روزنامه جمهوری اسلامی در گزارشی درباره شرایط حساس کشور، مجموعهای از تحولات نظامی و امنیتی، از گسترش محاصره دریایی و هوایی گرفته تا افزایش تحرکات نظامی آمریکا در منطقه و برگزاری نشستهای امنیتی رژیم صهیونیستی، را نشانههایی از تشدید فشارها علیه ایران دانست.
به نوشته این روزنامه، در چنین شرایطی هشدارهای فرماندهان نیروهای مسلح درباره تهدیدهای پیشرو، ضرورت توجه بیشتر به وضعیت امنیتی کشور را یادآوری میکند؛ اما آنچه نگرانیها را افزایش میدهد، تداوم منازعات سیاسی در داخل و تبدیل اختلافنظرها به تقابلهای علنی است.
مسئله اصلی این نیست که در فضای سیاسی کشور اختلاف دیدگاه وجود دارد؛ اختلافنظر در موضوعاتی مانند شیوه مواجهه با تهدیدهای خارجی، مذاکره، جنگ و صلح، امری طبیعی است. چالش زمانی آغاز میشود که این اختلافات به جای قرارگرفتن در مسیر گفتوگو و تصمیمسازی، به جدالهای فرسایشی در رسانهها و اجتماعات عمومی تبدیل شوند.
اختلافنظر سیاسی؛ از گفتوگوی کارشناسی تا تقابل رسانهای
روزنامه جمهوری اسلامی تأکید میکند که گروهها و جریانهای سیاسی میتوانند ارزیابیهای متفاوتی از شرایط کشور داشته باشند. یک جریان ممکن است بر ضرورت ایستادگی و تقویت بازدارندگی نظامی تأکید کند و جریان دیگر، مذاکره و کاهش تنش را در اولویت قرار دهد. همچنین درباره میزان توانمندی کشور، هزینههای رویارویی و چگونگی تأمین منافع ملی ممکن است دیدگاههای متفاوتی مطرح شود.
با این حال، تفاوت دیدگاهها زمانی به تصمیمگیری مؤثر کمک میکند که در چارچوب گفتوگوی کارشناسی، بررسی سناریوهای مختلف و ارزیابی پیامدهای هر گزینه قرار گیرد. تبدیل این مباحث به رویاروییهای علنی و تلاش برای حذف یا تخریب طرف مقابل، نهتنها لزوماً به روشنشدن مسیر تصمیمگیری منجر نمیشود، بلکه میتواند فضای عمومی را نیز ملتهب کند.
از این منظر، مرز میان اختلافنظر سازنده و منازعه سیاسی مخرب، در میزان پایبندی طرفین به منافع ملی و پذیرش قواعد گفتوگو مشخص میشود. سیاستورزی مسئولانه به معنای کنارگذاشتن نقد نیست؛ بلکه مستلزم آن است که نقدها با استدلال، مسئولیتپذیری و توجه به پیامدهای امنیتی و اجتماعی بیان شوند.
آیا جدالهای داخلی به محاسبات دشمن کمک میکند؟
یکی از محورهای اصلی هشدار روزنامه جمهوری اسلامی، پیامدهای امنیتی منازعات علنی میان جریانهای سیاسی است. این روزنامه معتقد است نمایش اختلافات شدید و رفتارهای خصمانه در فضای عمومی میتواند این تصور را در میان دشمنان ایران تقویت کند که کشور با شکافهای داخلی مواجه است و این شکافها ممکن است بر توان تصمیمگیری و مدیریت بحران تأثیر بگذارند.
در محاسبات راهبردی، انسجام داخلی و توان مدیریت اختلافات سیاسی از عوامل مؤثر بر ارزیابی قدرت یک کشور به شمار میروند. رقبای خارجی معمولاً تحولات داخلی کشورها، میزان همگرایی نهادهای تصمیمگیر و واکنش افکار عمومی به بحرانها را دنبال میکنند. ازاینرو، اختلافات داخلی میتواند به یکی از متغیرهای مورد توجه آنان در ارزیابی شرایط تبدیل شود.
البته صرف وجود اختلافنظر به معنای ضعف ملی نیست؛ بسیاری از کشورها در شرایط بحرانی نیز شاهد رقابت سیاسی و انتقادهای جدی هستند. آنچه اهمیت دارد، توانایی مدیریت این اختلافات و جلوگیری از تبدیل آنها به اختلال در تصمیمگیریهای کلان است.
بنابراین، مسئله اساسی نه خاموشکردن صداهای منتقد، بلکه جلوگیری از آن است که رقابتهای جناحی بر اولویتهای ملی غلبه کند و هزینههای اختلافات سیاسی بر دوش جامعه و منافع کشور قرار گیرد.
