یادداشت روز صفحه سیاست؛

مشروعیت بدون کارآمدی؛ ناتمام ماندن آرمان حکمرانی دینی

از نگاه امام خمینی (ره)، استقرار حکومت دینی تنها به معنای تحقق یک ساختار سیاسی مبتنی بر ارزش‌های اسلامی نیست؛ بلکه این ساختار باید بتواند عدالت را در جامعه محقق کند، در برابر تبعیض بایستد و الگویی متفاوت از مناسبات قدرت در عرصه داخلی و بین‌المللی ارائه دهد.

صفحه سیاست را در گوگل دنبال کنید
مشروعیت بدون کارآمدی؛ ناتمام ماندن آرمان حکمرانی دینی
صفحه سیاست-

بحث درباره نسبت دین و حکومت، یکی از بنیادی‌ترین موضوعات در اندیشه سیاسی معاصر است؛ موضوعی که همواره یک پرسش اساسی را پیش روی نظریه‌پردازان قرار داده است: آیا مشروعیت یک نظام سیاسی به‌تنهایی برای تحقق اهداف آن کفایت می‌کند یا کارآمدی و توانایی آن در اداره جامعه نیز باید به‌عنوان یکی از معیارهای اصلی ارزیابی حکمرانی مورد توجه قرار گیرد؟

در اندیشه سیاسی امام خمینی (ره)، مشروعیت و کارآمدی دو مفهوم مرتبط اما متمایزند. مشروعیت به مبانی حقانیت و اعتبار نظام سیاسی بازمی‌گردد، در حالی که کارآمدی به توانایی آن در تحقق اهداف، اداره امور عمومی، تأمین عدالت و پاسخ‌گویی به نیازهای جامعه مربوط می‌شود. بنابراین، اگرچه در این منظومه فکری، مشروعیت از جایگاه بنیادی برخوردار است، اما نمی‌توان از اهمیت کارآمدی در تحقق اهداف حکومت دینی چشم‌پوشی کرد.

حکومت دینی؛ فراتر از تشکیل یک ساختار سیاسی

یکی از نکات مهم در بررسی اندیشه سیاسی امام خمینی، توجه به تفاوت میان تأسیس حکومت و تحقق آرمان‌های حکمرانی است. تشکیل نظام سیاسی مبتنی بر مبانی اسلامی، نقطه آغاز یک مسیر است، نه پایان آن.

حکومت زمانی می‌تواند مدعی تحقق اهداف خود باشد که اصول و ارزش‌هایی را که بر مبنای آنها شکل گرفته، در عرصه زندگی عمومی به اجرا درآورد. عدالت، مبارزه با تبعیض، حمایت از محرومان، استقلال سیاسی و اقتصادی و مقابله با مناسبات سلطه، از جمله مؤلفه‌هایی هستند که در این چارچوب اهمیت پیدا می‌کنند.

از این منظر، کارآمدی صرفاً به معنای افزایش شاخص‌های اقتصادی، توسعه زیرساخت‌ها یا موفقیت دستگاه اداری نیست؛ بلکه توانایی نظام سیاسی در تبدیل ارزش‌های نظری به نتایج ملموس اجتماعی نیز بخشی از مفهوم کارآمدی محسوب می‌شود.

به بیان دیگر، فاصله میان آرمان‌های اعلام‌شده و واقعیت‌های جامعه، یکی از مهم‌ترین موضوعاتی است که هر نظام سیاسی باید نسبت به آن پاسخ‌گو باشد.

عدالت؛ حلقه اتصال مشروعیت و کارآمدی

در اندیشه سیاسی امام خمینی، عدالت جایگاهی فراتر از یک شعار سیاسی دارد. عدالت باید در ساختارهای حکمرانی، مناسبات اقتصادی، توزیع فرصت‌ها و روابط اجتماعی نمود پیدا کند.

از همین رو، نمی‌توان عدالت‌خواهی را صرفاً به موضع‌گیری‌های سیاسی یا اعلام مخالفت با تبعیض محدود کرد. عدالت زمانی معنا پیدا می‌کند که مردم آثار آن را در زندگی روزمره خود احساس کنند و دسترسی به فرصت‌ها، امکانات و حقوق عمومی تابع امتیازات غیرمنصفانه نباشد.

در این چارچوب، کارآمدی نظام سیاسی با میزان توانایی آن در تحقق عدالت پیوند می‌خورد. اگر نظامی از مشروعیت نظری برخوردار باشد، اما در تبدیل اهداف عدالت‌خواهانه به سیاست‌های اجرایی و نتایج اجتماعی با دشواری مواجه شود، مسئله کارآمدی به یکی از مهم‌ترین پرسش‌های پیش روی آن تبدیل خواهد شد.

این همان نقطه‌ای است که اندیشه سیاسی از سطح مباحث انتزاعی فاصله می‌گیرد و به عرصه واقعی زندگی مردم وارد می‌شود.

از حکمرانی ملی تا نقد نظم بین‌الملل

نگاه امام خمینی به حکمرانی، به مرزهای جغرافیایی ایران محدود نمی‌شود. در منظومه فکری ایشان، عدالت‌خواهی و مقابله با سلطه، ابعادی فراملی نیز دارد.

