انتخابات میاندورهای آمریکا، صرفاً رقابتی برای تعیین ترکیب مجلس نمایندگان و سنا نیست؛ بلکه نتیجه آن میتواند بر میزان اختیارات سیاسی دولت، قدرت مانور رئیسجمهور و حتی جهتگیری سیاست خارجی واشنگتن تأثیر بگذارد. پیروزی دموکراتها و احتمال در اختیار گرفتن هر دو مجلس کنگره، اکنون این پرسش را مطرح کرده است که دونالد ترامپ در برابر محدودیتهای جدید سیاسی چه واکنشی نشان خواهد داد؟
رحمان قهرمانپور، کارشناس مسائل بینالملل، با اشاره به پیامدهای پیروزی دموکراتها در انتخابات میاندورهای آمریکا، دو سناریوی متفاوت را درباره رفتار آینده ترامپ مطرح کرده است.
به اعتقاد او، نخستین پیامد این شکست انتخاباتی میتواند افزایش احتیاط ترامپ باشد؛ چراکه تسلط دموکراتها بر هر دو مجلس، امکان استفاده از ابزارهای نظارتی، قانونگذاری، بودجهای و تحقیقاتی را برای مخالفان دولت افزایش میدهد. حتی موضوع استیضاح نیز میتواند به یکی از ابزارهای فشار سیاسی علیه رئیسجمهور تبدیل شود.
با این حال، سناریوی دوم کاملاً متفاوت است. ترامپ ممکن است به جای عقبنشینی در برابر فشارهای داخلی، تلاش کند پیش از آغاز فعالیت کنگره جدید، سیاستهایی را که بخشی از میراث سیاسی و ریاستجمهوری خود میداند، به اجرا بگذارد. در چنین شرایطی، تشدید فشارها و اقدامات علیه ایران نیز میتواند در محاسبات کاخ سفید جایگاه ویژهای پیدا کند.
چرا شکست جمهوریخواهان لزوماً به معنای تغییر مسیر ترامپ نیست؟
یکی از نکات مهم در تحلیل رفتار آینده رئیسجمهور آمریکا، نحوه مواجهه او با شکست جمهوریخواهان در انتخابات میاندورهای است.
قهرمانپور با اشاره به مواضع ترامپ درباره نتایج انتخابات میگوید او مسئولیت شکست را متوجه خود نمیداند و معتقد است عملکرد ضعیف نامزدهای جمهوریخواه عامل اصلی این نتیجه بوده است.
این برداشت از آن جهت اهمیت دارد که اگر ترامپ شکست انتخاباتی را نشانه نارضایتی از سیاستهای خود تلقی نکند، انگیزه چندانی برای بازنگری در رویکردهایش نخواهد داشت.
به گفته این کارشناس، ترامپ در موضوع جنگ علیه ایران نیز چنین برداشتی دارد و مدعی است مردم آمریکا با اقدامات او در قبال ایران موافق بودهاند، اما حاضر نشدهاند هزینههای اقتصادی و سیاسی این سیاست را بپذیرند.
بنابراین، مسئله اصلی برای تحلیل رفتار آینده ترامپ صرفاً نتیجه انتخابات نیست؛ بلکه نوع تفسیری است که او از این نتیجه ارائه میدهد. اگر رئیسجمهور آمریکا شکست جمهوریخواهان را ناشی از ضعف نامزدها بداند، نه نارضایتی عمومی از سیاستهای کاخ سفید، احتمال تداوم مسیر قبلی در سیاست خارجی همچنان مطرح خواهد بود.
سه ماه آینده؛ پنجره زمانی حساس در تقابل ایران و آمریکا
یکی از مهمترین محورهای تحلیل قهرمانپور، فاصله زمانی میان انتخابات میاندورهای و آغاز به کار کنگره جدید در ژانویه ۲۰۲۷ است.
در این دوره، ترکیب پیشین مجلس نمایندگان و سنا همچنان به فعالیت خود ادامه میدهد، اما نتیجه انتخابات، آرایش سیاسی آینده را مشخص کرده است. از نگاه این کارشناس، این وضعیت میتواند فرصت بیشتری برای مانور سیاسی و اجرایی در اختیار ترامپ قرار دهد؛ بهخصوص اگر او تصور کند پس از استقرار کنگره جدید، با محدودیتها و فشارهای گستردهتری مواجه خواهد شد.
در واقع، ترامپ ممکن است با این محاسبه روبهرو شود که فرصت اجرای برخی تصمیمات موردنظرش محدود است و پس از ژانویه ۲۰۲۷، هزینه سیاسی و نهادی پیشبرد آنها افزایش خواهد یافت.
قهرمانپور معتقد است اگر رئیسجمهور آمریکا به این جمعبندی برسد که دموکراتها پس از در اختیار گرفتن کنگره اقدامات جدی علیه او انجام خواهند داد، ممکن است برای ثبت آنچه میراث اختصاصی ریاستجمهوری خود میداند، به سمت اقدامات تهاجمیتر حرکت کند.
