روایت جیش‌الظلم از حمله بمپور؛ وقتی خشونت با ادبیات دفاع از مردم بازتعریف می‌شود

حمله مسلحانه به گشت انتظامی در محور بمپور ـ ایرانشهر که به شهادت دو نیروی انتظامی و مجروح شدن یک نفر دیگر انجامید، بار دیگر مسئله امنیت در جنوب سیستان و بلوچستان را برجسته کرده است؛ در این میان، بیانیه جیش‌الظلم تلاش کرده این حمله را با ادبیاتی مانند «آزادی»، «کرامت» و «دفاع از مردم» روایت کند.

صفحه سیاست را در گوگل دنبال کنید
روایت جیش‌الظلم از حمله بمپور؛ وقتی خشونت با ادبیات دفاع از مردم بازتعریف می‌شود
صفحه سیاست-

 

حمله مسلحانه به گشت انتظامی پاسگاه نوکجو در محور بمپور ـ ایرانشهر که به شهادت استوار دوم امیرحسین قاسمی و گروهبان یکم نظام دست‌گشاده و مجروح شدن یکی دیگر از کارکنان انتظامی انجامید، بار دیگر مسئله امنیت در جنوب سیستان و بلوچستان و نحوه مواجهه با گروه‌های مسلح را به یکی از موضوعات مهم منطقه تبدیل کرده است.

اهمیت این حادثه تنها به آنچه در جاده بمپور رخ داده محدود نمی‌شود. بخش دیگری از ماجرا را باید در بیانیه‌ای دید که جیش‌الظلم پس از حمله منتشر کرده و در آن تلاش شده یک عملیات مسلحانه علیه نیروهای انتظامی با ادبیاتی مانند «آزادی»، «کرامت» و «دفاع از مردم» بازتعریف شود. به این ترتیب، یک حادثه امنیتی وارد عرصه روایت‌سازی رسانه‌ای و اجتماعی نیز شده است.

وقتی یک گروه مسلح تلاش می‌کند خود را نماینده مردم نشان دهد

گروه‌های مسلح برای ادامه فعالیت خود تنها به توان عملیاتی نیاز ندارند و روایت‌سازی نیز بخشی از فعالیت آنهاست. در چنین روایت‌هایی، عامل خشونت تلاش می‌کند جایگاه خود را به عنوان کنشگری مشروع معرفی کند و در مقابل، قربانی از هویت انسانی خود فاصله گرفته و به یک «هدف» تقلیل داده می‌شود.

در بیانیه جیش‌الظلم نیز نیروهای انتظامی با تعابیری سیاسی و امنیتی توصیف شده‌اند و مهاجمان با واژه‌هایی مانند «قهرمانان» و «فرزندان غیور» مورد اشاره قرار گرفته‌اند. استفاده از چنین ادبیاتی می‌تواند فاصله میان یک اقدام مسلحانه و پیامد انسانی آن را در روایت مخاطب کاهش دهد.

دو جوان ۲۴ ساله پشت نام‌های سیاسی

در میان روایت‌های سیاسی و امنیتی مربوط به این حادثه، واقعیت انسانی ماجرا نیز قابل توجه است. امیرحسین قاسمی و نظام دست‌گشاده، هر دو ۲۴ ساله بودند؛ یکی متولد ساری و دیگری متولد آمل. این دو نیروی انتظامی در جریان انجام مأموریت جان خود را از دست دادند.

برای خانواده‌های این دو نفر، آنها صرفاً اعضای یک ساختار انتظامی یا موضوع یک بیانیه سیاسی نبودند؛ بلکه فرزند، برادر و عضوی از یک خانواده بودند. تبدیل قربانیان یک حادثه به اعداد و عناوین عملیاتی، می‌تواند بخشی از واقعیت انسانی ماجرا را از روایت عمومی حذف کند.

تناقض در روایت حمله

جیش‌الظلم در بیانیه خود ضمن پذیرش مسئولیت حمله، مدعی شده است که علاقه‌ای به آسیب رساندن به نظامیان ندارد. این ادعا در حالی مطرح شده که حمله علیه یک گشت انتظامی انجام شده و در جریان آن دو نیروی انتظامی به شهادت رسیده‌اند.

همین موضوع نشان می‌دهد که در کنار عملیات مسلحانه، تلاش برای ارائه یک روایت سیاسی از حادثه نیز دنبال شده است؛ روایتی که در آن خشونت به عنوان «واکنش» معرفی می‌شود و برای اقدام مسلحانه توجیه سیاسی ارائه می‌شود.

