دادههای جدیدی که به پایگاه اطلاعات تلفات پنتاگون اضافه شده، از زخمی شدن ۳۶ نظامی آمریکایی طی دو هفته گذشته حکایت دارد؛ نیروهایی که عمدتاً از ارتش آمریکا بودهاند.
با احتساب این آمار، تعداد نظامیان آمریکایی زخمیشده از زمان آغاز جنگ در ۲۸ فوریه به ۷۹۴ نفر رسیده و شمار کشتهشدگان نیز ۱۸ نفر اعلام شده است.
اهمیت این اعداد صرفاً در حجم تلفات نیست؛ بلکه روند افزایش آن میتواند نشانهای از تداوم توان ایران برای وارد کردن هزینه به نیروهای آمریکایی در منطقه باشد. ایران در هفته گذشته در حملات تلافیجویانه خود، مواضع و تأسیسات آمریکا در بحرین، اردن، عراق و کویت را هدف قرار داده است؛ موضوعی که نشان میدهد دامنه درگیری از یک نقطه جغرافیایی مشخص فراتر رفته و شبکه استقرار نیروهای آمریکایی در منطقه را در معرض تهدید قرار داده است.
«جنگ نیست»؛ تلاش واشنگتن برای مدیریت هزینه سیاسی
در حالی که آمار تلفات نظامیان آمریکایی روندی صعودی دارد، مقامهای دولت آمریکا همچنان تلاش میکنند از بهکار بردن عنوان «جنگ» برای توصیف این درگیری اجتناب کنند.
جیدی ونس، معاون رئیسجمهور آمریکا، طی روزهای اخیر بر این ادعا تأکید کرده که آنچه در جریان است «جنگ» نیست، بلکه یک «عملیات» است.
اما مسئله اصلی اینجاست که تغییر عنوان، واقعیت میدان را تغییر نمیدهد. برای نظامی آمریکایی که کشته یا زخمی شده، تفاوتی ندارد واشنگتن عملیات نظامی خود را چه نامی بگذارد. آنچه اهمیت دارد، میزان هزینهای است که در میدان پرداخت میشود و توانایی طرف مقابل برای تداوم حملات و ایجاد خسارت است.
از این منظر، اصرار دولت آمریکا بر تغییر ادبیات، بیش از آنکه یک اختلاف واژگانی باشد، میتواند تلاشی برای مدیریت افکار عمومی و کنترل هزینه سیاسی جنگ تلقی شود.
بازی با آمار تلفات؛ تفکیکهایی که واقعیت میدان را پنهان نمیکند
یکی دیگر از محورهای مورد انتقاد، نحوه دستهبندی تلفات توسط پنتاگون است.
بر اساس این گزارش، واشنگتن تلاش کرده تلفات پیش از آتشبس ماه ژوئیه را تحت عنوان عملیات «خشم حماسی» و تلفات پس از آن را در چارچوب «عملیاتهای برونمرزی» ثبت کند.
این تفکیک در ظاهر یک دستهبندی اداری است، اما از منظر تحلیل نظامی، تفاوت چندانی در واقعیت ایجاد نمیکند. نظامیان آمریکایی، صرفنظر از اینکه تلفات آنها در کدام عنوان عملیاتی ثبت شود، در نتیجه یک منازعه مستقیم و گسترده با ایران کشته یا زخمی شدهاند.
بر اساس همین دادهها، در مرحله نخست درگیری پیش از ژوئیه، ۴۱۷ نظامی آمریکایی زخمی و ۷ نفر کشته شدند. در مرحله دوم نیز ۳۷۷ نفر زخمی و ۴ نفر کشته شدهاند.
مقایسه این دو دوره نشان میدهد که میزان تلفات پس از آتشبس نیز همچنان قابل توجه است و حتی با وجود تغییر عنوان عملیاتی، روند فرسایشی فشار بر نیروهای آمریکایی متوقف نشده است.
