غلامحسین درزی، کاردار و معاون نمایندگی دائم جمهوری اسلامی ایران در سازمان ملل متحد، در نامهای به دبیرکل این سازمان و رئیس دورهای شورای امنیت، نسبت به تکرار تهدیدهای دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، و بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، علیه ایران اعتراض کرد و خواستار رسیدگی فوری شورای امنیت به این تهدیدها شد.
در این نامه، گزارشهای منتشرشده درباره بررسی گزینه استفاده احتمالی از بمب سنگین GBU-43/B موسوم به «مادر همه بمبها» علیه ایران، در کنار تهدیدهای مقامهای اسرائیلی برای هدف قرار دادن زیرساختهای انرژی کشور، بهعنوان نشانههایی از افزایش خطر رویارویی نظامی مطرح شده است.
بر اساس محتوای نامه، رسانههای آمریکایی در ۱۵ اکتبر ۲۰۲۶ از آمادهسازی گزینههای نظامی در کاخ سفید و پنتاگون خبر دادهاند. همچنین، وزیر جنگ اسرائیل در ۱۸ اکتبر از آمادگی این رژیم برای حمله مجدد به ایران سخن گفته و تهدید کرده است که در صورت ازسرگیری درگیریها، تأسیسات انرژی ایران هدف قرار خواهند گرفت.
این تهدیدها در شرایطی مطرح میشود که زیرساختهای انرژی، افزون بر نقش اقتصادی، برای تأمین برق، آب، سوخت، خدمات درمانی و استمرار فعالیتهای حیاتی جامعه اهمیت دارند. از این منظر، تهدید به تخریب گسترده این تأسیسات صرفاً یک موضعگیری نظامی نیست و میتواند پیامدهایی فراتر از میدان نبرد به همراه داشته باشد.
زیرساختهای حیاتی؛ خط قرمز حقوق بینالملل بشردوستانه
یکی از محورهای اصلی اعتراض ایران، تهدید به حمله علیه زیرساختهای غیرنظامی و استفاده از تخریب تأسیسات حیاتی بهعنوان ابزار فشار سیاسی و نظامی است.
درزی در نامه خود تأکید کرده است که تهدید به هدف قرار دادن زیرساختهای غیرنظامی و ایجاد هراس در میان مردم، میتواند نقض جدی تعهدات بینالمللی باشد و مسئولیت حقوقی عاملان را در پی داشته باشد.
بر اساس حقوق بینالملل بشردوستانه، طرفهای درگیر موظفاند میان اهداف نظامی و غیرنظامی تمایز قائل شوند و از حملات بیتمایز یا حملاتی که خسارات قابل پیشبینی و نامتناسبی به غیرنظامیان وارد میکند، خودداری کنند. همچنین، صرف اهمیت اقتصادی یک تأسیسات، آن را به هدف نظامی مشروع تبدیل نمیکند؛ وضعیت هر هدف باید با توجه به معیارهای حقوقی مربوط ارزیابی شود.
به همین دلیل، تهدید به نابودی تمام تأسیسات انرژی یک کشور، بدون توجه به ماهیت هر هدف و پیامدهای انسانی حمله، پرسشهای جدی درباره رعایت اصول بنیادین حقوق بینالملل بشردوستانه ایجاد میکند.
ایران در نامه خود با استناد به منشور ملل متحد و کنوانسیونهای ژنو، از شورای امنیت خواسته است در برابر چنین تهدیدهایی موضعی روشن اتخاذ کند و مانع تبدیل زیرساختهای حیاتی و زندگی روزمره مردم به ابزار جنگ و فشار شود.
شورای امنیت در برابر آزمون اعتبار خود
درخواست تهران برای تشکیل جلسه اضطراری شورای امنیت، علاوه بر اعتراض دیپلماتیک به مواضع واشنگتن و تلآویو، متوجه کارآمدی سازوکارهای بینالمللی برای جلوگیری از تشدید درگیریهاست.
شورای امنیت بر اساس منشور ملل متحد، مسئولیت اصلی حفظ صلح و امنیت بینالمللی را بر عهده دارد. با این حال، اختلافات سیاسی میان اعضای دائم و امکان استفاده از حق وتو، همواره یکی از موانع اصلی اقدام مؤثر این نهاد در بحرانهای بینالمللی بوده است.
از نگاه تهران، بیعملی در برابر تهدیدهای نظامی و اعلام قصد برای تخریب زیرساختهای حیاتی، میتواند این تصور را تقویت کند که قواعد بینالمللی در برابر قدرت نظامی برخی کشورها ضمانت اجرایی کافی ندارند.
