صفحه سیاست گزارش می دهد؛

ادعای حمله ایران به شهرهای آمریکا؛ ابزار سیاسی ترامپ در آستانه انتخابات

سفیر جمهوری اسلامی ایران در روسیه، ادعای دونالد ترامپ درباره احتمال نابودی شهرهای آمریکا از سوی ایران را بی‌اساس و در چارچوب رقابت‌های سیاسی داخلی واشنگتن ارزیابی کرد. کاظم جلالی با تأکید بر ماهیت دفاعی دکترین نظامی ایران، تصریح کرد که توان موشکی کشورمان واقعیتی انکارناپذیر در معادلات بازدارندگی است؛ موضعی که در کنار اظهارات وزارت امور خارجه، پرسش‌هایی جدی درباره اهداف سیاسی و امنیتی واشنگتن از برجسته‌سازی تهدید ایران مطرح می‌کند.

صفحه سیاست را در گوگل دنبال کنید
ادعای حمله ایران به شهرهای آمریکا؛ ابزار سیاسی ترامپ در آستانه انتخابات
صفحه سیاست-

کاظم جلالی، سفیر جمهوری اسلامی ایران در مسکو، در گفت‌وگو با خبرگزاری تاس، ادعاهای رئیس‌جمهور آمریکا درباره برنامه ایران برای نابودی شهرهای این کشور را کاملاً بی‌اساس، غیرواقعی و در حد لفاظی انتخاباتی دانست.

جلالی با اشاره به ماهیت دکترین نظامی جمهوری اسلامی ایران تأکید کرد که سیاست دفاعی تهران بر دفاع و بازدارندگی استوار است و ایران آغازگر جنگ نبوده است. او در عین حال یادآور شد که توان موشکی ایران واقعیتی انکارناپذیر است؛ ظرفیتی که به گفته وی، برای هر متجاوزی پیامدهای جدی به همراه خواهد داشت.

سفیر ایران در روسیه همچنین اظهارات ترامپ را در چارچوب رقابت‌های سیاسی داخلی آمریکا تحلیل کرد و گفت به نظر می‌رسد رئیس‌جمهور آمریکا تلاش دارد از قدرت بازدارندگی ایران برای تسویه‌حساب‌های سیاسی با رقبای دموکرات خود بهره‌برداری کند.

وی با انتقاد از طرح چنین ادعاهایی در سخنرانی‌های انتخاباتی، به مقام‌های آمریکایی توصیه کرد به جای استفاده از نام ایران برای پیشبرد اهداف سیاسی، بر حل بحران‌های داخلی کشورشان تمرکز کنند.

ترامپ چگونه از تهدید ایران برای توجیه هزینه‌های جنگ استفاده می‌کند؟

اظهارات سفیر ایران در مسکو در واکنش به سخنان دونالد ترامپ در یک تجمع انتخاباتی در ایالت نبراسکا مطرح شد؛ جایی که رئیس‌جمهور آمریکا در دفاع از سیاست‌های خود در قبال ایران، از احتمال نابودی شهرهایی مانند لس‌آنجلس و سن‌دیگو سخن گفت.

ترامپ با اشاره به افزایش قیمت‌ها و هزینه‌های ناشی از جنگ، این فشارها را بهایی اندک برای آنچه «امن نگه داشتن جهان و آمریکا» توصیف کرد، دانست. او همچنین مدعی شد افزایش قیمت‌ها آن‌گونه که منتقدان مطرح می‌کنند، واقعی نیست و در عین حال کوشید هزینه‌های اقتصادی را با ضرورت مقابله با تهدید ایران توجیه کند.

این اظهارات را می‌توان از دو زاویه بررسی کرد: نخست، تلاش برای تثبیت تصویری تهدیدآمیز از ایران در افکار عمومی آمریکا و دوم، توجیه پیامدهای اقتصادی و سیاسی سیاست خارجی واشنگتن.

وقتی رئیس‌جمهور آمریکا از احتمال نابودی شهرهای کشورش سخن می‌گوید و هم‌زمان هزینه‌های اقتصادی جنگ را قابل‌قبول جلوه می‌دهد، موضوع صرفاً به یک هشدار امنیتی محدود نمی‌ماند؛ بلکه پای اقناع افکار عمومی برای پذیرش هزینه‌های تقابل نظامی نیز به میان می‌آید.

در چنین شرایطی، پرسش اساسی این است که آیا برجسته‌سازی تهدید ایران بر پایه ارزیابی‌های مستند امنیتی صورت می‌گیرد یا بخشی از تلاش سیاسی برای مدیریت افکار عمومی و کاهش فشارها بر دولت آمریکا است.

راهبرد بازدارندگی ایران در برابر روایت تهدیدمحور واشنگتن

تأکید جلالی بر ماهیت دفاعی دکترین نظامی ایران، نقطه مقابل روایتی است که در اظهارات ترامپ بازتاب یافته است. تهران بارها بر دفاع از تمامیت ارضی و منافع ملی و برخورداری از توان بازدارندگی در برابر تهدیدهای خارجی تأکید کرده است.

در این چارچوب، توان موشکی ایران بخشی از معادله بازدارندگی محسوب می‌شود؛ معادله‌ای که هدف آن افزایش هزینه هرگونه اقدام نظامی علیه کشور است. از این منظر، برخورداری از توان دفاعی را نمی‌توان به‌خودی‌خود معادل تصمیم برای حمله به شهرهای کشورهای دیگر دانست؛ همان‌طور که ارزیابی هر ادعای مشخص درباره تهدید نظامی نیز به شواهد معتبر و مستندات قابل بررسی نیاز دارد.

