عملیات «فروغ جاویدان» که سازمان منافقین چند روز پس از پذیرش قطعنامه ۵۹۸ و با حمایت مستقیم رژیم بعث عراق آغاز کرد، یکی از آخرین تلاشها برای تغییر موازنه جنگ تحمیلی بود. طراحان این عملیات تصور میکردند که شرایط پس از پذیرش آتشبس، توان دفاعی ایران را تضعیف کرده و امکان پیشروی سریع تا تهران را فراهم خواهد کرد.
اما این محاسبه با مقاومت نیروهای سپاه، ارتش و بسیج در تنگه چهارزبر با شکست روبهرو شد. محدودیت جغرافیایی این منطقه، برتری زرهی و تحرک نیروهای مهاجم را از بین برد و زمینه اجرای عملیات مرصاد را فراهم کرد؛ عملیاتی که به شکست کامل منافقین انجامید و عملاً پرونده نظامی این گروه را بست.
جغرافیا؛ سلاحی فراتر از تجهیزات نظامی
کارشناسان نظامی همواره تأکید کردهاند که در بسیاری از نبردها، جغرافیا میتواند نقشی تعیینکنندهتر از تجهیزات و شمار نیروها ایفا کند. گلوگاههای طبیعی، تنگهها و مسیرهای محدود، امکان مانور دشمن را کاهش داده و فرصت ابتکار عمل را در اختیار مدافع قرار میدهد.
چهارزبر نمونهای از همین قاعده بود؛ جایی که زمین، بخشی از توان دفاعی ایران محسوب میشد و موجب شد برتری ظاهری مهاجمان به نقطه ضعف آنان تبدیل شود.
تنگه هرمز؛ مهمترین گلوگاه ژئوپلیتیکی منطقه
امروز نیز بسیاری از تحلیلگران، تنگه هرمز را مهمترین گلوگاه راهبردی غرب آسیا میدانند. این آبراه که بخش قابل توجهی از تجارت انرژی جهان از آن عبور میکند، در معادلات امنیتی منطقه جایگاهی فراتر از یک مسیر کشتیرانی دارد و هرگونه تحول در آن میتواند آثار اقتصادی و سیاسی گستردهای در سطح بینالمللی بر جای بگذارد.
در سالهای اخیر، با افزایش تنشها میان ایران و آمریکا و همچنین تشدید حضور نظامی قدرتهای فرامنطقهای در خلیج فارس، اهمیت تنگه هرمز بیش از گذشته در محاسبات راهبردی برجسته شده است. از نگاه تهران، این منطقه بخشی از عمق دفاعی و ابزار بازدارندگی کشور محسوب میشود.
از تجربه مرصاد تا معادلات بازدارندگی امروز
مقایسه چهارزبر با تنگه هرمز، بیش از آنکه به شباهت جغرافیایی این دو منطقه مربوط باشد، ناظر بر یک منطق راهبردی است؛ اینکه در صورت شکلگیری تقابل، نقاط محدودکننده جغرافیایی میتوانند ابتکار عمل را از مهاجم گرفته و هزینه هرگونه اقدام نظامی را افزایش دهند.
به همین دلیل، بسیاری از ناظران معتقدند همانگونه که چهارزبر در پایان جنگ تحمیلی به محل شکست آخرین عملیات سازمان منافقین تبدیل شد، تنگه هرمز نیز در دکترین دفاعی ایران بهعنوان یکی از مهمترین مؤلفههای بازدارندگی در برابر فشارهای خارجی تعریف میشود.
هرمز؛ نماد بازدارندگی در معادلات جدید
تحولات منطقه نشان میدهد که اهمیت تنگه هرمز تنها به عبور نفتکشها محدود نیست؛ این آبراه امروز بخشی از معادلات امنیت انرژی، موازنه قدرت و بازدارندگی منطقهای به شمار میرود. تجربه تاریخی نیز نشان داده است که در بسیاری از نبردها، گلوگاههای راهبردی میتوانند مسیر تحولات را تغییر دهند.
بر همین اساس، از نگاه تحلیلگران، روایت «چهارزبر تا هرمز» صرفاً یک مقایسه تاریخی نیست، بلکه تأکیدی بر این واقعیت است که در راهبرد دفاعی ایران، جغرافیا همچنان یکی از مهمترین عناصر قدرت ملی و بازدارندگی محسوب میشود.