صفحه سیاست گزارش می دهد؛

مذاکره یا رویارویی؛ قفل هسته‌ای و هرمز چگونه آینده جنگ ایران و آمریکا را تعیین می‌کند؟

تحولات تازه در پرونده ایران و آمریکا نشان می‌دهد که هم‌زمان با ادامه رایزنی‌های غیرمستقیم، سطح آماده‌باش نظامی نیز در منطقه بالا باقی مانده است. در چنین شرایطی، تنگه هرمز و پرونده هسته‌ای ایران به دو محور اصلی اختلاف میان تهران و واشنگتن تبدیل شده‌اند؛ دو موضوعی که به نظر می‌رسد بدون تعیین تکلیف آنها، مسیر رسیدن به یک توافق پایدار همچنان با بن‌بست روبه‌رو خواهد بود.

صفحه سیاست را در گوگل دنبال کنید
مذاکره یا رویارویی؛ قفل هسته‌ای و هرمز چگونه آینده جنگ ایران و آمریکا را تعیین می‌کند؟
صفحه سیاست-

شبکه الجزیره در گزارشی درباره آخرین وضعیت مذاکرات ایران و آمریکا اعلام کرده است که تهران تأکید دارد بازگشایی تنگه هرمز باید در چارچوب طرح هفت‌روزه و پس از تحقق شروط ایران انجام شود، در حالی که آمریکا همچنان پرونده هسته‌ای را در مرکز مذاکرات قرار داده است. بر اساس همین گزارش، پیام‌ها میان دو طرف از طریق میانجی‌ها ادامه دارد و قطر همچنان یکی از کانال‌های اصلی انتقال پیام میان تهران و واشنگتن است.

در همین حال، کاظم غریب‌آبادی، معاون وزیر امور خارجه ایران، نیز اعلام کرده است که طرح هفت‌روزه‌ای که عباس عراقچی در نیویورک تشریح کرده بود، از طریق واسطه‌ها به آمریکا ارائه شده و طرف آمریکایی نیز دیدگاه خود را درباره آن اعلام کرده است. به گفته غریب‌آبادی، این دیدگاه‌ها در داخل ایران در حال بررسی است و تهران هم‌زمان آمادگی خود را برای سناریوهای دیگر حفظ کرده است.

اختلاف تهران و واشنگتن دقیقا بر سر چیست؟

مسئله فقط این نیست که ایران و آمریکا درباره «مذاکره» توافق دارند یا ندارند؛ اختلاف اصلی به زمان‌بندی و ترتیب اجرای تعهدات بازمی‌گردد.

ایران بر این موضع تأکید دارد که ابتدا باید بخشی از تعهدات آمریکا عملی شود و پس از مشاهده اقدامات ملموس واشنگتن، تهران وارد مراحل بعدی شود. در مقابل، گزارش‌های منتشرشده درباره موضع آمریکا نشان می‌دهد واشنگتن تمایل دارد موضوع هسته‌ای از همان مراحل ابتدایی مذاکرات وارد دستور کار شود. الجزیره نیز پیش‌تر گزارش داده بود که دو طرف درباره همین ترتیب اختلاف دارند: ایران خواهان تفکیک مرحله بازگشایی هرمز و رفع برخی فشارها از مذاکرات هسته‌ای است، در حالی که آمریکا تلاش دارد موضوع هسته‌ای را در همان بسته اولیه مذاکرات قرار دهد.

بنابراین، قفل فعلی بیش از آنکه صرفاً یک اختلاف فنی درباره برنامه هسته‌ای باشد، به مسئله اعتماد و تضمین اجرای تعهدات مربوط می‌شود.

تهران تجربه توافق‌ها و مذاکرات گذشته را مبنای بی‌اعتمادی خود قرار داده و نمی‌خواهد اقدامی انجام دهد که پس از آن، طرف مقابل بتواند با تکیه بر فشار اقتصادی یا نظامی، مرحله بعدی توافق را به امتیازگیری جدید تبدیل کند.

تنگه هرمز؛ برگ مهم تهران در معادله مذاکرات

تنگه هرمز در این معادله صرفاً یک موضوع جغرافیایی یا اقتصادی نیست. این آبراه یکی از مهم‌ترین مسیرهای انتقال انرژی جهان است و اختلال در آن مستقیماً بر بازار نفت و اقتصاد کشورهای منطقه و جهان تأثیر می‌گذارد.

طرح هفت‌روزه ایران نیز عملاً تلاش کرده است میان وضعیت امنیتی تنگه، اقدامات آمریکا و آغاز مذاکرات نهایی ارتباطی مرحله‌بندی‌شده ایجاد کند. بر اساس گزارش الجزیره، در طرح ایران، رفع برخی فشارهای اقتصادی و اقدامات مرتبط با محاصره و منابع مالی در کنار پایان درگیری‌ها قرار گرفته و سپس موضوع بازگشایی تنگه و آغاز مذاکرات گسترده‌تر دنبال می‌شود.

