یکی از پروندههای بحثبرانگیز آن دوره، ماجرای دیدار شهید آیتالله سیدمحمد حسینی بهشتی با برخی کارکنان سفارت آمریکا بود؛ موضوعی که برخلاف بسیاری از افشاگریهای پس از تسخیر سفارت، ابتدا از سوی دانشجویان پیرو خط امام مطرح نشد، بلکه سازمان مجاهدین خلق (منافقین) با انتشار مطلبی در نشریه «مجاهد» آن را وارد فضای سیاسی کشور کرد.
اما پرسش اصلی این است: آیا صرف ملاقات یک چهره سیاسی با کارکنان سفارت آمریکا را میتوان نشانه ارتباط اطلاعاتی یا همکاری با واشنگتن دانست؟ و اساساً تفاوت دیدارهای شهید بهشتی با ارتباطات عباس امیرانتظام چه بود؟
ماجرای ملاقات شهید بهشتی چگونه رسانهای شد؟
پس از تسخیر سفارت آمریکا در ۱۳ آبان ۱۳۵۸، موجی از افشاگریها درباره ارتباطات دیپلماتیک و سیاسی سفارت با شخصیتها و جریانهای داخلی آغاز شد. دانشجویان پیرو خط امام با حضور در نشستهای خبری و انتشار اطلاعیهها، بخشهایی از اسناد کشفشده را در اختیار افکار عمومی قرار میدادند.
در همین فضا، نشریه «مجاهد» با انتشار مطلبی درباره دیدار شهید بهشتی با آمریکاییها، مدعی وجود اسنادی در این زمینه شد. انتشار این مطلب، با توجه به حساسیت شدید جامعه نسبت به هرگونه ارتباط با سفارت آمریکا، پرسشها و واکنشهایی را به دنبال داشت.
به روایت محمد محبوبی، پژوهشگر تاریخ معاصر، شهید بهشتی در همان مقطع درباره این موضوع توضیح داد که فعالیت پنهانی نداشته و اسناد مربوط به ملاقاتهایش نیز قابل بررسی است.
این نکته از آن جهت اهمیت دارد که در ماههای نخست پس از انقلاب، فضای سیاسی کشور بهشدت متأثر از بیاعتمادی به آمریکا و تجربه مداخلات واشنگتن در امور داخلی ایران بود. در چنین شرایطی، انتشار نام یک شخصیت سیاسی در اسناد سفارت میتوانست بهسرعت به موضوعی برای اتهامزنی و قضاوت عمومی تبدیل شود؛ حتی اگر ماهیت ملاقات و محتوای گفتوگوها هنوز بهدرستی بررسی نشده بود.
تفاوت ملاقاتهای شهید بهشتی با ارتباطات عباس امیرانتظام چه بود؟
یکی از مهمترین محورهای این پرونده تاریخی، ضرورت تفکیک میان انواع ارتباطات شخصیتهای سیاسی با سفارت آمریکا است.
به گفته محبوبی، در اسناد و گزارشهای مربوط به ملاقاتهای سفارت، نام چهرههای مختلفی از جمله مرحوم آیتالله حسینعلی منتظری، آیتالله موسوی اردبیلی، اعضای دولت موقت و ابوالحسن بنیصدر نیز مطرح شده بود. با این حال، نمیتوان تمام این ملاقاتها را از نظر ماهیت، هدف و محتوای ارتباط در یک چارچوب واحد قرار داد.
این پژوهشگر معتقد است دیدارهای شهید بهشتی با کارکنان بخش سیاسی سفارت آمریکا، در پی درخواست طرف آمریکایی و در چارچوب گفتوگوهایی درباره مسائل روز، روابط دوجانبه و تحولات سیاسی داخلی ایران انجام شده بود.
در این چارچوب، ملاقات با دیپلماتها و کارکنان سیاسی یک سفارتخانه، بهخودیخود به معنای همکاری اطلاعاتی نیست؛ چراکه سفارتخانهها بهطور معمول با طیفهای مختلف سیاسی و اجتماعی کشور میزبان ارتباط برقرار میکنند و درباره تحولات داخلی و خارجی به تبادل نظر میپردازند.