در مقابل، اقدام مؤثر شورای امنیت میتواند دستکم زمینهای برای افزایش هزینه سیاسی تهدیدهای نظامی، تقویت مسیرهای دیپلماتیک و جلوگیری از گسترش بحران فراهم کند. با این حال، تحقق چنین هدفی به اراده سیاسی اعضای شورا و نحوه مواجهه آنها با اختلافات موجود وابسته است.
ماده ۵۱ منشور ملل متحد؛ تأکید تهران بر حق دفاع از خود
ایران در بخش دیگری از نامه خود بر حق ذاتی دفاع مشروع مطابق ماده ۵۱ منشور ملل متحد تأکید کرده و هشدار داده است که در صورت تداوم تهدیدها و کوتاهی شورای امنیت در انجام مسئولیتهای خود، از منافع ملی، حاکمیت و تمامیت ارضی خود دفاع خواهد کرد.
ماده ۵۱ منشور ملل متحد، حق دفاع مشروع فردی یا جمعی را در صورت وقوع حمله مسلحانه به رسمیت میشناسد؛ حقی که اعمال آن تابع شرایط و محدودیتهای حقوق بینالملل است. از این رو، تأکید ایران بر این ماده را باید در چارچوب اعلام آمادگی برای دفاع از کشور و هشدار درباره پیامدهای تجاوز احتمالی ارزیابی کرد.
درزی همچنین مسئولیت پیامدهای هرگونه تجاوز بیشتر و خطر تشدید غیرقابل پیشبینی تنشها را متوجه آمریکا و اسرائیل دانسته است.
تهدیدهای تازه؛ فشار روانی یا زمینهسازی برای دور جدید درگیری؟
تهدیدهای مطرحشده علیه ایران را میتوان از دو منظر بررسی کرد: نخست، تلاش برای افزایش فشار روانی و سیاسی بر تهران از طریق برجستهسازی گزینههای نظامی؛ دوم، احتمال استفاده از این تهدیدها برای آمادهسازی فضای سیاسی و نظامی جهت تشدید دوباره تقابل.
با این حال، انتشار گزارش درباره بررسی گزینههای نظامی یا بیان تهدید از سوی مقامهای سیاسی، بهتنهایی به معنای اتخاذ تصمیم قطعی برای حمله نیست. ارزیابی احتمال وقوع درگیری جدید، به شواهد بیشتری درباره تصمیمگیریهای عملیاتی، تحرکات نظامی و تحولات دیپلماتیک نیاز دارد.
آنچه در شرایط کنونی اهمیت دارد، این است که تهدید به تخریب گسترده زیرساختهای حیاتی میتواند محاسبات امنیتی منطقه را پیچیدهتر کند و خطر واکنشهای متقابل و گسترش دامنه درگیری را افزایش دهد. چنین وضعیتی نهتنها ایران، بلکه امنیت انرژی، تجارت بینالمللی و ثبات منطقه را نیز تحت تأثیر قرار خواهد داد.
جمعبندی؛ دیپلماسی برای جلوگیری از جنگ، نه مدیریت ویرانی
نامه ایران به سازمان ملل، بار دیگر موضوع مسئولیت شورای امنیت در برابر تهدید به استفاده از زور و هدف قرار دادن زیرساختهای حیاتی را در کانون توجه قرار داده است. تهران خواستار توقف تهدیدها، محکومیت صریح آنها، تشکیل جلسه اضطراری و تضمین پاسخگویی و جبران خسارات ناشی از اقدامات غیرقانونی ادعاشده شده است.
با این حال، اهمیت این درخواست فراتر از یک مکاتبه دیپلماتیک است. اگر تهدید به نابودی زیرساختهای حیاتی بدون واکنش مؤثر بینالمللی باقی بماند، خطر تضعیف بازدارندگی حقوقی و عادیشدن ادبیات تخریب گسترده در منازعات افزایش مییابد.
اکنون پرسش اصلی این است که آیا شورای امنیت میتواند پیش از تبدیل تهدیدها به اقدام نظامی، از ظرفیتهای خود برای مهار بحران استفاده کند یا اختلافات قدرتهای بزرگ بار دیگر مانع ایفای نقش مؤثر این نهاد خواهد شد.
پاسخ به این پرسش، علاوه بر آینده تنش میان ایران، آمریکا و اسرائیل، بر اعتبار منشور ملل متحد و توانایی نظام بینالمللی برای جلوگیری از جنگهای ویرانگر نیز اثر خواهد گذاشت.