یادداشت روز صفحه سیاست؛

۲۸ مرداد ۱۳۳۲؛ چگونه شکاف داخلی و اعتماد به آمریکا راه را برای کودتا باز کرد؟

کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ صرفاً یک رخداد نظامی برای سرنگونی دولت محمد مصدق نبود؛ بلکه نتیجه یک عملیات چندلایه سیاسی، رسانه‌ای، امنیتی و خیابانی بود که با بهره‌گیری از شکاف‌های داخلی و مداخله مستقیم آمریکا و انگلیس، مسیر تحولات سیاسی ایران را تغییر داد. بیش از هفت دهه پس از این واقعه، اسناد منتشرشده درباره «عملیات آژاکس» بار دیگر این پرسش را پیش می‌کشد که چگونه اختلاف میان نیروهای ملی و مذهبی و اعتماد به وعده‌های قدرت‌های خارجی، زمینه را برای موفقیت کودتا فراهم کرد.

۲۸ مرداد ۱۳۳۲؛ چگونه شکاف داخلی و اعتماد به آمریکا راه را برای کودتا باز کرد؟
۰ دقیقه
نویسنده: جواد نبوتی
صفحه سیاست-

بیست‌وهشتم مردادماه در تاریخ معاصر ایران یادآور یکی از تلخ‌ترین تجربه‌های سیاسی کشور است؛ روزی که دولت برخاسته از نهضت ملی شدن صنعت نفت با مجموعه‌ای از اقدامات سازمان‌یافته داخلی و خارجی سرنگون شد و محمدرضا پهلوی بار دیگر قدرت را در دست گرفت.

نهضت ملی شدن صنعت نفت در شرایطی شکل گرفت که منافع گسترده شرکت نفت انگلیس و ایران، عملاً بخش مهمی از منابع نفتی کشور را تحت تأثیر نفوذ خارجی قرار داده بود. در این میان، همکاری نیروهای ملی و مذهبی و نقش چهره‌هایی همچون آیت‌الله کاشانی و دکتر محمد مصدق، زمینه تصویب قانون ملی شدن صنعت نفت در اسفند ۱۳۲۹ را فراهم کرد.

اما ملی شدن نفت تنها یک تصمیم اقتصادی نبود؛ این تصمیم منافع راهبردی قدرت‌های خارجی را نیز به چالش کشید و در نهایت زمینه‌ساز فشارهای سیاسی و طراحی عملیات برای تغییر دولت ایران شد.

عملیات آژاکس چگونه علیه دولت مصدق شکل گرفت؟

با روی کار آمدن دولت آیزنهاور در آمریکا، واشنگتن از موضع میانجی‌گرانه فاصله گرفت و همکاری با انگلیس برای سرنگونی دولت مصدق وارد مرحله عملیاتی شد. طرحی که بعدها با عنوان «عملیات آژاکس» شناخته شد، مجموعه‌ای از اقدامات سیاسی، تبلیغاتی، مالی و امنیتی را دربرمی‌گرفت.

هدف این عملیات تنها ایجاد آشوب در خیابان‌ها نبود. تخریب چهره دولت و رهبران نهضت، اثرگذاری بر فضای رسانه‌ای، ایجاد اختلاف میان گروه‌های سیاسی، استفاده از نیروهای سازمان‌یافته در خیابان و جلب همکاری بخش‌هایی از ساختار نظامی و انتظامی، از جمله مؤلفه‌هایی بود که در روند کودتا مورد استفاده قرار گرفت.

به این ترتیب، کودتا محصول یک حرکت ناگهانی نبود؛ بلکه نتیجه انباشته شدن مجموعه‌ای از فشارهای سیاسی و امنیتی و بهره‌برداری از شکاف‌های موجود در جامعه بود.

شکاف میان نیروهای ملی و مذهبی؛ فرصتی برای کودتاچیان

یکی از مهم‌ترین درس‌های ۲۸ مرداد، نقش اختلافات داخلی در تضعیف یک نهضت سیاسی است. نهضت ملی شدن صنعت نفت در ابتدا توانسته بود نیروهای متنوع ملی و مذهبی را در کنار یکدیگر قرار دهد، اما با افزایش اختلافات میان رهبران و جریان‌های مؤثر، آن انسجام اولیه تضعیف شد.

کودتاچیان نیز از همین شکاف‌ها بهره گرفتند. هنگامی که نیروهای سیاسی به جای تمرکز بر تهدید مشترک، درگیر اختلافات داخلی می‌شوند، هزینه بی‌ثبات‌سازی برای بازیگران خارجی کاهش پیدا می‌کند.

از این منظر، ۲۸ مرداد را نمی‌توان تنها در چارچوب دخالت خارجی تحلیل کرد؛ زیرا موفقیت یک عملیات خارجی، بدون وجود آسیب‌پذیری‌های داخلی و شکاف‌های سیاسی، بسیار دشوارتر خواهد بود.

خوش‌بینی به وعده‌های آمریکا؛ تجربه‌ای که باید دوباره خوانده شود

4103b5054e4444199eed50722ebd3682

یکی دیگر از ابعاد قابل تأمل این ماجرا، تغییر رویکرد آمریکا در قبال دولت مصدق است. واشنگتن در مقطعی تلاش می‌کرد خود را به‌عنوان طرفی میانجی در اختلاف ایران و انگلیس معرفی کند، اما در نهایت سیاست آمریکا به سمت مشارکت مستقیم در براندازی دولت ایران تغییر کرد.