نکته مهم آن است که بازدارندگی زمانی معنا پیدا می‌کند که طرف مقابل بداند اقدام نظامی می‌تواند هزینه‌هایی فراتر از محاسبات اولیه برای او ایجاد کند. به همین دلیل، تکیه بر قدرت دفاعی و موشکی در سیاست امنیتی ایران، در روایت مقام‌های کشورمان، پاسخی به تهدیدها و بخشی از تلاش برای جلوگیری از جنگ است.

در مقابل، تبدیل ظرفیت دفاعی یک کشور به تصویری از تهدید قریب‌الوقوع علیه شهروندان کشور دیگر، بدون ارائه شواهد روشن، می‌تواند به تشدید فضای هراس و دشوارتر شدن مسیر دیپلماسی منجر شود.

بقائی: خطر واقعی در سیاست‌های جنگ‌طلبانه هیئت حاکمه آمریکاست

اسماعیل بقائی، سخنگوی وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی ایران، نیز در واکنش به اظهارات ترامپ در شبکه اجتماعی ایکس نوشت که خطر واقعی نه در پشت مرزها و نه در آسمان لس‌آنجلس و سن‌دیگو، بلکه در عملکرد هیئت حاکمه‌ای است که به گفته او، جنگی غیرقانونی با پیامدهای جهانی بر دنیا تحمیل کرده است.

بقائی با انتقاد از سخنان رئیس‌جمهور آمریکا خاطرنشان کرد که ترامپ حتی نابودی شهرهای آمریکایی را بهایی ناچیز توصیف کرده است؛ اظهارنظری که از نگاه سخنگوی وزارت امور خارجه، نمونه‌ای از سیاست مبتنی بر ایجاد ترس در جامعه است.

وی در توضیح این رویکرد گفت که با ترساندن مردم از تهدیدی موهوم و پذیرفتنی جلوه دادن نابودی شهرهایشان، ممکن است توجه افکار عمومی از خطرات واقعی منحرف شود.

این موضع‌گیری، بحث را از سطح اختلاف بر سر توان نظامی ایران فراتر می‌برد و به نحوه استفاده از ترس در سیاست داخلی آمریکا پیوند می‌زند. در واقع، اگر قرار باشد نگرانی‌های امنیتی مبنای تصمیم‌گیری درباره جنگ و صلح قرار گیرند، افکار عمومی باید به اطلاعات قابل ارزیابی دسترسی داشته باشد، نه اینکه صرفاً با سناریوهای هراس‌آور مواجه شود.

هزینه‌های جنگ؛ حلقه اتصال سیاست خارجی و رقابت‌های انتخاباتی آمریکا

یکی از محورهای مهم در تحلیل اظهارات ترامپ، ارتباط میان سیاست خارجی و فشارهای داخلی آمریکاست. جنگ، حتی زمانی که با اهداف امنیتی توجیه می‌شود، می‌تواند پیامدهایی در حوزه قیمت‌ها، بازار انرژی، هزینه‌های عمومی و اعتماد جامعه به تصمیم‌های دولت ایجاد کند.

در چنین وضعیتی، دولت آمریکا با دو مسئله هم‌زمان روبه‌رو است: از یک سو باید درباره اهداف و پیامدهای تقابل نظامی پاسخ‌گو باشد و از سوی دیگر، باید افکار عمومی را درباره هزینه‌های آن متقاعد کند.

طرح ادعاهای شدید درباره احتمال حمله ایران به شهرهای آمریکا می‌تواند در خدمت برجسته‌سازی خطر خارجی قرار گیرد؛ اما این به‌تنهایی اثبات نمی‌کند که چنین اظهاراتی صرفاً انگیزه انتخاباتی دارند. برای ارزیابی دقیق‌تر، باید شواهد امنیتی، زمینه سخنان و تحولات سیاسی داخلی آمریکا در کنار یکدیگر بررسی شوند.

با این حال، پیوند زدن هزینه‌های اقتصادی جنگ با ضرورت حفظ امنیت، بدون توضیح روشن درباره ابعاد تهدید و چشم‌انداز پایان درگیری، نمی‌تواند جایگزین پاسخ‌گویی درباره تصمیم‌های نظامی و پیامدهای آن شود.

چرا روایت‌سازی درباره ایران می‌تواند مسیر دیپلماسی را دشوار کند؟

مجموع اظهارات سفیر ایران در روسیه و سخنگوی وزارت امور خارجه نشان می‌دهد که تهران، سخنان ترامپ را صرفاً یک موضع‌گیری امنیتی نمی‌داند و برای آن ابعاد سیاسی و رسانه‌ای نیز قائل است.

از این منظر، تصویرسازی از ایران به‌عنوان تهدیدی برای شهرهای آمریکا، در صورتی که با شواهد روشن پشتیبانی نشود، می‌تواند فضای بی‌اعتمادی را تشدید کند و امکان گفت‌وگو را کاهش دهد. در مقابل، تأکید بر ماهیت دفاعی دکترین نظامی ایران و نقش بازدارندگی، بخشی از تلاش تهران برای ارائه روایتی متفاوت از اهداف و توانمندی‌های خود است.

در نهایت، مسئله اصلی تنها این نیست که چه کسی از قدرت نظامی بیشتری برخوردار است؛ بلکه این است که چگونه از ظرفیت‌های نظامی، ادعاهای امنیتی و نگرانی‌های عمومی در معادلات سیاسی استفاده می‌شود. اگر امنیت شهروندان واقعاً اولویت باشد، تصمیم‌گیری درباره جنگ باید بر پایه شواهد معتبر، محاسبه پیامدها و تلاش برای جلوگیری از گسترش درگیری صورت گیرد؛ نه با تبدیل ترس از جنگ به ابزاری برای توجیه هزینه‌های آن.

 

اخبار مرتبط
ارسال نظر