از این منظر، نظم بین‌المللی موجود را نمی‌توان صرفاً مجموعه‌ای از قواعد و نهادهای بی‌طرف دانست؛ زیرا مناسبات قدرت، نابرابری میان کشورها و امکان مداخله قدرت‌های بزرگ در سرنوشت ملت‌ها، بر شکل‌گیری و عملکرد این نظم تأثیر می‌گذارند.

نقد ساختارهای سلطه‌گر، مخالفت با وابستگی و تأکید بر استقلال ملت‌ها، بخش مهمی از رویکرد امام خمینی به روابط بین‌الملل را تشکیل می‌دهد. در این چارچوب، تحول در نظم جهانی نه از مسیر پذیرش منفعلانه مناسبات موجود، بلکه از طریق تقویت استقلال سیاسی ملت‌ها و ایجاد مناسبات عادلانه‌تر قابل پیگیری است.

البته نقد نظم بین‌الملل زمانی می‌تواند به یک رویکرد اثرگذار تبدیل شود که با ظرفیت‌سازی اقتصادی، دیپلماتیک، علمی و نهادی همراه باشد. صرف مخالفت با ساختارهای ناعادلانه، بدون برخورداری از توانایی اثرگذاری بر آنها، الزاماً به تغییر مناسبات جهانی منجر نخواهد شد.

قدرت سیاسی بدون عدالت، به چه معناست؟

یکی از پرسش‌های مهم در حکمرانی معاصر این است که قدرت سیاسی تا چه اندازه باید در خدمت تحقق عدالت و منافع عمومی قرار گیرد؟

در چارچوب اندیشه سیاسی امام خمینی، قدرت سیاسی هدف نهایی نیست؛ بلکه ابزاری برای تحقق ارزش‌ها و اهدافی است که حکومت بر مبنای آنها شکل گرفته است. به همین دلیل، استقلال، امنیت و اقتدار ملی را باید در کنار عدالت اجتماعی، رفاه عمومی و حفظ حقوق مردم مورد توجه قرار داد.

این نگاه، مسئله کارآمدی را به موضوعی چندبعدی تبدیل می‌کند. نظام سیاسی علاوه بر حفظ استقلال و امنیت، باید بتواند در حوزه اقتصاد، فرهنگ، روابط اجتماعی و اداره امور عمومی نیز پاسخ‌گوی انتظارات جامعه باشد.

در عرصه بین‌المللی نیز برخورداری از قدرت و استقلال، زمانی می‌تواند به تحقق اهداف عدالت‌خواهانه کمک کند که با دیپلماسی فعال، تعامل مؤثر و توانایی شکل‌دهی به مناسبات منطقه‌ای و جهانی همراه شود.

حکمرانی دینی و ضرورت بازخوانی مستمر کارآمدی

یکی از الزامات پایداری هر نظام سیاسی، ارزیابی مستمر عملکرد و اصلاح سازوکارهای حکمرانی است. هیچ ساختار سیاسی نمی‌تواند صرفاً با تکیه بر مبانی نظری خود، از ضرورت بازنگری در سیاست‌ها، نهادها و روش‌های اجرایی بی‌نیاز شود.

در این میان، توجه به کارآمدی به معنای کنار گذاشتن مبانی مشروعیت نیست؛ بلکه می‌تواند راهی برای سنجش میزان تحقق اهداف و شناسایی فاصله میان آرمان‌ها و عملکردها باشد.

اگر قرار است حکومت دینی الگویی برای حکمرانی عدالت‌محور ارائه دهد، باید بتواند نشان دهد که ارزش‌های مورد تأکید آن چگونه در سیاست‌گذاری عمومی، توزیع منابع، مبارزه با فساد، کاهش نابرابری و ارتقای کیفیت زندگی مردم بازتاب پیدا می‌کنند.

این مسئله در عرصه بین‌المللی نیز اهمیت دارد؛ زیرا اعتبار یک الگوی حکمرانی تنها از طریق مواضع سیاسی آن سنجیده نمی‌شود، بلکه عملکرد، ظرفیت نهادی و توانایی آن در ارائه تجربه‌ای قابل ارزیابی از اداره جامعه نیز در شکل‌گیری تصویر جهانی آن مؤثر است.

فاصله میان آرمان و عملکرد را باید جدی گرفت

اندیشه سیاسی امام خمینی را نمی‌توان صرفاً در نظریه تأسیس حکومت یا مباحث مربوط به مشروعیت سیاسی خلاصه کرد. عدالت‌خواهی، استقلال، مقابله با سلطه و تلاش برای تغییر مناسبات ناعادلانه، بخش مهمی از افق حکمرانی مورد نظر ایشان را تشکیل می‌دهد.

با این حال، تحقق این آرمان‌ها نیازمند حکمرانی کارآمد، نهادهای پاسخ‌گو، سیاست‌گذاری واقع‌بینانه و توانایی تبدیل ارزش‌های نظری به دستاوردهای اجتماعی است.

