رسانه تحلیلی چینی «یواس-چاینا فوکوس» در گزارشی به قلم ژانگ ژیشین، سیاست خارجی دولت دونالد ترامپ در قبال ایران را مورد بررسی قرار داده و نوشته است که جنگ اخیر، ضعفهای عمیق در تصمیمگیری و راهبرد دولت آمریکا را آشکار کرده است.
در این گزارش آمده است که رویکرد ترامپ در جنگ با ایران با بداههپردازی، پیامهای متناقض و فقدان برنامهریزی راهبردی همراه بوده و کاخ سفید نیز راهبرد مشخصی برای خروج از بحرانی که وارد آن شده، ندارد.
به نوشته این رسانه، جنگی که از فوریه ۲۰۲۶ با آغاز تجاوز مشترک آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران شروع شد، هزینههای سیاسی و اقتصادی قابل توجهی برای دولت ترامپ به همراه داشته و افزایش قیمت سوخت، کاهش محبوبیت رئیسجمهوری آمریکا و ایجاد بنبست در دستورکار سیاست خارجی او در آستانه انتخابات میاندورهای، از جمله پیامدهای این جنگ بوده است.
اختلاف در کاخ سفید بر سر اهداف جنگ
ژانگ ژیشین با اشاره به اختلافات در دولت ترامپ نوشته است که حتی درباره اهداف جنگ علیه ایران نیز اجماع کاملی در کاخ سفید وجود ندارد.
در این گزارش، به تفاوت مواضع ترامپ و جیدی ونس، معاون رئیسجمهوری آمریکا، اشاره شده است. ترامپ بارها هدف اصلی جنگ را جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هستهای عنوان کرده، در حالی که به نوشته این رسانه، ونس در اوایل سپتامبر «کاهش قیمت سوخت» را هدف اصلی جنگ معرفی کرده است.
این گزارش همچنین به تحلیلهایی از رسانههای غربی درباره سیاست ترامپ در قبال ایران استناد کرده و رویکرد او را مجموعهای از تهدید به تشدید درگیری و پیشنهادهای ناگهانی دیپلماتیک توصیف کرده است؛ رویکردی که به گفته نویسنده، چرخهای از «بلوف و عقبنشینی» ایجاد کرده است.
ادعای محاسبه نادرست درباره ایران
رسانه چینی به نقل از اندیشکده «اولویتهای دفاعی» در واشنگتن نوشته است که جنگ ترامپ بر پایه بزرگنمایی و برداشتهای نادرست درباره ایران شکل گرفته است.
بر اساس این گزارش، ترامپ فعالیتهای هستهای ایران، حمایت از نیروهای نیابتی، برنامه موشکهای بالستیک و مسائل داخلی ایران را از جمله توجیهات اقدام نظامی خود اعلام کرده بود. با این حال، نویسنده مدعی است این برداشتها موجب شد موضع دفاعی ایران بهعنوان رویکردی تهاجمی تفسیر شود.
به نوشته «یواس-چاینا فوکوس»، جنگ به اهداف اعلامی واشنگتن دست نیافته و در مقابل، تابآوری ایران در برابر فشار نظامی و افزایش نقش تهران در معادلات منطقهای را به نمایش گذاشته است.
ترامپ بدون نقشه خروج وارد جنگ شد
یکی از محورهای اصلی این تحلیل، نبود راهبرد مشخص برای پایان دادن به جنگ است. به نوشته ژانگ ژیشین، ترامپ در ابتدای جنگ اعلام کرده بود که درگیری تنها چند هفته طول خواهد کشید، اما پس از گذشت حدود شش ماه، همچنان مسیر روشنی برای پایان آن وجود ندارد.
در این گزارش با استناد به ارزیابیهای اخیر، سه گزینه پیش روی دولت آمریکا قرار گرفته است؛ پذیرش یک توافق موقت، تشدید اقدام نظامی با خطر طولانیتر شدن درگیری یا حفظ وضعیت ناپایدار کنونی. نویسنده معتقد است هیچیک از این گزینهها خروجی آسان و کمهزینهای برای واشنگتن فراهم نمیکند.
فرسایش توان نظامی و آسیب به متحدان آمریکا
این رسانه همچنین تصمیمهای متناقض ترامپ درباره متحدان آمریکا را نشانه دیگری از بیثباتی سیاست خارجی او دانسته است. در این گزارش به کاهش رزمایشهای مشترک آمریکا و کره جنوبی و همچنین تهدید عمان به دلیل تلاش برای میانجیگری میان واشنگتن و تهران اشاره شده است.
به نوشته این رسانه، چنین اقداماتی میتواند اعتماد متحدان آمریکا را کاهش دهد. کشورهای اروپایی نیز به دلیل پیامدهای اقتصادی جنگ و افزایش هزینههای زندگی، انتقادهای بیشتری از سیاست واشنگتن مطرح کردهاند و کشورهای حاشیه خلیج فارس نیز درباره میزان اتکاپذیری آمریکا در شرایط بحرانی با تردید مواجه شدهاند.
در بخش دیگری از گزارش آمده است که جنگ ایران، دستورکار گستردهتر سیاست خارجی ترامپ را تحت تأثیر قرار داده است. بحرانهای اوکراین و غزه همچنان حلنشده باقی ماندهاند و مصرف سریع مهمات توسط پنتاگون نیز به گفته نویسنده، آمادگی نظامی آمریکا برای مواجهه با بحرانهای احتمالی در سایر مناطق را کاهش داده است.
این تحلیل همچنین مدعی شده است که جنگ ایران میتواند برنامههای احتمالی آمریکا برای دفاع از تایوان را پیچیدهتر کند و درباره اعتبار واشنگتن در منطقه هند-اقیانوسیه پرسشهایی ایجاد کند.
تنگه هرمز؛ اهرم فشار جدید ایران
در پایان این گزارش، افزایش قدرت بالقوه ایران بر تنگه هرمز یکی از مهمترین پیامدهای راهبردی جنگ عنوان شده است. نویسنده مدعی است توان ایران در استفاده از موقعیت خود در این آبراه، به یک اهرم فشار ملموس و پایدار تبدیل شده و حتی پس از پایان جنگ نیز میتواند برای تهران مزیت راهبردی ایجاد کند.
همچنین به هشدار جاناتان پانیکوف، افسر اطلاعاتی سابق آمریکا، درباره رصد دقیق تحولات از سوی روسیه، کره شمالی و دیگر کشورها اشاره شده است. بر اساس این دیدگاه، برداشت جهانی از ضعف آمریکا و ناهماهنگی راهبردی واشنگتن میتواند در بلندمدت به اعتبار این کشور آسیب وارد کند.