یادداشت تحلیلی صفحه سیاست؛

قالیباف و صورت‌بندی دکترین جدید بازدارندگی؛ از میدان جنگ تا میز مذاکره

محمدباقر قالیباف در دومین گفت‌وگوی ویدیویی خود با مردم، از معادله‌ای سخن گفت که می‌تواند چارچوب سیاست دفاعی و دیپلماتیک ایران در مرحله پس از جنگ را توضیح دهد: جنگ برای تحمیل هزینه به دشمن، مذاکره برای تثبیت دستاوردها و بازدارندگی برای جلوگیری از تکرار درگیری. این صورت‌بندی، فراتر از یک موضع‌گیری درباره پیشنهاد اخیر آمریکا، تلاشی برای تعریف رابطه میان قدرت نظامی، دیپلماسی، انسجام ملی و معیشت مردم در معادلات امنیت ملی است.

صفحه سیاست را در گوگل دنبال کنید
قالیباف و صورت‌بندی دکترین جدید بازدارندگی؛ از میدان جنگ تا میز مذاکره
صفحه سیاست-

مهم‌ترین بخش سخنان رئیس مجلس را باید در جایی جست‌وجو کرد که از تغییر معادله سنتی «جنگ، مذاکره و صلح» به الگوی «جنگ، مذاکره و بازدارندگی» سخن می‌گوید. در این نگاه، پایان درگیری به‌تنهایی به معنای تأمین امنیت نیست؛ بلکه نتیجه نهایی زمانی حاصل می‌شود که طرف مقابل به این جمع‌بندی برسد که تکرار حمله، نه‌تنها دستاوردی برای او ندارد، بلکه هزینه‌های سنگین‌تری نیز تحمیل خواهد کرد.

این تمایز، اهمیت راهبردی دارد. صلحی که صرفاً بر توقف موقت درگیری استوار باشد، ممکن است با تغییر محاسبات سیاسی طرف مقابل شکننده شود؛ اما بازدارندگی پایدار نیازمند مجموعه‌ای از توانمندی‌هاست که هزینه اقدام نظامی را برای مهاجم افزایش دهد و احتمال موفقیت آن را کاهش دهد.

بااین‌حال، بازدارندگی صرفاً با اعلام قدرت یا تأکید بر آمادگی نظامی شکل نمی‌گیرد. این مفهوم زمانی اعتبار پیدا می‌کند که توان دفاعی، ظرفیت پاسخ‌گویی، انسجام داخلی و اراده سیاسی کشور در عمل قابل ارزیابی باشد. بنابراین، سخنان قالیباف را باید هم بیان یک هدف راهبردی و هم طرح مطالبه‌ای برای تقویت مستمر مؤلفه‌های قدرت ملی دانست.

مذاکره از موضع قدرت؛ مسئله اصلی، تضمین توافق است

قالیباف تأکید می‌کند که جنگیدن و مذاکره کردن، دو مسیر متضاد نیستند؛ بلکه می‌توانند در خدمت یک هدف مشترک، یعنی تأمین منافع ملی و ایجاد بازدارندگی، قرار گیرند. این موضع‌گیری در شرایطی مطرح می‌شود که به گفته رئیس مجلس، آمریکا به تعهدات خود پایبند نبوده و پیشنهاد جدیدی برای پایان جنگ ارائه کرده است.

پیام سیاسی این بخش روشن است: از نگاه قالیباف، مذاکره نباید جایگزین قدرت دفاعی شود و توقف درگیری نیز نباید به معنای چشم‌پوشی از مطالبات ایران باشد. در چنین چارچوبی، دیپلماسی زمانی می‌تواند به نتیجه پایدار برسد که پشتوانه‌ای از توان ملی داشته باشد و توافق احتمالی نیز نتواند به فرصتی برای بازسازی توان نظامی و سیاسی طرف مقابل جهت اقدام مجدد تبدیل شود.

اما چالش اصلی در این الگو، چگونگی تبدیل برتری احتمالی در میدان به دستاوردی سیاسی و قابل سنجش است. صرف ادعای پیروزی نظامی یا معرفی یک تفاهم به‌عنوان سند شکست دشمن، برای تضمین منافع بلندمدت کافی نیست. معیار نهایی باید در مفاد توافق، میزان پایبندی طرفین، سازوکارهای راستی‌آزمایی و توانایی ایران برای جلوگیری از تکرار اقدامات خصمانه مشخص شود.

تجربه بی‌اعتمادی به واشنگتن، آن‌گونه که قالیباف نیز بر آن تأکید دارد، ضرورت توجه به ضمانت‌های اجرایی را برجسته می‌کند. در چنین شرایطی، مذاکره نه باید به اعتماد بی‌پشتوانه متکی باشد و نه به فرایندی بی‌پایان تبدیل شود که در آن، امتیازات احتمالی بدون تضمین متقابل واگذار شوند.