از همین منظر، این کارشناس فاصله زمانی حدود سهماهه تا استقرار کنگره جدید را یکی از حساسترین مقاطع در تقابل ایران و آمریکا ارزیابی میکند.
آیا دموکراتها میتوانند مانع حمله نظامی ترامپ به ایران شوند؟
یکی از پرسشهای اساسی پس از پیروزی دموکراتها این است که آیا تغییر ترکیب کنگره میتواند گزینه نظامی آمریکا علیه ایران را از دستور کار ترامپ خارج کند؟
قهرمانپور در پاسخ به این پرسش تأکید میکند که موضوع حمله به ایران همچنان در محاسبات ترامپ قرار دارد و نشانه روشنی از کنار گذاشته شدن این گزینه دیده نمیشود.
از منظر ساختار سیاسی آمریکا، رئیسجمهور در حوزه سیاست خارجی و فرماندهی نیروهای مسلح از اختیارات قابلتوجهی برخوردار است و کنگره نیز برای تأثیرگذاری بر تصمیمات نظامی و خارجی دولت، با محدودیتها و سازوکارهای حقوقی مشخصی مواجه است.
البته این به معنای بیاثر بودن کنگره نیست. کنترل بودجه، نظارت بر عملکرد دولت، تحقیقات پارلمانی و استفاده از ابزارهای قانونی میتواند هزینه سیاسی و اجرایی تصمیمات کاخ سفید را افزایش دهد؛ اما تغییر ترکیب کنگره بهتنهایی به معنای توقف خودکار گزینه نظامی نخواهد بود.
در چنین شرایطی، مسئله اصلی این است که آیا فشارهای داخلی و محاسبات سیاسی ترامپ، هزینه ادامه تقابل نظامی را برای او افزایش میدهد یا برعکس، او را به سمت تصمیمات پرریسکتر سوق خواهد داد.
توافق با ایران؛ راه خروج ترامپ از بنبست سیاسی؟
با وجود باقی ماندن گزینه نظامی در محاسبات کاخ سفید، قهرمانپور احتمال جایگزینی توافق با اقدام نظامی را نیز منتفی نمیداند.
به اعتقاد او، اگر ترامپ به این نتیجه برسد که دستیابی به یک تفاهم با ایران میتواند به حلوفصل بهتر مسئله جنگ در داخل آمریکا کمک کند و در عین حال برای او دستاورد سیاسی و اعتبار ریاستجمهوری به همراه داشته باشد، ممکن است مسیر توافق را به جای حمله نظامی انتخاب کند.
این سناریو نشان میدهد که سیاست آمریکا در قبال ایران را نمیتوان صرفاً بر اساس مواضع اعلامی کاخ سفید یا نتیجه انتخابات میاندورهای تحلیل کرد. محاسبات داخلی ترامپ، هزینههای اقتصادی و سیاسی جنگ، فشار دموکراتها و امکان دستیابی به توافق، همگی در شکلگیری تصمیم نهایی او نقش دارند.
با این حال، به گفته این کارشناس، در شرایط فعلی نشانه مشخصی از کنار گذاشتن گزینه نظامی از سوی ترامپ مشاهده نمیشود.
انتخابات آمریکا چه پیامی برای تهران دارد؟
تحولات انتخاباتی آمریکا بار دیگر نشان داده است که سیاست خارجی واشنگتن، بهویژه در قبال ایران، از رقابتهای حزبی و معادلات قدرت در داخل این کشور جدا نیست. پیروزی دموکراتها میتواند هزینه سیاسی تصمیمات ترامپ را افزایش دهد، اما لزوماً به معنای تغییر فوری رویکرد کاخ سفید در قبال تهران نیست.
در واقع، دو مسیر متفاوت پیش روی ترامپ قرار دارد: نخست، حرکت به سمت احتیاط بیشتر با هدف مدیریت فشارهای داخلی و جلوگیری از تشدید بحران سیاسی؛ دوم، استفاده از فرصت باقیمانده تا استقرار کنگره جدید برای پیشبرد سیاستهایی که او بخشی از میراث ریاستجمهوری خود میداند.
در این میان، احتمال توافق نیز بهعنوان راهی برای کاهش هزینههای جنگ و ارائه یک دستاورد سیاسی در داخل آمریکا مطرح است.
برای تهران، نکته مهم آن است که تغییر آرایش سیاسی در واشنگتن را نباید معادل تغییر قطعی سیاست آمریکا دانست. آنچه در ماههای آینده اهمیت خواهد داشت، نه صرفاً رقابت دموکراتها و جمهوریخواهان، بلکه نسبت میان قدرت اجرایی ترامپ، محدودیتهای کنگره، هزینههای تقابل نظامی و محاسبات راهبردی دو کشور است.
بنابراین، سه ماه منتهی به ژانویه ۲۰۲۷ میتواند از نظر تحولات سیاسی و امنیتی، دورهای تعیینکننده در روابط ایران و آمریکا باشد؛ دورهای که در آن، هم احتمال افزایش فشار و تنش وجود دارد و هم مسیر دیپلماسی و توافق همچنان بهعنوان یکی از گزینههای پیش روی واشنگتن باقی خواهد ماند.