در مقابل، محبوبی اسناد مربوط به عباس امیرانتظام را واجد ویژگیهای متفاوتی میداند. به گفته او، در این اسناد، ملاقات با فردی مرتبط با سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (سیا) و نشانههایی از آگاهی و تمایل امیرانتظام به همکاری اطلاعاتی مطرح شده است.
بنابراین، از نگاه این پژوهشگر، تفاوت اصلی این دو پرونده را باید در سطح ارتباطات، هویت طرف ملاقات و محتوای گفتوگوها جستوجو کرد؛ نه صرفاً در اصل ملاقات با کارکنان سفارت آمریکا.
اسناد سفارت آمریکا درباره محتوای دیدارهای شهید بهشتی چه میگویند؟
یکی دیگر از پرسشهای مهم درباره این پرونده، محتوای گفتوگوهای شهید بهشتی با کارکنان سفارت آمریکا است. آیا در این ملاقاتها اطلاعات محرمانهای از دولت موقت یا شورای انقلاب در اختیار طرف آمریکایی قرار گرفت؟
محمد محبوبی با اشاره به اسناد منتشرشده، معتقد است شواهد موجود نشان نمیدهد که شهید بهشتی اسرار دولت موقت یا شورای انقلاب را در اختیار آمریکاییها قرار داده باشد. او همچنین بر مواضع صریح و انتقادی شهید بهشتی نسبت به مداخلات آمریکا تأکید میکند.
این موضوع از منظر تاریخی اهمیت زیادی دارد؛ زیرا ارزیابی عملکرد شخصیتهای سیاسی در مقطع پس از انقلاب، بدون توجه به مواضع عمومی، شرایط سیاسی کشور و محتوای واقعی اسناد، میتواند به برداشتهای ناقص و گاه نادرست منجر شود.
به بیان دیگر، برای بررسی یک ملاقات سیاسی باید چند مؤلفه را همزمان در نظر گرفت: زمان و شرایط ملاقات، جایگاه و هویت طرف مقابل، موضوع گفتوگوها و مهمتر از همه، محتوای اسناد مرتبط با آن.
۱۳ آبان و ضرورت بازخوانی منصفانه اسناد تاریخی
چهار دهه پس از تسخیر سفارت آمریکا، بازخوانی اسناد آن واقعه همچنان یکی از موضوعات مهم در تاریخ سیاسی جمهوری اسلامی ایران است. این اسناد نهتنها بخشی از مناسبات واشنگتن با دولت و جریانهای سیاسی ایران را روشن میکنند، بلکه نشان میدهند که چگونه رقابتهای سیاسی داخلی میتوانست بر نحوه انتشار و تفسیر اطلاعات تأثیر بگذارد.
پرونده ملاقاتهای شهید بهشتی نیز از همین منظر قابل بررسی است. مسئله اصلی، انکار یا تأیید یک ملاقات نیست؛ بلکه تشخیص ماهیت آن و تمایز میان ارتباط دیپلماتیک، گفتوگوی سیاسی و همکاری اطلاعاتی است.
در واقع، یکی از آسیبهای فضای سیاسی ملتهب آن روزها، یکسانسازی انواع ارتباطات و تبدیل نام افراد در اسناد به معیاری برای داوری درباره عملکرد آنان بود. در حالی که اسناد تاریخی زمانی میتوانند مبنای قضاوت معتبر قرار گیرند که در کنار یکدیگر، با توجه به زمینه زمانی و سیاسی و با پرهیز از برداشتهای گزینشی بررسی شوند.
ماجرای دیدار شهید بهشتی با کارکنان سفارت آمریکا، بار دیگر این ضرورت را یادآوری میکند که در بازخوانی تاریخ انقلاب، نه باید از پرسشگری درباره اسناد پرهیز کرد و نه باید بدون بررسی دقیق محتوای آنها، حکم صادر کرد. تاریخ را نمیتوان صرفاً با فهرست اسامی خواند؛ آنچه اهمیت دارد، فهم مناسبات، انگیزهها و محتوای واقعی ارتباطات است.