سیستان و بلوچستان را نمی‌توان با یک گروهک تعریف کرد

یکی از محورهای مهم در چنین روایت‌هایی، استفاده از نام مردم و هویت منطقه برای توجیه اقدامات یک گروه مسلح است. جیش‌الظلم در بیانیه خود از تعابیری مانند «بلوچستان قهرمان» و «فرزندان این سرزمین» استفاده کرده است؛ در حالی که یک گروه مسلح نمی‌تواند به نمایندگی از همه مردم یک منطقه سخن بگوید.

مردم سیستان و بلوچستان مانند مردم دیگر مناطق، با مسائل مختلف اجتماعی، اقتصادی و امنیتی روبه‌رو هستند و نمی‌توان خواسته‌ها و هویت یک جامعه را به فعالیت یک گروه مسلح تقلیل داد.

مرزبندی میان مردم منطقه و گروه‌های مسلح، در روایت رسانه‌ای حوادث امنیتی اهمیت زیادی دارد؛ زیرا استفاده از نام یک جامعه برای توجیه عملیات مسلحانه می‌تواند تصویری نادرست از دیدگاه عمومی مردم آن منطقه ایجاد کند.

پاسخ به ناامنی فقط امنیتی نیست

مقابله با حملات مسلحانه، نیازمند حفاظت از جان مردم و نیروهای امنیتی و انتظامی، شناسایی عوامل حمله و برخورد با شبکه‌های مسلح و پشتیبان آنهاست. با این حال، امنیت پایدار تنها با اقدامات عملیاتی شکل نمی‌گیرد.

کاهش زمینه‌های اجتماعی و اقتصادی سوءاستفاده گروه‌های مسلح نیز اهمیت دارد. تقویت اعتماد عمومی، توسعه متوازن، اشتغال، حضور مؤثر دستگاه‌های خدماتی و ارتباط مستقیم با مردم می‌تواند در کاهش ظرفیت سوءاستفاده از نارضایتی‌های اجتماعی نقش داشته باشد.

هدف حمله فراتر از یک گشت انتظامی است

ناامن شدن محورهای مواصلاتی می‌تواند پیامدهایی فراتر از آسیب به نیروهای انتظامی داشته باشد. رفت‌وآمد مردم، حمل‌ونقل کالا، فعالیت‌های اقتصادی و برداشت عمومی از امنیت منطقه نیز تحت تأثیر چنین حوادثی قرار می‌گیرد.

از این رو، تأمین امنیت مسیرهای جنوب سیستان و بلوچستان در کنار اقدامات اطلاعاتی و عملیاتی، نیازمند تقویت اشراف اطلاعاتی، استفاده از فناوری‌های نوین و بازنگری مستمر در شیوه پایش و گشت‌زنی مسیرهاست.

روایت حادثه نباید در اختیار عاملان حمله قرار گیرد

یکی از نکات مهم حادثه بمپور، نقش روایت‌سازی پس از وقوع حمله است. یک گروه مسلح می‌تواند مسئولیت یک عملیات را بپذیرد و همزمان تلاش کند برای آن چارچوبی سیاسی و تبلیغاتی ایجاد کند. در چنین شرایطی، روایت دقیق و مستند از آنچه رخ داده اهمیت بیشتری پیدا می‌کند.

واقعیت این حادثه آن است که یک گشت انتظامی در جریان مأموریت هدف حمله مسلحانه قرار گرفته، دو نیروی انتظامی به شهادت رسیده‌اند و یک نفر نیز مجروح شده است. عاملان حمله نیز مسئولیت آن را پذیرفته‌اند و در ادامه تلاش کرده‌اند برای اقدام خود توجیه سیاسی ارائه کنند.

امنیت پایدار؛ ترکیبی از اقتدار و اعتماد

حادثه بمپور بار دیگر اهمیت یک رویکرد چندلایه در مواجهه با ناامنی در سیستان و بلوچستان را نشان می‌دهد. اقدامات امنیتی و اطلاعاتی برای مقابله با گروه‌های مسلح ضروری است، اما همزمان تقویت اعتماد عمومی و رسیدگی به مسائل اجتماعی و اقتصادی منطقه نیز اهمیت دارد.

در این میان، نباید اجازه داد گروه‌های مسلح با استفاده از نام مردم سیستان و بلوچستان، اقدامات خود را به عنوان خواسته عمومی منطقه معرفی کنند. جیش‌الظلم می‌تواند مسئولیت یک حمله را بپذیرد، اما نسبت دادن خشونت آن به مردم یک منطقه، نیازمند تفکیک دقیق میان جامعه و گروه مسلح است.

در نهایت، پشت نام دو نیروی انتظامی جان‌باخته در این حادثه، دو خانواده قرار دارند و این واقعیت انسانی را نمی‌توان با ادبیات سیاسی یا تبلیغاتی تغییر داد.

 

منبع: تسنیم
اخبار مرتبط
ارسال نظر