بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر رژیم صهیونیستی، در گفتوگو با روزنامه جروزالم پست گفت قطر در «تغییر افکار عمومی» درباره اسرائیل در ایالات متحده نقش داشته است. او گفت نمیتوان قطر را دقیقاً یک «دوست-دشمن» توصیف کرد و مدعی شد این کشور «یکی از عوامل اصلی» گسترش یهودستیزی و ضدیت با صهیونیسم بوده است؛ روندی که به گفته او ابتدا در دانشگاههای آمریکا و سپس در شبکههای اجتماعی گسترش یافت. نتانیاهو افزود کشورهای دیگری نیز در این روند نقش داشتهاند و مجموعه این عوامل «باعث تغییر افکار عمومی» درباره اسرائیل در آمریکا شده است.
اما این اظهارات، بیش از آنکه یک تحلیل باشد، یک اعتراف است. نتانیاهو در واقع میگوید: «اوضاع اسرائیل بعد از ۷ اکتبر عوض شده است.» و این اعتراف، دقیقاً همان نقطهای است که او میخواهد از آن فرار کند. زیرا اگر افکار عمومی جهان علیه اسرائیل تغییر کرده، نه به دلیل سرمایهگذاری قطر، بلکه به دلیل جنایات خود رژیم صهیونیستی در غزه و لبنان است.
اسرائیل قبل از ۷ اکتبر؛ بهشتی که وجود نداشت
برای درک عمق فاجعهای که در ۷ اکتبر ۲۰۲۳ رخ داد، باید به عقب برگردیم. پیش از آن روز، اسرائیل در غرب جایگاه ویژهای داشت. رسانههای اصلی غربی، از CNN تا BBC، از نیویورک تایمز تا گاردین، روایتی را بازتولید میکردند که اسرائیل را «دموکراسی یگانه در خاورمیانه»، «جزیره ثبات» و «قربانی تاریخی» معرفی میکرد. جنایات این رژیم علیه فلسطینیها—از کشتار کودکان در غزه تا شهرکسازی در کرانه باختری—یا پنهان میشد یا در حاشیه خبر قرار میگرفت.
در سپتامبر ۲۰۲۳، تنها دو هفته پیش از طوفانالاقصی، نتانیاهو در مجمع عمومی سازمان ملل درباره «خاورمیانه جدید» سخنرانی کرد. او نقشهای در دست داشت که پروژه کریدور هند-خاورمیانه-اروپا (IMEC) را نشان میداد؛ پروژهای که با حمایت کامل آمریکا شکل گرفته بود و قرار بود اسرائیل را به هژمون منطقه تبدیل کند. پیمانهای آبراهام نیز روند عادیسازی روابط با کشورهای عربی را سرعت بخشیده بود. اماراتِ سرسپرده، بحرین و مراکش به صف عادیسازان پیوسته بودند و عربستان نیز در آستانه امضای توافق بود.
در آن دوران، مردم جهان از جنایات اسرائیل خبر نداشتند—یا بهتر است بگوییم، خبر نداشتند که خبر دارند. افکار عمومی غرب، تحت تأثیر رسانههای صهیونیستی، اسرائیل را قربانی میدید و هر انتقادی از آن را «یهودستیزی» مینامید. افسانه «هولوکاست» به عنوان ابزاری برای مظلومنمایی، هرگونه اعتراضی را خنثی میکرد. اسرائیل در اوج قدرت نرم خود بود و کسی جرئت نمیکرد چهره واقعی آن را نشان دهد.
۷ اکتبر؛ زلزلهای که پایهها را لرزاند
عملیات «طوفانالاقصی» ، مهمترین عملیات نظامی-اطلاعاتی مقاومت فلسطین علیه رژیم صهیونیستی و از سوی دیگر مهمترین شکست این رژیم لقب گرفته است. عملیاتی که به قول رهبر انقلاب، صهیونیستها را ۷۰ سال عقب انداخت.
