گرین در صفحه شخصی خود در شبکه اجتماعی ایکس مدعی شده است که نشستهایی در سطح عالی برای بررسی امکان استفاده از سلاحهای هستهای علیه ایران برگزار میشود. او همچنین ادعا کرده که دولت آمریکا در حال بررسی کاهش آستانه استفاده از تسلیحات هستهای است.
با این حال، این ادعا تاکنون با شواهد مستقل یا اسناد رسمی تأیید نشده است و باید آن را در چارچوب اظهارات سیاسی یک منتقد دولت ترامپ ارزیابی کرد. اهمیت سخنان گرین اما صرفاً به اثبات یا رد این ادعا محدود نمیشود؛ بلکه طرح علنی چنین موضوعی از سوی یک چهره سیاسی سابق آمریکا، نشاندهنده عمق نگرانیها درباره مسیر احتمالی تشدید جنگ است.
از «پیروزی» تا طرح گزینههای پرخطر
این ادعا در شرایطی مطرح شده که ترامپ بارها از پیروزی آمریکا در جنگ سخن گفته و مدعی شده است واشنگتن کنترل تنگه هرمز را در اختیار دارد. در چنین شرایطی، مطرح شدن گزینه هستهای این پرسش را ایجاد میکند که اگر آمریکا واقعاً خود را پیروز جنگ میداند، چرا باید موضوع استفاده از یکی از مخربترین سلاحهای جهان در محافل راهبردی آن بررسی شود؟
از این منظر، میان ادعای «پیروزی» و نگرانی از تشدید بیشتر درگیری یک تناقض جدی وجود دارد. اگر توان بازدارندگی و اهداف نظامی واشنگتن آنگونه که رئیسجمهور آمریکا ادعا میکند محقق شده باشد، حرکت به سمت گزینههای هستهای نهتنها ضرورتی ندارد، بلکه میتواند هزینههای سیاسی، نظامی و اقتصادی جنگ را به شکلی غیرقابل کنترل افزایش دهد.
هشدار درباره بیاعتنایی به ارزیابیهای اطلاعاتی

گرین همچنین دولت ترامپ را متهم کرده که ارزیابیهای اطلاعاتی داخلی آمریکا درباره فاصله داشتن ایران از ساخت سلاح هستهای را نادیده گرفته و به جای آن، روایتهای مطرحشده از سوی رژیم صهیونیستی را مبنای تصمیمگیری قرار داده است.
اهمیت این ادعا در آن است که اگر تصمیمات نظامی بر مبنای برآوردهای اغراقآمیز یا سیاسیشده درباره برنامه هستهای ایران اتخاذ شده باشد، احتمال گسترش جنگ به عرصههای خطرناکتر افزایش مییابد. در این سناریو، مسئله فقط یک عملیات نظامی محدود نیست؛ بلکه خطر شکلگیری چرخهای از حمله، پاسخ، تشدید و در نهایت استفاده از تسلیحات با قدرت تخریب بسیار بالا مطرح میشود.
«هولوکاست هستهای»؛ هشدار درباره هزینه جهانی جنگ
گرین در شدیدترین بخش اظهارات خود نسبت به وقوع یک «هولوکاست هستهای» هشدار داده و تأکید کرده است که چنین سناریویی میتواند رکود اقتصادی و تلفات بیسابقهای در جهان ایجاد کند.
این هشدار از یک واقعیت راهبردی مهم حکایت دارد: جنگ ایران و آمریکا، در صورت عبور از سطح متعارف، دیگر صرفاً یک بحران منطقهای نخواهد بود. موقعیت ایران در کنار مسیرهای مهم انرژی، نقش خلیج فارس در اقتصاد جهانی و احتمال سرایت بحران به سایر بازیگران منطقه، میتواند پیامدهای چنین تشدیدی را به مراتب فراتر از مرزهای ایران و آمریکا گسترش دهد.
کاهش آستانه هستهای؛ خطرناکتر از خود تهدید
یکی از مهمترین بخشهای ادعای گرین، موضوع «کاهش آستانه استفاده از سلاح هستهای» است. حتی اگر اصل برگزاری چنین نشستهایی اثبات نشود، مطرح شدن این ایده از منظر راهبردی اهمیت دارد؛ زیرا هرگونه تغییر در دکترین استفاده از سلاح هستهای میتواند محاسبات سایر قدرتهای هستهای و حتی کشورهای منطقه را نیز تحت تأثیر قرار دهد.
در واقع، خطر اصلی تنها در شلیک یک سلاح هستهای خلاصه نمیشود؛ بلکه کاهش موانع سیاسی و راهبردی استفاده از آن میتواند نظم بازدارندگی موجود را متزلزل کند و احتمال خطای محاسباتی را افزایش دهد.
آمریکا آسیبناپذیر نیست
گرین در پایان هشدار داده است که آمریکا «آسیبناپذیر نیست» و از مردم این کشور خواسته است به آنچه «جنون» توصیف کرده پایان دهند. این موضع، حتی از سوی یک منتقد داخلی ترامپ، نشان میدهد که اختلاف بر سر نحوه مدیریت جنگ تنها میان ایران و آمریکا نیست؛ بلکه در داخل ساختار سیاسی ایالات متحده نیز درباره هزینهها و پیامدهای ادامه درگیری اختلاف نظر جدی وجود دارد.
اکنون پرسش اصلی این است که آیا واشنگتن به سمت مهار بحران حرکت خواهد کرد یا فشارهای نظامی و سیاسی، تصمیمگیران آمریکایی را به سمت گزینههایی سوق میدهد که پیامدهای آن از کنترل طرفین خارج شود. ادعای استفاده احتمالی از سلاح هستهای، حتی بدون ارائه سند، زنگ خطری است که نمیتوان از کنار آن به سادگی عبور کرد؛ زیرا در جنگی با چنین سطحی از تنش، فاصله میان تهدید لفظی و یک محاسبه فاجعهبار ممکن است بسیار کوتاه شود.