تحلیل تحولات میدانی جنوب لبنان نشان میدهد که اسرائیل در شرایط کنونی با چند گزینه متفاوت روبهروست. هرچند احتمال ادامه پیشروی در عمق خاک لبنان همچنان مطرح است، اما برخی ارزیابیها سناریوهای دیگری را محتملتر میدانند.
بر اساس این ارزیابی، محتملترین سناریو آن است که ارتش اسرائیل در مرحله فعلی به جای حرکت گستردهتر به سمت عمق لبنان، محور حرکتی خود را در امتداد رود لیتانی و به سمت غرب، یعنی در جهت دریای مدیترانه، قرار دهد.
این مسیر از منظر نظامی اهمیت دارد، اما مسئله تنها به ملاحظات نظامی محدود نمیشود و ابعاد جغرافیایی و جمعیتی نیز در آن نقش تعیینکنندهای دارد.
چرا رود لیتانی برای اسرائیل اهمیت دارد؟
رود لیتانی یکی از مهمترین عوارض جغرافیایی جنوب لبنان محسوب میشود و همواره در محاسبات امنیتی اسرائیل جایگاه ویژهای داشته است. نزدیک شدن نیروهای اسرائیلی به این محور میتواند به تلآویو امکان دهد محدودهای حائل در شمال مرزهای فلسطین اشغالی ایجاد کند و عمق راهبردی بیشتری در برابر حملات حزبالله به دست آورد.
از این منظر، حرکت در امتداد لیتانی میتواند تلاشی برای تغییر معادله امنیتی جنوب لبنان بدون ورود فوری به یک عملیات زمینی عمیق و پرهزینه باشد.
البته چنین سناریویی لزوماً به معنای اشغال دائمی تمام مناطق واقع در این محور نیست؛ بلکه ممکن است هدف اسرائیل ایجاد مجموعهای از مواضع نظامی، مناطق حائل و نقاط کنترلکننده باشد که بازگشت شرایط به وضعیت پیش از درگیری را دشوار کند.
مسئله جمعیت؛ ضلع کمتر دیدهشده تحولات جنوب لبنان
یکی از ابعاد مهم این تحولات، ویژگی جمعیتی مناطق درگیر است. منطقهای که اکنون صحنه اصلی درگیریهاست، اگرچه شامل چند روستای مسیحی نیز میشود، اما بخش قابلتوجهی از آن دارای بافت جمعیتی شیعه است.
از همین رو، یکی از فرضیههای مطرح درباره اهداف بلندمدت اسرائیل، تغییر شرایط جمعیتی مناطق شیعهنشین مجاور مرزهای شمالی فلسطین اشغالی است.
در این چارچوب، هدف لزوماً اخراج رسمی و یکباره ساکنان نیست؛ بلکه ایجاد شرایطی امنیتی و معیشتی است که بازگشت ساکنان به مناطق خود را دشوار یا غیرممکن کند. تداوم حملات، تخریب زیرساختها، ناامنسازی روستاها و ایجاد یک منطقه حائل میتواند در عمل چنین اثری ایجاد کند.
علیالطاهر؛ یک نقطه در یک معادله بزرگتر
تحولات مربوط به ارتفاعات علیالطاهر را نیز نمیتوان صرفاً یک درگیری محدود بر سر یک نقطه جغرافیایی دانست. این ارتفاعات در چارچوب رقابت گستردهتر بر سر کنترل مناطق مرتفع و مسیرهای ارتباطی جنوب لبنان معنا پیدا میکند.
اهمیت چنین نقاطی زمانی بیشتر میشود که آنها در کنار طرح احتمالی اسرائیل برای ایجاد عمق امنیتی در شمال سرزمینهای اشغالی مورد بررسی قرار گیرند.
بنابراین، مسئله اصلی فقط این نیست که کدام طرف در یک تپه یا روستا دست بالا را پیدا میکند؛ بلکه پرسش مهمتر این است که آیا اسرائیل میتواند آرایش جغرافیایی و امنیتی جنوب لبنان را به نفع خود تغییر دهد یا خیر.
چرا پیشروی در عمق لبنان همچنان یک گزینه پرهزینه است؟
حرکت بیشتر به سمت عمق خاک لبنان برای اسرائیل با هزینههای نظامی و سیاسی قابلتوجهی همراه خواهد بود. هرچه فاصله نیروهای اسرائیلی از مرز افزایش پیدا کند، مسئله خطوط تدارکاتی، آسیبپذیری نیروها و احتمال گسترش درگیری نیز جدیتر میشود.