جنگ روانی و بهرهبرداری از شکافهای اجتماعی
در بخش دیگری از این گزارش، روزنامه جمهوری اسلامی به ابزارهای مختلف فشار خارجی اشاره میکند؛ ابزارهایی که به اعتقاد این روزنامه، تنها به تحرکات نظامی محدود نیستند و عرصه رسانه، افکار عمومی و مناسبات اجتماعی را نیز دربرمیگیرند.
جنگ روانی، عملیات رسانهای و تلاش برای تأثیرگذاری بر برداشت جامعه از وضعیت کشور، در کنار فشارهای اقتصادی و نظامی، میتوانند بخشی از راهبردهای بازیگران خارجی باشند. در چنین فضایی، انتشار اخبار تأییدنشده، دامنزدن به بدبینی عمومی و تشدید اختلافات سیاسی ممکن است به پیچیدهترشدن شرایط کمک کند.
با این حال، مقابله مؤثر با چنین تهدیدهایی نیازمند تفکیک نقد مشروع از عملیات هدفمند تخریبی است. هر انتقاد سیاسی را نمیتوان بخشی از پروژه دشمن تلقی کرد؛ همانطور که نمیتوان احتمال بهرهبرداری بازیگران خارجی از شکافهای داخلی را نادیده گرفت.
راهکار پایدار، تقویت سواد رسانهای، شفافیت در اطلاعرسانی، پاسخگویی مسئولان و ایجاد امکان گفتوگوی مستدل میان جریانهای سیاسی است. جامعهای که به اطلاعات معتبر دسترسی دارد و میتواند اختلافات را در فضایی منطقی بررسی کند، در برابر جنگ روانی نیز ظرفیت بیشتری برای مقاومت خواهد داشت.
وحدت ملی؛ ضرورتی فراتر از رقابتهای جناحی
تأکید روزنامه جمهوری اسلامی بر ضرورت وحدت و انسجام ملی، در نهایت به این پرسش میرسد که جریانهای سیاسی در شرایط حساس کشور چه مسئولیتی بر عهده دارند.
وحدت ملی زمانی معنا پیدا میکند که نیروهای سیاسی، با وجود اختلاف در روشها و تحلیلها، درباره اصول بنیادین مانند حفظ استقلال، امنیت کشور و صیانت از منافع عمومی به حداقلی از تفاهم برسند. چنین وحدتی به معنای یکسانبودن دیدگاهها یا تعطیلشدن نقد نیست؛ بلکه به معنای پذیرش این واقعیت است که رقابت سیاسی نباید توان کشور برای مواجهه با تهدیدهای خارجی را تضعیف کند.
از سوی دیگر، دعوت به وحدت زمانی اثرگذار خواهد بود که همه جریانها و نهادها به آن پایبند باشند و زمینه لازم برای گفتوگو، نقد و مشارکت سیاسی فراهم شود. نمیتوان از جامعه انتظار همبستگی داشت، اما نسبت به نگرانیها، مطالبات و اختلافنظرهای واقعی آن بیاعتنا ماند.
در شرایطی که فشارهای خارجی میتواند هزینههای اقتصادی، اجتماعی و امنیتی سنگینی بر کشور تحمیل کند، مسئولیت نخبگان سیاسی تنها بیان مواضع جناحی نیست؛ آنها باید در کاهش تنشهای داخلی، افزایش اعتماد عمومی و تقویت قدرت تصمیمگیری کشور نیز نقشآفرینی کنند.
نقد سیاسی باید در خدمت منافع ملی باشد
هشدار روزنامه جمهوری اسلامی را میتوان دعوتی به بازنگری در شیوه رقابتهای سیاسی در شرایط بحرانی دانست. اختلاف دیدگاه درباره جنگ، صلح، مذاکره و چگونگی مواجهه با تهدیدهای خارجی، بخشی از واقعیت سیاست است؛ اما تبدیل این اختلافات به نزاعهای علنی و فرسایشی میتواند فرصت گفتوگو و تصمیمسازی را محدود کند.
در عین حال، حفظ انسجام ملی نباید به ابزاری برای حذف منتقدان یا نادیدهگرفتن مشکلات تبدیل شود. وحدت پایدار از مسیر اعتماد عمومی، شفافیت، پاسخگویی و پذیرش تکثر دیدگاهها شکل میگیرد.
در نهایت، معیار مسئولیتپذیری سیاسی این نیست که کدام جریان صدای بلندتری دارد یا رقیب خود را بیشتر به حاشیه میراند؛ معیار اصلی آن است که هر موضع و اقدامی تا چه اندازه به حفظ منافع ملی، تقویت انسجام اجتماعی و افزایش توان کشور برای عبور از بحران کمک میکند.