چرا تلفات آمریکا اهمیت راهبردی دارد؟
تلفات نظامی برای هر قدرتی که در یک جنگ خارجی وارد میشود، صرفاً یک عدد آماری نیست. افزایش شمار مجروحان و کشتهشدگان میتواند بر سه سطح اثر بگذارد:
نخست؛ سطح نظامی:
افزایش تلفات، نیاز به حفاظت بیشتر از پایگاهها و نیروهای آمریکایی را افزایش میدهد و میتواند آزادی عمل فرماندهان آمریکایی در منطقه را کاهش دهد.
دوم؛ سطح سیاسی:
هرچه شمار تلفات افزایش یابد، توجیه ادامه جنگ برای افکار عمومی آمریکا دشوارتر خواهد شد. دولت آمریکا باید توضیح دهد که هزینه این درگیری با چه دستاوردی متناسب است.
سوم؛ سطح راهبردی:
اگر ایران بتواند در کنار وارد کردن خسارت به زیرساختها و تجهیزات، هزینه انسانی مستمر و قابل توجهی به نیروهای آمریکایی تحمیل کند، معادله بازدارندگی در منطقه تغییر خواهد کرد. در چنین شرایطی، واشنگتن ناچار است میان ادامه فشار نظامی، افزایش هزینهها یا حرکت به سمت مسیرهای سیاسی و دیپلماتیک دست به انتخاب بزند.
ابهام درباره محل و نحوه تلفات؛ پاشنه آشیل روایت رسمی
یکی از مهمترین نکات گزارش بنیاد دفاع از دموکراسیها، ابهام درباره جزئیات تلفات جدید است. پنتاگون مشخص نکرده است که این نظامیان دقیقاً کجا، چه زمانی و در چه شرایطی زخمی شدهاند.
این مسئله میتواند به افزایش پرسشها درباره میزان واقعی خسارات واردشده به نیروهای آمریکایی منجر شود. در شرایط جنگی، کنترل اطلاعات بخشی از راهبرد هر دو طرف است؛ اما هرچه فاصله میان آمار رسمی و اطلاعات منتشرشده از منابع مستقل بیشتر شود، اعتبار روایت رسمی نیز بیشتر تحت فشار قرار میگیرد.
از سوی دیگر، سکوت درباره جزئیات میتواند این برداشت را تقویت کند که واشنگتن تلاش دارد دامنه واقعی آسیبپذیری نیروهای خود در منطقه را از افکار عمومی دور نگه دارد.
جنگی که نامش را «عملیات» گذاشتهاند
آنچه اکنون بیش از هر چیز اهمیت دارد، نه اختلاف بر سر واژه «جنگ» یا «عملیات»، بلکه واقعیت میدانی است.
وقتی صدها نظامی آمریکایی زخمی شدهاند، دهها نفر کشته یا مجروح شدهاند و تأسیسات و پایگاههای آمریکا در چند کشور منطقه هدف قرار گرفتهاند، نمیتوان با تغییر ادبیات سیاسی، ماهیت درگیری را تغییر داد.
افزایش تلفات آمریکا از سوی دیگر یک پیام مهم برای محاسبات آینده واشنگتن دارد: ادامه درگیری با ایران هزینهزا است و این هزینه تنها به تجهیزات و بودجه نظامی محدود نمیشود.
در چنین شرایطی، هرچه جنگ طولانیتر شود، فشار بر دولت آمریکا برای توضیح درباره اهداف جنگ، میزان هزینهها و چشمانداز پیروزی افزایش خواهد یافت. به همین دلیل، آمار تلفات میتواند به یکی از متغیرهای مهم در تصمیمگیریهای آینده واشنگتن تبدیل شود.
در نهایت، اگر آمار منتشرشده از سوی منابع مستقل با روند واقعی میدان همخوان باشد، افزایش شمار مجروحان آمریکایی را باید فراتر از یک آمار روزانه دید؛ این ارقام میتواند نشانهای از فرسایشی شدن درگیری و افزایش هزینه حضور نظامی آمریکا در منطقه باشد؛ هزینهای که واشنگتن ممکن است بتواند برای مدتی با تغییر ادبیات پنهان کند، اما نمیتواند آثار آن را از معادلات راهبردی حذف کند.