بازدارندگی فقط موشک و پدافند نیست

نکته مهم دیگر در سخنان رئیس مجلس، عبور از تعریف صرفاً نظامی بازدارندگی است. قالیباف در کنار توان آفندی و دفاع هوایی، از ظرفیت جبهه مقاومت، موقعیت راهبردی ایران در تنگه هرمز، انسجام ملی، تاب‌آوری اجتماعی و اقتصادی و چشم‌انداز روشن برای آینده نام می‌برد.

این فهرست نشان می‌دهد که درک ارائه‌شده از امنیت ملی، بر پیوند میان قدرت سخت و ظرفیت‌های سیاسی، اقتصادی و اجتماعی استوار است. توان نظامی می‌تواند هزینه حمله را افزایش دهد، اما پایداری اقتصادی و اجتماعی نیز بر توان کشور برای تحمل فشار، استمرار دفاع و مدیریت پیامدهای جنگ اثر می‌گذارد.

در این میان، تنگه هرمز جایگاهی ویژه دارد. موقعیت جغرافیایی ایران و اهمیت این آبراه برای تجارت و انرژی جهان، یکی از مؤلفه‌های اثرگذار در محاسبات امنیتی منطقه‌ای و بین‌المللی است. بااین‌حال، تبدیل این موقعیت به اهرمی پایدار برای بازدارندگی، مستلزم مدیریت هوشمندانه پیامدهای اقتصادی و امنیتی و پرهیز از آن است که فشارهای متقابل، هزینه‌های سنگینی بر اقتصاد و زندگی شهروندان تحمیل کند.

همچنین، اشاره قالیباف به توان جبهه مقاومت، بیانگر آن است که نگاه او به موازنه منطقه‌ای، فراتر از مرزهای جغرافیایی ایران تعریف می‌شود. بااین‌وجود، اثربخشی این مؤلفه در بلندمدت به هماهنگی راهبردی، محاسبه دقیق هزینه‌ها و منافع و جلوگیری از گسترش ناخواسته درگیری‌ها وابسته است.

انسجام ملی؛ سرمایه‌ای که باید حفظ شود

تأکید قالیباف بر «هسته سخت ۹۰ میلیونی» و ضرورت وحدت ملی، بخش مهم دیگری از این گفت‌وگوست. در شرایط جنگی، انسجام اجتماعی می‌تواند ظرفیت کشور برای مقاومت در برابر فشار خارجی را افزایش دهد؛ اما این انسجام صرفاً با دعوت به وحدت یا تأکید بر هم‌صدایی سیاسی به وجود نمی‌آید.

جامعه زمانی می‌تواند پشتوانه‌ای پایدار برای امنیت ملی باشد که احساس کند هزینه‌ها و مسئولیت‌ها عادلانه توزیع می‌شوند، صدایش شنیده می‌شود و مطالباتش در تصمیم‌گیری‌های عمومی مورد توجه قرار می‌گیرد. وحدت ملی، به‌ویژه در جامعه‌ای با دیدگاه‌ها و گرایش‌های متنوع، بیش از آنکه به معنای یکسان‌اندیشی باشد، به توانایی عبور از اختلافات در موضوعات حیاتی و حفظ اعتماد متقابل نیاز دارد.

از این منظر، تأکید رئیس مجلس بر انسجام اجتماعی را باید در کنار مسئولیت نهادهای سیاسی برای تقویت اعتماد عمومی بررسی کرد. حفظ همبستگی ملی نیازمند مشارکت دادن جامعه، شفافیت در تصمیم‌های مهم و پرهیز از تقلیل اختلاف‌نظرهای داخلی به مسئله‌ای امنیتی است.

آزمون واقعی بازدارندگی در میدان معیشت

شاید مهم‌ترین بخش سخنان قالیباف، آنجا باشد که در کنار میدان نظامی و دیپلماسی، از میدان خدمت و به‌ویژه معیشت مردم نام می‌برد. این تأکید، یک واقعیت اساسی را یادآوری می‌کند: امنیت ملی تنها به توان دفع حمله خارجی وابسته نیست؛ بلکه به توان کشور برای حفظ کارکردهای اقتصادی، تأمین نیازهای اساسی و کاهش فشار بر زندگی مردم نیز بستگی دارد.

اگر قرار است تاب‌آوری اقتصادی یکی از پایه‌های بازدارندگی باشد، این مفهوم باید در زندگی روزمره شهروندان نیز قابل لمس شود. کنترل تورم، حفظ قدرت خرید، ثبات نسبی بازارها، حمایت مؤثر از اقشار آسیب‌پذیر و جلوگیری از اختلال در تولید و اشتغال، از جمله حوزه‌هایی هستند که می‌توانند پشتوانه اجتماعی سیاست دفاعی کشور را تقویت کنند.