درست یک سال پیش و در ۷ اکتبر ۲۰۲۳، حدود ۱۲۰۰ عضو حماس—۶۰۰ نفر در میدان و ۶۰۰ نفر خارج از میدان—طی طرح و نقشهای پیچیده، دقیق و بینقص، ضرباتی به صهیونیستها وارد کردند که تبعات و پسلرزههای آن در منطقه و دنیا هنوز ادامه دارد. مغز متفکر و طراح این طرح را «محمد ضیف» و فرمانده میدانی حال حاضر آن را «یحیی سنوار» گفتهاند.
پروتکل هانیبال؛ جنایتی که میخواستند به گردن حماس بیاندازند
یکی از اتهامات دروغینی که پس از حماسه ۷ اکتبر توسط رسانههای صهیونیستی و غربی به طور گستردهای پخش میشد، کشتار وسیع ساکنان اشغالی توسط حماس بود که طی تحقیقات بعدی مشخص شد رژیم صهیونیستی از عوامل اصلی کشتار آنهاست. روزنامه عبری «هاآرتص» نوشت: «تحقیقات انجامشده نشان میدهد که این ارتش از ساعات اولیه حمله حماس تا بعدازظهر ۷ اکتبر ۲۰۲۳، در نقاط مختلف در اطراف نوار غزه از پروتکل هانیبال استفاده کرده است که منجر به کشتار شماری از نظامیان و شهرکنشینان زیادی در آن روز شد.»
وبسایت «میدل ایست آی» نیز نوشت: «شهادتهای جدید از شاهدان عینی در ۷ اکتبر نشان میدهد که نیروهای ارتش اسرائیل، در تلاش برای مهار حمله غیرمنتظره، بیتفاوت به سمت شهروندان خودی شلیک کردهاند و از سلاحهای سنگین استفاده کردهاند.»
برترین تکنولوژیها هم اسرائیل را نجات نداد
حماسه ۷ اکتبر هنگامی رخ داد که رژیم صهیونیستی از هرگونه امکانات و تکنولوژی نوین برای رصد مردم غزه و حماس بهره میبرد. با این حال حماس توانست بدون اطلاع نهادهای اطلاعاتی-امنیتی رژیم، این عملیات بزرگ و تاریخی را رقم بزند. بیبیسی جهانی گزارش داد که پنج گروه فلسطینی در تمرینهای مشترک نظامی پس از سال ۲۰۲۰ به حماس پیوستند و تاکتیکهای ۷ اکتبر را تمرین کردند. آخرین رزمایش تنها ۲۵ روز قبل از حمله برگزار شد.
منفور شدن اسرائیل پس از ۷ اکتبر
نتانیاهو میگوید قطر افکار عمومی را تغییر داده است. اما حقیقت این است که خودِ اسرائیل این کار را کرد. پس از ۷ اکتبر، رژیم صهیونیستی جنگی نسلکشانه را در غزه آغاز کرد که تاکنون دهها هزار غیرنظامی—اکثراً زن و کودک—را به کشتن داده است. این جنایات، پرده از چهره واقعی رژیمی برداشت که سالها با تبلیغات رسانهای پنهان شده بود.
مرکز آماری مورنینگ کانسالت طی نظرسنجیهایی در سطح جهانی نوشت: «از زمان آغاز جنگ غزه، حمایت از رژیم صهیونیستی در سراسر جهان به میزان قابل توجهی کاهش یافته است. محبوبیت خالص در سطح جهانی به طور متوسط ۱۸.۵ درصد کاهش یافته که در ۴۲ کشور از ۴۳ کشور مورد نظرسنجی کاهش یافته است.»
بزرگترین اعتراضات دانشجویی از زمان جنگ ویتنام در آمریکا علیه رژیم اشغالگر شکل گرفت و هزاران دانشجو با تعلیق، اخراج و دستگیری روبهرو شدند. کمیته حفاظت از روزنامهنگاران (CPJ) اعلام کرد که حداقل ۱۲۸ روزنامهنگار توسط رژیم صهیونیستی کشته شدهاند. خبرنگاران حامی فلسطین در کشورهای غربی نیز اخراج شدند و آمریکا در صدد فیلتر کردن تیکتاک برآمد زیرا این پلتفرم محتوای فلسطین را سانسور نمیکرد.
