت بحران و بسیاری از مسائل روزمره مردم مستقیماً با عملکرد دولت ارتباط دارد.
از این رو، حمایت از دولت قانونی را نباید به معنای چشمپوشی از ضعفها یا کنار گذاشتن مطالبهگری دانست. دولت باید پاسخگوی عملکرد خود باشد و رسانهها، کارشناسان، احزاب و منتقدان نیز حق دارند سیاستهای آن را نقد کنند.
با این حال، میان نقد با هدف اصلاح و تخریب با هدف زمینگیر کردن دولت تفاوت اساسی وجود دارد. تضعیف مستمر نهاد اجرایی میتواند آثار خود را از عرصه سیاسی فراتر برده و در نهایت بر اقتصاد، اعتماد عمومی و توان کشور برای مدیریت بحرانها اثر بگذارد.
منافع ملی نباید قربانی رقابت سیاسی شود
یکی از آسیبهای فضای سیاسی آن است که گاهی شکست دولت به عنوان پیروزی یک جریان سیاسی تلقی میشود. این نگاه ممکن است در رقابتهای کوتاهمدت سیاسی جذاب به نظر برسد اما در سطح منافع ملی میتواند هزینههای سنگینی ایجاد کند.
دولت ضعیف، توان کمتری برای اجرای برنامهها و حل مشکلات مردم دارد و افزایش ناکارآمدی میتواند به افزایش نارضایتی و کاهش اعتماد عمومی منجر شود. از سوی دیگر، دشمنان ایران نیز از شکافهای داخلی و افزایش بیاعتمادی در جامعه استقبال میکنند.
به همین دلیل، موفقیت دولت در حل مشکلات مردم را نباید موفقیت یک جناح و ناکامی آن را نیز صرفاً شکست یک جریان سیاسی دانست. آنچه اهمیت دارد، نتیجه نهایی برای کشور و مردم است.
انسجام داخلی؛ بخشی از قدرت ملی
قدرت یک کشور تنها به تجهیزات نظامی یا توان اقتصادی آن محدود نمیشود. انسجام اجتماعی، اعتماد عمومی و اراده سیاسی نیز از عناصر مهم قدرت ملی هستند.
کشوری که بتواند باوجود اختلاف سلیقههای سیاسی، بر سر منافع اساسی خود به تفاهم برسد، در برابر فشارهای خارجی از ظرفیت بیشتری برخوردار خواهد بود. در مقابل، اگر اختلافهای داخلی به شکاف اجتماعی و بیاعتمادی گسترده تبدیل شود، فشارهای خارجی میتواند اثر بیشتری بر کشور بگذارد.
از این منظر، تقویت انسجام اجتماعی به معنای کنار گذاشتن نقد نیست؛ بلکه به معنای مدیریت اختلافها به شکلی است که این اختلافها به تضعیف منافع ملی منجر نشوند.
مسئولیت دولت و منتقدان
البته مسئولیت حفظ انسجام تنها بر عهده منتقدان و جریانهای سیاسی نیست. دولت نیز باید با شفافیت، پاسخگویی و گفتوگوی صادقانه با مردم برای افزایش اعتماد عمومی تلاش کند.
هرچه مردم احساس کنند مشکلات آنها دیده میشود و مسئولان برای حل آنها برنامه دارند، زمینه برای افزایش ناامیدی و بیاعتمادی کمتر خواهد شد.
در مقابل، جریانهای سیاسی و رسانهها نیز باید میان نقد مسئولانه و تخریب تفاوت قائل شوند. بیان ضعفها و مطالبه اصلاح، بخشی از فرآیند حکمرانی است اما تبدیل هر مسئله اجرایی به یک نزاع سیاسی فرسایشی، کمکی به حل مشکلات کشور نمیکند.
ایران امروز با مسائل متعددی از جمله اقتصاد، معیشت، امنیت و فشارهای خارجی مواجه است و حل این مسائل نیازمند استفاده از ظرفیتهای مختلف کشور است.
اختلاف نظر درباره راهحلها طبیعی است، اما منافع ملی باید نقطه مشترک همه جریانها باقی بماند. در چنین شرایطی، حمایت از ساختار قانونی کشور، مطالبهگری از دولت و پرهیز از تضعیف ارکان اداره کشور میتواند به تقویت قدرت ملی کمک کند.
در نهایت، انسجام به معنای یکسان شدن همه دیدگاهها نیست؛ بلکه به معنای آن است که اختلافها در چارچوب منافع ملی مدیریت شوند. ایران برای عبور از شرایط پیچیده، بیش از هر چیز به جبهه داخلی قدرتمند، اعتماد عمومی و تمرکز بر حل مسائل اصلی نیاز دارد.