در واقع، میان میدان نظامی و سفره مردم دیواری وجود ندارد. فشار اقتصادی طولانی‌مدت می‌تواند ظرفیت تحمل جامعه را کاهش دهد و بر اعتماد عمومی اثر بگذارد؛ همان‌گونه که بهبود شرایط معیشتی می‌تواند قدرت ملی را از سطح توان سخت‌افزاری به سطح تاب‌آوری فراگیر ارتقا دهد. از همین رو، دعوت قالیباف به کمک مجلس و سایر نهادها به دولت، زمانی اهمیت عملی پیدا می‌کند که به برنامه‌های مشخص، مسئولیت‌پذیری روشن و نتایج قابل ارزیابی منتهی شود.

آمریکا باید رفتار خود را تغییر دهد؛ اما معیار چیست؟

قالیباف در بخش پایانی مواضع خود، بر ضرورت تغییر رفتار آمریکا و پایبندی این کشور به مطالبات ایران تأکید می‌کند. این موضع، در چارچوب بی‌اعتمادی اعلام‌شده او به تعهدات واشنگتن قابل فهم است؛ اما تحقق هدف بازدارندگی به تعریف روشن‌تری از نتیجه مطلوب نیاز دارد.

چه شاخص‌هایی نشان می‌دهد که رفتار طرف مقابل تغییر کرده است؟ چه تضمین‌هایی می‌تواند از تکرار حمله یا نقض تعهدات جلوگیری کند؟ و در صورت شکست مذاکرات، چگونه می‌توان از منافع ملی دفاع کرد، بدون آنکه کشور وارد چرخه‌ای فرسایشی از درگیری و فشار اقتصادی شود؟

پاسخ به این پرسش‌هاست که فاصله میان یک شعار راهبردی و یک سیاست عملی را مشخص می‌کند. بازدارندگی پایدار باید هم توان مقابله با تهدید را افزایش دهد و هم مسیر مدیریت بحران و جلوگیری از جنگ‌های بعدی را روشن کند.

قدرت برای جلوگیری از جنگ

گفت‌وگوی دوم قالیباف را می‌توان تلاشی برای توضیح یک منطق راهبردی دانست: قدرت نظامی باید به اهرم دیپلماسی تبدیل شود، دیپلماسی باید منافع ملی را تثبیت کند و دستاوردهای سیاسی و دفاعی نیز باید به کاهش احتمال جنگ در آینده بینجامند.

بااین‌حال، تحقق این الگو تنها با افزایش توان نظامی یا اعلام بی‌اعتمادی به آمریکا ممکن نیست. بازدارندگی پایدار به اقتصاد تاب‌آور، جامعه برخوردار از اعتماد، دیپلماسی حساب‌شده، توافق‌های دارای ضمانت اجرایی و مدیریت دقیق هزینه‌های تقابل نیاز دارد.

در نهایت، معیار موفقیت این راهبرد نه طولانی شدن میدان جنگ است و نه صرفاً دستیابی به تفاهمی سیاسی؛ بلکه آن است که ایران بتواند از منافع و امنیت خود دفاع کند، احتمال تکرار حمله را کاهش دهد و هم‌زمان، هزینه‌های تحمیل‌شده بر مردم را به حداقل برساند. قدرتی که نتواند به امنیت پایدار و بهبود زندگی مردم منتهی شود، هنوز همه ظرفیت خود را به دست نیاورده است؛ همان‌گونه که دیپلماسی بدون پشتوانه قدرت و تضمین اجرایی نیز نمی‌تواند به‌تنهایی ضامن صلح باشد.

 

اخبار مرتبط
  • محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس و رئیس هیئت مذاکره‌کننده ایران، با تأکید بر اینکه نه مذاکره به‌تنهایی مانع حمله مجدد آمریکا می‌شود و نه صرفاً جنگیدن، راهکار مورد نظر خود را ترکیبی از مذاکره و آمادگی برای مقابله نظامی دانست و گفت هدف باید ایجاد بازدارندگی پایدار در برابر تهدیدهای خارجی باشد.

  • محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس شورای اسلامی، با کنایه به اظهارات و ضرب‌الاجل‌های وزیر خزانه‌داری آمریکا درباره اقتصاد ایران، گفت پیش‌بینی‌های او درباره فروپاشی اقتصادی ایران و توقف فعالیت‌های نفتی محقق نشده است. قالیباف در پیامی در شبکه ایکس، با لحنی طنزآمیز پیشنهاد کرد که این مقام آمریکایی برای اثبات بی‌معنا بودن مفهوم زمان، شایسته دریافت جایزه نوبل فیزیک است.

  • محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس شورای اسلامی، در پیامی درگذشت آیت‌الله زین‌العابدین قربانی لاهیجی، نماینده پیشین ولی‌فقیه در استان گیلان و امام جمعه سابق رشت را تسلیت گفت و از فعالیت‌های دینی، فرهنگی و سیاسی این عالم یاد کرد.

ارسال نظر