افسانه «هولوکاست» نیز که سالها ابزار مظلومنمایی صهیونیستها بود، پس از طوفانالاقصی به کلی بیاعتبار شد. دیگر کسی باور نمیکند که رژیمی که کودکان را در غزه قتلعام میکند، خود قربانی است.
نتانیاهو و سودای «قطرِ اماراتگونه»
نتانیاهو در مصاحبه با جروزالم پست، قطر را به «تغییر افکار عمومی» متهم کرد. اما آنچه او نمیگوید این است که اسرائیل امروز از قطر میخواهد مانند اماراتِ سرسپرده رفتار کند؛ اماراتی که در عادیسازی روابط با اسرائیل پیشقدم شد و امروز در سایه جنگ غزه سعی در فاصلهگرفتن از نتانیاهو دارد. اسرائیل از قطر میخواهد تمامقد در خدمت پروژههای تجاوزکارانهاش باشد: از میانجیگری در مذاکرات تا تأمین مالی و مشروعیتبخشی.
اما قطر درس تلخی آموخته است. این کشور کوچک اما فوقالعاده ثروتمند که سالها تلاش کرده با سرمایهگذاریهای کلان، امنیت و نفوذ خود را از واشنگتن خریداری کند، اینک درسی تلخ آموخته است: دونالد ترامپ همیشه پای معامله نمیماند.
رسانه آمریکایی «آتلانتیک» در تحلیلی مبسوط به قلم «شین هریس» پرده از روابط پرتناقض میان دولت قطر و دولت ترامپ برداشت. قطریها با شناخت دقیق از سلیقه ترامپ، یک فروند بوئینگ ۷۴۷ مجهز به ۱۱ سرویس بهداشتی و تزئینات لوکس چوبی و صدفکاریشده به ارزش ۴۰۰ میلیون دلار را به عنوان هدیه به رئیسجمهور آمریکا پیشنهاد دادند. پیش از این نیز قطر صدها میلیون دلار در صندوق سرمایهگذاری خصوصی داماد ترامپ، جارد کوشنر، سرمایهگذاری کرده بود، هتلی غرق بدهی در منهتن متعلق به استیو ویتکاف، فرستاده ویژه ترامپ در خاورمیانه را به مبلغ ۶۲۳ میلیون دلار خریده بود و ۸ میلیارد دلار صرف ساخت بزرگترین پایگاه نظامی آمریکا در خاورمیانه (العُدید) کرده بود.آتلانتیک مینویسد: «افراد نزدیک به ترامپ به قطریها پیشنهاد کردند که به جای فروش هواپیما، میتوانند آن را به ایالات متحده اهدا کنند. یک هدیه مفت از طرف "دوستانی" که پیش از آن صدها میلیون دلار در صندوق سهام خصوصی داماد ترامپ سرمایهگذاری کرده بودند... حتی برخی از رهبران قطر از پرروییِ رئیسجمهور آمریکا شگفتزده شدند. اما آنها همان کاری را کردند که همیشه وقتی یک مقام آمریکایی چیزی مشکوک از آنها خواسته انجام دادهاند. گفتند بله.»
نتیجه این قمار قطریها فاجعهبار بود. در فوریه ۲۰۲۶، زمانی که آمریکا بدون هشدار به قطر، به ایران حمله کرد، تهران نیز در واکنش، تأسیسات گاز طبیعی قطر را هدف قرار داد؛ تأسیساتی که شریان اصلی اقتصاد این کشور است. سپس ایران تنگه هرمز را بست و قطر که تنها مسیر صادرات گازش از این تنگه میگذرد، عملاً فلج شد. اقتصاد قطر که سالانه حدود ۵۰ میلیارد دلار از صادرات گاز مایع درآمد داشت، اکنون با کاهش ۱۷ درصدی ظرفیت صادراتی مواجه شده و تولید گاز این کشور بهکلی متوقف شده است.
