رانش زمین در شهرستان گیرونگ در جنوبغرب چین، در نزدیکی مرز نپال، یک لغزش معمولی دامنهای نبود. در این حادثه، ریزش یخ و سنگ با حجم زیادی از رسوبات و آب ترکیب شد و در مدت کوتاهی به جریان واریزهای پرقدرت تبدیل شد.
گیرونگ در دامنه جنوبی هیمالیا قرار دارد؛ منطقهای که یخچالها، دریاچههای یخچالی، رودخانههای متعدد و دامنههای ناپایدار، آن را به یکی از فعالترین پهنههای زمینشناختی تبدیل کردهاند. تغییرات دما، ذوب یخ و فرسایش رودخانهای نیز دائماً بر ناپایداری منطقه اثر میگذارند.
اختلاف ارتفاع؛ موتور شتابگیری توده ریزشی
ارتفاع کوه پشت منطقه آسیبدیده به حدود ۶۷۸۱ متر میرسد، در حالی که منشأ احتمالی بهمن یخ و سنگ در ارتفاع نزدیک به ۵۰۰۰ متر و بندر گیرونگ در ارتفاع حدود ۱۸۳۰ متر قرار دارد.
این اختلاف ارتفاع چند هزار متری، انرژی گرانشی زیادی ایجاد میکند. با سقوط توده یخ، سنگ و رسوب، انرژی پتانسیل به حرکت تبدیل میشود و مواد با سرعت زیادی در امتداد دره پایین میروند. برخورد سنگها، خردشدگی و ترکیب تدریجی با آب نیز قدرت تخریب آنها را افزایش میدهد.
وقتی بهمن یخ و سنگ به جریان واریزهای تبدیل میشود
بهمن یخ و سنگ میتواند برخلاف زمینلغزشهای معمول، بدون بارندگی طولانی یا نفوذ تدریجی آب و در زمانی بسیار کوتاه رخ دهد.
مواد ریزشی در مسیر حرکت با بستر و دیوارههای دره برخورد میکنند و در صورت وجود آب کافی، با گل، سنگ و رسوبات مخلوط میشوند. حاصل این فرایند، جریان واریزهای متراکمی است که از سیلاب معمولی خطرناکتر است؛ زیرا درصد بالایی از سنگ و ذرات جامد را با خود حمل میکند.
حجم مواد؛ دهها میلیون مترمکعب سنگ و رسوب
شو چیانگ، رئیس دانشگاه فناوری چنگدو و دانشمند ارشد آزمایشگاه ملی پیشگیری از مخاطرات زمینشناختی، حجم مواد درگیر را احتمالاً دهها میلیون مترمکعب برآورد کرده است.
حتی ورود بخشی از چنین حجمی به مسیر رودخانه میتواند ظرفیت طبیعی آن را از بین ببرد، مسیر آب را مسدود یا منحرف کند و شرایط هیدرودینامیکی منطقه را در مدت کوتاهی تغییر دهد. برآوردهای اولیه نیز با فرض عرض متوسط ۲۰۰ متر، محدوده آسیبدیده را حدود ۱۵ تا ۲۰ کیلومتر مربع نشان میدهد.
چرا منطقه برای جریان واریزهای حساس است؟
حادثه در نزدیکی محل پیوستن یک دره اصلی به شاخهای فرعی رخ داده؛ جایی که اختلاف ارتفاع بیش از ۳۰۰۰ متر است. سه رودخانه موجود در این محدوده نیز تنها مسیر عبور آب نیستند و میتوانند مانند کانال انتقال رسوب، مواد ریزشی را به مناطق پاییندست منتقل کنند.
به همین دلیل، رخدادهای ارتفاعات هیمالیا ممکن است به محدوده منشأ خود محدود نمانند و در فاصلهای طولانی، مناطق پاییندست و حتی نپال را تحت تأثیر قرار دهند.
بارش بعدی میتواند خطر را بیشتر کند
پایان حرکت اولیه مواد به معنای پایان خطر نیست. اگر دامنه آسیبدیده همچنان ناپایدار باشد، ریزشهای تازه امکان وقوع دارند. یخچالها و دریاچههای یخچالی بالادست نیز میتوانند وضعیت آب را پیچیدهتر کنند.
بارندگیهای بعدی با افزایش حجم آب و فعالکردن رسوبات سست باقیمانده، احتمال شکلگیری جریانهای واریزهای ثانویه را افزایش میدهند.
خطر اصلی برای امدادگران؛ خود کوهستان است
عملیات امداد در گیرونگ با خطر ریزش سنگ، رانشهای جدید و فروریختن دامنهها روبهروست. ارتفاع زیاد و شرایط سخت جوی نیز دسترسی به مناطق آسیبدیده و فعالیت نیروهای امدادی را دشوار میکند.
هو جیائوجیائو، پژوهشگر یخچالشناسی، اعلام کرده است کارشناسان همچنان وضعیت هوا، فرسایش و پایداری زمین را بررسی میکنند. وجود چند زیرحوضه با اختلاف ارتفاع زیاد، احتمال رخدادهای تازه را منتفی نمیکند.
گیرونگ؛ نمونهای از زنجیره مخاطرات هیمالیا
حادثه گیرونگ نمونهای از زنجیرهای از مخاطرات طبیعی است: ناپایداری توده یخ و سنگ، سقوط در دره، ترکیب با آب رودخانهها و شکلگیری جریان واریزهای پرانرژی.
از این رو، پایش مداوم دامنهها، مسیر رودخانهها، وضعیت یخچالها و شرایط جوی، مهمترین اقدام برای کاهش خطر در روزهای آینده است؛ زیرا در کوهستانهای مرتفع، یک رانش بزرگ ممکن است آغاز مجموعهای از رخدادهای تازه باشد.