در نهایت، مشروعیت و کارآمدی را نباید دو مفهوم رقیب دانست. مشروعیت به نظام سیاسی مبنای حقانیت می‌بخشد و کارآمدی، میزان توانایی آن را در تحقق اهداف و آرمان‌هایش آشکار می‌کند.

حکمرانی دینی زمانی می‌تواند ادعای ارائه الگویی متفاوت از اداره جامعه را به تجربه‌ای قابل ارزیابی تبدیل کند که میان آنچه به‌عنوان آرمان مطرح می‌کند و آنچه در زندگی مردم محقق می‌سازد، فاصله‌ای معنادار باقی نماند.

از اندیشه امام خمینی تا رویکرد حکمرانی آیت‌الله سیدمجتبی خامنه‌ای

6107101

با آغاز دوره رهبری آیت‌الله سیدمجتبی خامنه‌ای، بررسی نسبت مشروعیت، کارآمدی و عدالت در حکمرانی، وارد مرحله تازه‌ای شده است. اگر در اندیشه امام خمینی، عدالت‌خواهی، استقلال و مقابله با سلطه از مؤلفه‌های اصلی حکومت مطلوب به شمار می‌رفت، اکنون بررسی مواضع و رهنمودهای رهبر جدید می‌تواند تصویری از اولویت‌های حکمرانی در دوره جدید ارائه دهد. در پیام‌ها و مواضع منتشرشده از آیت‌الله سیدمجتبی خامنه‌ای، مفاهیمی همچون وحدت ملی، انسجام اجتماعی، تقویت اعتماد متقابل مردم و مسئولان، پیشرفت اقتصادی و حفظ امنیت ملی مورد تأکید قرار گرفته است.

این مفاهیم نشان می‌دهند که در صورت‌بندی اولیه رویکرد حکمرانی ایشان، پیوند میان ثبات سیاسی، ظرفیت‌های اقتصادی و انسجام اجتماعی جایگاه قابل توجهی دارد. در همین زمینه، دیدار پنجم آبان ۱۴۰۵ ایشان با دبیر شورای عالی امنیت ملی، از منظر اندیشه حکمرانی قابل توجه است. در این دیدار، شورای عالی امنیت ملی و دبیرخانه آن به‌عنوان «چهارراه تدبیر امور کشور» توصیف شد و بر تأثیر متقابل چهار حوزه فرهنگ، سیاست، اقتصاد و امنیت تأکید گردید. همچنین برخورداری از نقشه راهی جامع، با در نظر گرفتن تمام مراحل اجرای تصمیم‌ها از نقطه آغاز تا پایان، از الزامات تصمیم‌گیری دقیق و استوار دانسته شد. تأکید بر تقویت اعتماد متقابل مردم و مسئولان، استفاده از ظرفیت‌های قانون اساسی برای تسهیل حل مشکلات اجرایی، تحکیم روابط با کشورهای همسایه بر پایه منافع پایدار و متقابل و توجه به امنیت ملی و منطقه‌ای نیز از دیگر محورهای این دیدار بود. از منظر حکمرانی، این مواضع را می‌توان نشانه توجه به یک نگاه به‌هم‌پیوسته در اداره کشور دانست؛ نگاهی که در آن تصمیم اقتصادی بدون توجه به پیامدهای اجتماعی، سیاست خارجی بدون ملاحظه امنیت ملی و تصمیمات امنیتی بدون در نظر گرفتن الزامات اقتصادی و فرهنگی، نمی‌توانند به‌تنهایی اهداف کلان کشور را محقق کنند.

البته برای ترسیم یک نظریه منسجم از اندیشه سیاسی رهبر جدید، باید مجموعه پیام‌ها، مواضع و تصمیمات ایشان در گذر زمان مورد بررسی قرار گیرد. آنچه تاکنون منتشر شده، بیشتر بیانگر اولویت‌ها و جهت‌گیری‌های اولیه است و ارزیابی میزان تحقق آنها به عملکرد نهادهای حکمرانی و نتایج سیاست‌های اجرایی وابسته خواهد بود. در نهایت، پیوند میان اندیشه امام خمینی و رویکرد حکمرانی رهبر جدید را باید در نسبت میان آرمان و عمل جست‌وجو کرد.

استمرار تأکید بر عدالت، استقلال و مقابله با سلطه، می‌تواند با برنامه‌ریزی دقیق، کارآمدی نهادی، اعتماد عمومی و بهبود ملموس زندگی مردم به بک الگوی پایدار حکمرانی تبدیل شود . مسئله اصلی حکمرانی در دوره جدید، صرفاً تداوم آرمان‌های سیاسی گذشته نیست؛ بلکه چگونگی تبدیل این آرمان‌ها به سیاست‌های مؤثر، تصمیمات سنجیده و دستاوردهای قابل لمس برای جامعه است. این همان نقطه‌ای است که مشروعیت، عدالت و کارآمدی به یکدیگر پیوند می‌خورند و اعتبار یک الگوی حکمرانی در عرصه ملی و بین‌المللی را شکل می‌دهند.

اخبار مرتبط
ارسال نظر