از سوی دیگر، ورود به مناطق پرجمعیت و نزدیک شدن به عمق جغرافیایی لبنان میتواند زمینهساز جنگ فرسایشی شود؛ سناریویی که تجربه درگیریهای گذشته نشان داده است برای اسرائیل هزینههای سنگینی به همراه دارد.
به همین دلیل، ایجاد یک منطقه حائل یا تغییر وضعیت امنیتی در جنوب لبنان میتواند برای تلآویو جذابتر از اشغال گسترده سرزمینی باشد.
سناریوی چهارم؛ گزینهای که فعلاً احتمال کمتری دارد
در کنار سه سناریوی اصلی، گزینه چهارمی نیز درباره آینده تحولات جنوب لبنان مطرح است؛ با این حال، در شرایط فعلی احتمال آن کمتر ارزیابی میشود.
ماهیت این سناریو میتواند به میزان موفقیت اسرائیل در میدان، واکنش حزبالله، موضع دولت لبنان و همچنین سطح ورود بازیگران منطقهای و بینالمللی وابسته باشد.
در واقع، آینده این جبهه تنها در میدان جنوب لبنان تعیین نمیشود؛ بلکه هر تحول در این منطقه میتواند تحت تأثیر روند کلی جنگ، محاسبات آمریکا و همچنین مناسبات میان بازیگران منطقهای قرار گیرد.
شرط خلع سلاح حزبالله؛ نشانهای از یک حضور بلندمدت
در کنار تحولات میدانی، اظهارات اخیر وزیر دفاع اسرائیل درباره مشروط کردن عقبنشینی نیروهای این رژیم به خلع سلاح حزبالله در سراسر لبنان، نشانه مهمی از احتمال دنبال شدن یک راهبرد بلندمدتتر از سوی تلآویو است. یسرائیل کاتس صراحتاً اعلام کرده است که اسرائیل تا زمانی که حزبالله خلع سلاح نشود و تهدید علیه شهرکهای شمالی این رژیم از میان نرود، از آنچه «منطقه امنیتی» در جنوب لبنان میخواند، عقبنشینی نخواهد کرد.
این موضع نشان میدهد که هدف اسرائیل ممکن است صرفاً ایجاد یک کمربند امنیتی موقت یا کسب یک دستاورد تاکتیکی در ارتفاعات راهبردی جنوب لبنان نباشد، بلکه تلآویو تلاش دارد معادله امنیتی و نظامی جنوب لبنان را بهصورت پایدار تغییر دهد و خروج خود را به یک تغییر بنیادین در وضعیت حزبالله مشروط کند. در چنین شرایطی، تداوم این روند میتواند به فرسایشی شدن بحران و تثبیت تدریجی حضور اسرائیل در بخشهایی از خاک لبنان منجر شود.
از این منظر، ایران و حزبالله با یک مسئله صرفاً نظامی مواجه نیستند؛ بلکه همزمان باید در عرصه دیپلماسی، رسانه و افکار عمومی نیز برای جلوگیری از تثبیت روایت و خواستههای تلآویو فعالتر عمل کنند. استفاده همزمان از ظرفیتهای دیپلماتیک، حقوقی و سیاسی لبنان و منطقه، در کنار حفظ توان بازدارندگی و جلوگیری از تحمیل یک واقعیت میدانی جدید، میتواند برای خنثی کردن راهبرد بلندمدت اسرائیل اهمیت تعیینکننده داشته باشد.
هدف نهایی اسرائیل فقط تصرف زمین نیست
آنچه در تحولات جنوب لبنان اهمیت دارد، تفکیک میان «پیشروی نظامی» و «تغییر ماندگار معادله امنیتی» است. اسرائیل ممکن است لزوماً به دنبال اشغال گسترده جنوب لبنان نباشد، بلکه تلاش کند با کنترل نقاط مرتفع، ایجاد مناطق حائل و تداوم ناامنسازی، شرایطی ایجاد کند که جنوب لبنان برای مدت طولانی از وضعیت سابق خود فاصله بگیرد.
در این میان، مسئله جمعیتی نیز اهمیت ویژهای دارد؛ زیرا اگر بخش قابلتوجهی از ساکنان مناطق مرزی نتوانند به خانههای خود بازگردند، تحولات نظامی میتواند به یک تغییر ژئوپلیتیکی و اجتماعی تبدیل شود.
از این منظر، آینده ارتفاعات علیالطاهر و دیگر نقاط راهبردی جنوب لبنان را باید بخشی از یک معادله بزرگتر دانست؛ معادلهای که در آن زمین، جمعیت، امنیت مرزی و توان مقاومت حزبالله همزمان در حال بازتعریف است.