دیدار اخیر دونالد ترامپ و شی جینپینگ در واشنگتن، نشانه روشنی از تمایل چین برای فاصله گرفتن از ایران ارائه نکرد. بر اساس تحلیلی که یون سون، پژوهشگر ارشد اندیشکده مرکز استیمسون، در المانیتور منتشر کرده، تحولات ماههای اخیر حتی محاسبات راهبردی پکن درباره اهمیت ایران را تقویت کرده است.
این تحلیل میگوید دولت ترامپ پیش از دیدار با رئیسجمهور چین، فشارهای گستردهای برای کاهش سطح روابط پکن و تهران وارد کرده بود که یکی از مهمترین محورهای آن، محدود کردن واردات نفت ایران از سوی چین بود.
چین همچنان خریدار اصلی نفت ایران است
بر اساس این گزارش، چین در سال ۲۰۲۶ همچنان بخش عمدهای از صادرات دریایی نفت ایران را خریداری کرده است. هرچند حجم این مبادلات نسبت به دوره پیش از درگیری کاهش یافته، اما خرید نفت ایران از سوی پالایشگاههای چینی متوقف نشده است.
طبق دادههای مؤسسه کپلر، میانگین واردات نفت چین از ایران در ماه اوت به حدود ۵۳۴ هزار بشکه در روز رسید؛ رقمی که پایینتر از میانگین ۱.۴ میلیون بشکهای سال ۲۰۲۵ است، اما همچنان بخش مهمی از صادرات نفت ایران را تشکیل میدهد.
تحریمهای بانکی آمریکا و محدودیتهای واشنگتن
این روند، دولت آمریکا را به افزایش فشار بر شبکه مالی مرتبط با تجارت نفت ایران سوق داده است. اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا، در اواخر ماه اوت بانکهای چینی را درباره تسهیل تراکنشهای مرتبط با نفت ایران به اعمال تحریمهای ثانویه تهدید کرد.
با این حال، تحریم بانکهای بزرگ چین برای واشنگتن هزینههای قابل توجهی دارد؛ زیرا این بانکها ارتباط گستردهای با نظام مالی آمریکا دارند. در مقابل، بخشی از مبادلات نفتی ایران از طریق مؤسسات مالی کوچکتر انجام میشود که آسیبپذیری کمتری در برابر چنین فشارهایی دارند.
این تحلیل همچنین به اقدام چین در استفاده از قانون مقابله با تحریمهای خارجی اشاره کرده و آن را نشانهای از مقاومت پکن در برابر تلاش واشنگتن برای تغییر مسیر تجارت نفت ایران دانسته است.
چرا پکن حاضر به فاصله گرفتن از تهران نیست؟
از نگاه این پژوهشگر، رویکرد چین به ایران بیش از آنکه مبتنی بر تعهدی ایدئولوژیک باشد، بر محاسبات عملگرایانه و منافع راهبردی استوار است. پکن از یک سو به دنبال حفظ روابط خود با واشنگتن است و از سوی دیگر، ایران را همچنان بازیگری مهم در معادلات امنیتی و سیاسی خاورمیانه میداند.
در این تحلیل آمده است که با طولانی شدن درگیری و روشن شدن اینکه آمریکا نتوانسته به اهداف اولیه خود برای پایان سریع بحران دست پیدا کند، محاسبات چین درباره ماندگاری ساختار سیاسی ایران تقویت شده است.
چین در سالهای گذشته تلاش کرده روابط خود را هم با ایران و هم با کشورهای عربی حوزه خلیج فارس حفظ کند. از این منظر، حفظ ایران به عنوان یک قدرت منطقهای، لزوماً در تضاد با روابط گسترده پکن با کشورهای عربی قرار نمیگیرد.
اهرمهای محدود چین برای اثرگذاری بر ایران
به نوشته المانیتور، کشورهای عربی در ماههای گذشته تلاش کردهاند چین را به ایفای نقش فعالتر برای اثرگذاری بر تهران ترغیب کنند، اما توان پکن برای اعمال فشار بر ایران محدود است.
این تحلیل معتقد است چین از یک سو حمله نظامی آمریکا و اسرائیل به ایران را در چارچوب تجاوز یکجانبه ارزیابی میکند و از سوی دیگر، برای پایان درگیری به دنبال نوعی تضمین امنیتی از سوی واشنگتن و تلآویو است؛ موضوعی که دستیابی به یک توافق را پیچیده میکند.
بر اساس این ارزیابی، پکن در شرایطی که تهران حاضر به پذیرش امتیازات یکطرفه نیست، انگیزهای برای اعمال فشار شدید بر ایران ندارد؛ زیرا چنین اقدامی میتواند روابط راهبردی دو کشور را بدون تضمین برقراری صلح پایدار تضعیف کند.