این ترتیب برای تهران اهمیت اساسی دارد؛ زیرا از نگاه ایران، بازگشایی هرمز بدون دریافت تضمین‌های مشخص می‌تواند به معنای از دست دادن یکی از مهم‌ترین اهرم‌های فشار پیش از دستیابی به توافق باشد.

از سوی دیگر، واشنگتن نیز نمی‌خواهد مسئله هسته‌ای را به مرحله‌ای موکول کند که پس از آن بخش قابل توجهی از اهرم‌های فشار آمریکا کاهش یافته باشد.

به همین دلیل، اختلاف دو طرف را می‌توان در یک جمله خلاصه کرد: چه کسی باید اول قدم بردارد؟

پیام قالیباف؛ مذاکره زیر سایه آمادگی نظامی

در چنین شرایطی، اظهارات محمدباقر قالیباف درباره هم‌زمانی میدان و دیپلماسی اهمیت ویژه‌ای پیدا می‌کند.

قالیباف در مواضع اخیر خود تأکید کرده است که دوگانه «جنگ یا مذاکره» از نگاه تهران قابل قبول نیست و ایران می‌تواند هم‌زمان از ابزار نظامی و دیپلماتیک استفاده کند. او پیش‌تر نیز بر این موضوع تأکید کرده بود که اگر آمریکا تعهدات خود را اجرا نکند، ایران برای سناریوی نظامی آماده است.

این موضع را می‌توان بخشی از راهبردی دانست که در آن مذاکره نه به‌عنوان جایگزین قدرت نظامی، بلکه در کنار آن تعریف می‌شود.

به بیان دیگر، پیام تهران این است که مذاکره از موضع فشار و آمادگی دفاعی انجام خواهد شد، نه در شرایطی که یک طرف بتواند طرف دیگر را به پذیرش خواسته‌های خود وادار کند.

قطر؛ میانجیگری برای جلوگیری از بازگشت جنگ

در این میان، نقش قطر نیز اهمیت پیدا کرده است. در هفته‌های اخیر، دوحه یکی از کانال‌های انتقال پیام میان تهران و واشنگتن بوده و گزارش‌های منتشرشده از ادامه این میانجیگری حکایت دارد. الجزیره نیز در گزارش‌های خود از نقش قطر در انتقال پیام‌ها میان دو طرف در نیویورک و پس از آن خبر داده است.

برای کشورهای منطقه، ادامه بن‌بست میان ایران و آمریکا تنها یک اختلاف دیپلماتیک نیست. تداوم بحران در خلیج فارس می‌تواند بر امنیت انرژی، حمل‌ونقل دریایی، بازار نفت و ثبات اقتصادی کشورهای منطقه تأثیر بگذارد.

به همین دلیل، تلاش کشورهای منطقه برای ایجاد یک چارچوب جدید میان تهران و واشنگتن را می‌توان بخشی از تلاش برای جلوگیری از گسترش دوباره درگیری دانست.

در این چارچوب، پیشنهادهای میانجی‌گرانه‌ای که مطرح می‌شوند، ظاهراً بر یک اصل مهم استوارند: اقدامات دو طرف باید مرحله‌به‌مرحله و متقابل باشد.

یعنی هر اقدام آمریکا باید پاسخ مشخصی از ایران دریافت کند و هر گام ایران نیز در برابر یک اقدام عملی از سوی واشنگتن تعریف شود.

پرونده هسته‌ای؛ گره‌ای که هنوز باز نشده است

در کنار هرمز، پرونده هسته‌ای همچنان یکی از دشوارترین بخش‌های مذاکرات احتمالی است.

واشنگتن بر ضرورت گفت‌وگو درباره برنامه هسته‌ای ایران تأکید دارد، اما تهران حاضر نیست این موضوع را بدون تعیین تکلیف مسائل امنیتی، اقتصادی و تعهدات آمریکا وارد مرحله جدیدی کند.

از نگاه ایران، تجربه سال‌های گذشته نشان داده است که مسئله هسته‌ای نمی‌تواند صرفاً به موضوع غنی‌سازی و بازرسی محدود شود؛ بلکه باید هم‌زمان درباره تحریم‌ها، امنیت، تضمین اجرای تعهدات و نحوه رفتار آمریکا نیز چارچوب مشخصی وجود داشته باشد.

در مقابل، آمریکا تلاش دارد موضوع هسته‌ای را در مرکز هر توافق جدید قرار دهد. همین تفاوت در اولویت‌ها، یکی از مهم‌ترین دلایل ادامه بن‌بست دیپلماتیک است.

در چنین شرایطی، مسئله بازرسی‌های هسته‌ای نیز می‌تواند به یکی از نقاط حساس مذاکرات تبدیل شود؛ موضوعی که بدون ایجاد سازوکار مورد توافق دو طرف، احتمالاً به‌سادگی قابل حل نخواهد بود.

آیا بن‌بست دیپلماتیک دوباره به میدان نظامی منتقل می‌شود؟

مهم‌ترین نگرانی در شرایط فعلی این است که ادامه اختلاف بر سر ترتیب اجرای تعهدات، به جای میز مذاکره، در میدان نظامی تعیین تکلیف شود.