همین تغییر موضع، یک پرسش تاریخی مهم را مطرح می‌کند: آیا می‌توان در سیاست خارجی، منافع قدرت‌های بزرگ را نادیده گرفت و صرفاً بر وعده‌ها و مواضع اعلامی آنها تکیه کرد؟

تجربه ۲۸ مرداد نشان داد که در معادلات بین‌المللی، وعده‌های دیپلماتیک زمانی ارزش عملی پیدا می‌کنند که با منافع واقعی دولت‌ها همخوان باشند. از همین رو، سیاست خارجی هر کشوری نیازمند شناخت دقیق منافع طرف مقابل و همزمان برخورداری از پشتوانه داخلی است.

کودتای ۲۸ مرداد و پیامدهای آن برای ایران

پس از کودتا، ساختار سیاسی کشور وارد مرحله‌ای تازه شد و حکومت پهلوی با اتکای بیشتر به ساختارهای امنیتی و نظامی، قدرت خود را تثبیت کرد. در سال‌های بعد نیز وابستگی سیاسی و امنیتی حکومت به آمریکا افزایش یافت و ساختارهایی مانند ساواک برای کنترل مخالفان سیاسی شکل گرفتند.

در حوزه نفت نیز پس از سقوط دولت مصدق، ساختار جدیدی برای مدیریت منابع نفتی ایران شکل گرفت که شرکت‌های آمریکایی و انگلیسی در آن سهم قابل توجهی داشتند.

به این ترتیب، کودتای ۲۸ مرداد تنها دولت وقت را تغییر نداد؛ بلکه مسیر تحولات سیاسی، اقتصادی و امنیتی ایران را برای سال‌های طولانی تحت تأثیر قرار داد.

اسناد آژاکس و یک تجربه تاریخی برای امروز

امروز، بیش از هفت دهه پس از کودتای ۲۸ مرداد، اسناد منتشرشده درباره نقش آمریکا و انگلیس در این عملیات، امکان بازخوانی دقیق‌تر آن واقعه را فراهم کرده است. این اسناد نشان می‌دهد که مداخله خارجی در تحولات سیاسی ایران صرفاً یک ادعای تاریخی نیست و باید آن را در چارچوب اسناد و شواهد موجود بررسی کرد.

اما شاید مهم‌تر از بازخوانی خود کودتا، توجه به درس‌های آن باشد؛ اینکه اختلاف داخلی می‌تواند یک نهضت فراگیر را آسیب‌پذیر کند، اتکای بیش از اندازه به حمایت خارجی می‌تواند محاسبات سیاسی را دچار خطا کند و قدرت ملی، انسجام اجتماعی و شناخت دقیق از منافع بازیگران خارجی، از مهم‌ترین مؤلفه‌های حفظ استقلال سیاسی کشورهاست.

۲۸ مرداد از این منظر تنها یک تاریخ در تقویم نیست؛ یک تجربه تاریخی است که نشان می‌دهد سرنوشت یک کشور زمانی بیش از همیشه در معرض مداخله قرار می‌گیرد که شکاف داخلی با خوش‌بینی به وعده‌های خارجی همزمان شود.

 

اخبار مرتبط
  • اظهارات صریح جان کربی، سخنگوی پیشین شورای امنیت ملی آمریکا، تصویری متفاوت از روایت رسمی واشنگتن درباره جنگ با ایران ارائه می‌دهد؛ او می‌گوید دولت دونالد ترامپ بدون طراحی یک راهبرد سیاسی برای پایان جنگ وارد درگیری شده و اکنون در مواجهه با تداوم بحران در تنگه هرمز، فشار بر نیروهای نظامی و دشواری تأمین مجدد ناوگان خود با یک بن‌بست راهبردی روبه‌رو شده است. همزمان، تهران تأکید دارد که رایزنی‌هایش با عمان صرفاً بر ایجاد یک مسیر موقت و امن برای کشتیرانی متمرکز است و بازگشایی تنگه هرمز به رفع عوامل ایجادکننده بحران وابسته خواهد بود.

  • اظهارات مارجری تیلور گرین، نماینده پیشین کنگره آمریکا و از متحدان سابق دونالد ترامپ، درباره احتمال برگزاری نشست‌های محرمانه در واشنگتن برای بررسی استفاده از سلاح هسته‌ای علیه ایران، بار دیگر نگرانی‌ها درباره خطر عبور درگیری از مرزهای متعارف را افزایش داده است؛ ادعایی که گرین بدون ارائه شواهد مشخص مطرح کرده، اما در صورت صحت، می‌تواند نشانه‌ای از تغییر خطرناک محاسبات راهبردی آمریکا در قبال جنگ ایران باشد.

  • طولانی شدن مأموریت ناو هواپیمابر «آبراهام لینکلن» به فراتر از یک رکورد نظامی تبدیل شده است؛ ناوی که ماه‌ها بدون بازگشت به بندر اصلی در مأموریت باقی مانده، اکنون درگیر فشار عملیاتی، فرسودگی تجهیزات، خستگی خدمه و نگرانی خانواده‌های ملوانان است. این وضعیت در حالی رخ می‌دهد که نیروی دریایی آمریکا با کمبود ناوهای آماده، تأخیر در ورود ناوهای نسل جدید و افزایش مأموریت‌های نظامی در مناطق مختلف جهان مواجه است؛ مجموعه‌ای از عوامل که می‌تواند الگوی سنتی حضور دریایی آمریکا را با چالش جدی روبه‌رو کند.

ارسال نظر