در این میان، هواپیمای هدیهشده به ترامپ، پس از صرف بیش از یک میلیارد دلار هزینه بازسازی، در جشن ۲۵۰ سالگی استقلال آمریکا بر فراز واشنگتن به نمایش درآمد.آتلانتیک نتیجه میگیرد: «دوستیای که بر پایه معامله بنا شده، نه بر پایه اعتماد؛ و ترامپ مردی است که دیروز را فراموش میکند و فقط میپرسد: امروز برای من چه کردهای؟»
آمریکا اسرائیل را رها نمیکند، اما قطر را چرا!
تفاوت بنیادین میان اسرائیل و قطر در رابطه با آمریکا، در یک چیز است: اسرائیل برای آمریکا یک «متحد استراتژیک» نیست، یک «پماهیت مشترک» است. پروژهای که از دهه ۱۹۴۰ آغاز شد و تا امروز ادامه دارد. آمریکا هرگز اسرائیل را رها نمیکند زیرا اسرائیل ابزار اصلی سلطه آمریکا بر خاورمیانه است. اما قطر فقط یک «ابزار» است؛ ابزاری که هر زمان هزینهاش از فایدهاش بیشتر شود، دور انداخته میشود.
نتانیاهو خود به خوبی میداند که پس از ۷ اکتبر، اسرائیل به دنبال یافتن حامیانی در منطقه است؛ از جمله قطر که این روزها به عنوان میانجی اصلی مذاکرات آتشبس و تبادل اسرا عمل میکند. به عبارت دیگر، نتانیاهو همزمان به قطری که کانال اصلی ارتباطش با حماس و میانجی آزادی اسرای اسرائیلی است، انگ «دشمنی» میزند و هم ناچار است با آن مدارا کند.
اما این قطر نیست که افکار عمومی را تغییر داده است. این خودِ اسرائیل است که با جنایاتش در غزه و لبنان، چهره خونآشام خود را به جهانیان نشان داد. نتانیاهو در مصاحبه خود اعتراف میکند که «مجموعه این عوامل باعث تغییر افکار عمومی درباره اسرائیل در جهان شده است.
پایان پروژه صهیونیسم
روندی که رژیم صهیونیستی این روزها در غزه و لبنان دنبال میکند از نظر بسیاری منجر به پایان پروژه استعماری «صهیونیسم» میشود. «نائومی کلین»، ستوننویس یهودی روزنامه گاردین میگوید: «صهیونیسم یک بت دروغین است که ایده سرزمین موعود را گرفته و آن را به سند فروش برای یک دولت نظامیگرای قوممحور تبدیل کرده است.»
«ایلان پاپه»، تاریخنگار و فعال اجتماعی یهودی، ۶ شاخص را که نویددهنده پایان صهیونیسم است بررسی کرده است: شکاف در جامعه یهودی رژیم اشغالگر، بحران اقتصادی، افزایش انزوای بینالمللی، تغییرات اساسی در میان جوانان یهودی جهان، وضعیت ارتش رژیم، و تجدید انرژی در میان نسل جوان فلسطینی. او مینویسد: «فروپاشی اسرائیل اکنون قابل پیشبینی شده است زیرا مردم متوجه میشوند که تلاش صد ساله، ابتدا توسط بریتانیا و سپس توسط آمریکا، برای تحمیل یک دولت یهودی در یک کشور عربی به آرامی در حال پایان یافتن است.»
اسرائیل پس از ۷ اکتبر دیگر همان اسرائیل قبل از ۷ اکتبر نیست. این رژیم منفور جهان است و هیچ سرمایهگذاریای نمیتواند چهره خونآشام آن را پاک کند. قطر باید بفهمد که تکیه بر اسرائیل و آمریکا، تنها به فلج شدن اقتصاد و امنیتش منجر میشود—همانطور که هواپیمای ۴۰۰ میلیون دلاریاش، تنها به یک نمایش مضحک در جشن ۲۵۰ سالگی آمریکا تبدیل شد.