گزارش‌های اخیر درباره افزایش حضور نظامی آمریکا در منطقه، از جمله برنامه استقرار ناوهای هواپیمابر بیشتر، نشان می‌دهد که هم‌زمان با ادامه مسیر دیپلماتیک، گزینه نظامی نیز همچنان روی میز واشنگتن قرار دارد.

از سوی دیگر، مقام‌های ایرانی نیز بر آمادگی برای سناریوهای مختلف تأکید کرده‌اند. غریب‌آبادی صراحتاً گفته است که ایران در کنار بررسی پاسخ آمریکا به طرح هفت‌روزه، آمادگی خود را برای سناریوهای دیگر حفظ می‌کند.

این وضعیت نشان می‌دهد که مذاکرات فعلی را نباید به معنای کاهش قطعی خطر درگیری دانست.

برعکس، می‌توان گفت دو مسیر دیپلماسی و بازدارندگی نظامی هم‌زمان در حال حرکت هستند و نتیجه هر کدام می‌تواند مسیر دیگری را تحت تأثیر قرار دهد.

توپ در زمین واشنگتن؛ اما بازی هنوز تمام نشده است

در شرایط فعلی، تهران طرح خود را ارائه کرده و پاسخ آمریکا نیز از مسیر واسطه‌ها منتقل شده است. اکنون بررسی این پاسخ در داخل ایران ادامه دارد و هنوز نمی‌توان از یک توافق نهایی سخن گفت.

آنچه در این مرحله اهمیت دارد، نه صرفاً محتوای یک پیام یا یک پیشنهاد، بلکه ترتیب اقدامات و میزان پایبندی عملی دو طرف است.

اگر واشنگتن بخواهد مذاکرات هسته‌ای را پیش از اجرای تعهدات مورد مطالبه تهران آغاز کند، احتمالاً با مقاومت ایران روبه‌رو خواهد شد. اگر تهران نیز بدون دریافت تضمین‌های عملی، اهرم‌های خود را واگذار کند، احتمالاً با همان مسئله‌ای مواجه خواهد شد که ریشه اصلی بی‌اعتمادی فعلی است.

بنابراین، راه خروج از این بن‌بست بیش از هر چیز به یک سؤال بستگی دارد:

آیا آمریکا حاضر است بخشی از اهرم‌های فشار خود را پیش از دریافت امتیاز هسته‌ای واگذار کند و آیا ایران نیز در مقابل، حاضر خواهد بود پس از دریافت تعهدات عملی، وارد مرحله بعدی مذاکرات شود؟

پاسخ این سؤال می‌تواند تعیین کند که روزهای پیش‌رو به سمت یک مسیر دیپلماتیک جدید حرکت می‌کند یا بار دیگر شاهد افزایش سطح رویارویی نظامی خواهیم بود.

در نهایت، آنچه از مواضع اخیر تهران و واشنگتن برمی‌آید این است که هیچ‌یک از دو طرف هنوز حاضر نیست نخستین امتیاز راهبردی را بدون دریافت تضمین متقابل واگذار کند. همین مسئله، تنگه هرمز و پرونده هسته‌ای را به دو گره اصلی بحران تبدیل کرده است؛ گره‌هایی که باز شدن آنها احتمالاً به تصمیم‌های متقابل و قابل سنجش نیاز دارد، نه صرفاً تبادل پیام و وعده.

 

اخبار مرتبط
  • جنگ سوم و تجاوز نظامی اخیر آمریکا به ایران وارد روز هشتادوهفتم شده و ۱۸۲ روز از آتش‌بس مورد مناقشه میان دو طرف گذشته است؛ در شرایطی که مسعود پزشکیان از آمادگی ایران برای گفت‌وگو و راستی‌آزمایی فعالیت‌های هسته‌ای سخن می‌گوید، دونالد ترامپ بار دیگر مدعی آمادگی برای مذاکره مستقیم شده، اما همزمان تهدیدهای واشنگتن علیه تهران ادامه دارد؛ تناقضی که یک سؤال اساسی را پیش روی افکار عمومی قرار می‌دهد: آیا آمریکا واقعاً به دنبال مذاکره است یا می‌خواهد مذاکره را به ابزار دیگری برای فشار تبدیل کند؟

  • روز هشتاد و پنجم جنگ سوم در شرایطی سپری شد که همزمان با افزایش تحرکات دیپلماتیک، نشانه‌هایی از آماده‌باش نظامی نیز در منطقه دیده می‌شود. از یک سو، واشنگتن از مسیر واسطه‌ها پیشنهادهایی را برای مذاکره با ایران منتقل کرده و از سوی دیگر، تهران تأکید کرده است که مسیر هرگونه توافق باید از شروط ایران و موضوع تنگه هرمز عبور کند.

  • همزمان با تداوم مواضع واشنگتن درباره مذاکره و دیپلماسی با ایران، گزارش‌های منتشرشده از تقویت آرایش نظامی آمریکا در منطقه حکایت دارد؛ اقدامی که بار دیگر همزمانی پیام‌های سیاسی و نظامی آمریکا در قبال ایران را در کانون توجه قرار داده است.

ارسال نظر