بحران تخم‌مرغ؛ شکاف سیاست‌گذاری میان تولید و بازار، سفره مردم را کوچک‌تر کرد

افزایش قیمت هر شانه تخم‌مرغ تا حدود ۶۰۰ هزار تومان، در حالی که تولیدکنندگان همچنان از فروش محصول پایین‌تر از بهای تمام‌شده سخن می‌گویند، بار دیگر ضعف سیاست‌گذاری در تنظیم بازار کالاهای اساسی را آشکار کرده است. تناقض میان زیان تولیدکننده و گرانی برای مصرف‌کننده، نشان می‌دهد مشکل اصلی نه کمبود تولید، بلکه ناهماهنگی در مدیریت زنجیره تأمین، سیاست‌های صادراتی و نظام توزیع است؛ مسئله‌ای که اکنون به یکی از چالش‌های حکمرانی اقتصادی تبدیل شده است.

بحران تخم‌مرغ؛ شکاف سیاست‌گذاری میان تولید و بازار، سفره مردم را کوچک‌تر کرد
۰ دقیقه
صفحه سیاست-

بازار تخم‌مرغ این روزها با پارادوکسی کم‌سابقه روبه‌رو است؛ از یک سو، خانوارها برای خرید یکی از ارزان‌ترین منابع پروتئینی با قیمت‌هایی نزدیک به ۶۰۰ هزار تومان برای هر شانه مواجه هستند و از سوی دیگر، مرغداران اعلام می‌کنند محصول خود را همچنان پایین‌تر از هزینه واقعی تولید به فروش می‌رسانند.

این وضعیت نشان می‌دهد مشکل بازار تخم‌مرغ صرفاً افزایش قیمت نیست، بلکه شکاف عمیقی میان قیمت درِ واحد تولیدی و نرخ نهایی مصرف‌کننده ایجاد شده؛ شکافی که بخش قابل توجهی از آن ناشی از ضعف در مدیریت زنجیره عرضه و تصمیمات مقطعی در حوزه تنظیم بازار است.

سیاست‌های متغیر صادرات؛ درمان موقت یک بحران ساختاری

یکی از مهم‌ترین ابزارهای دولت برای کنترل بازار، مدیریت صادرات بوده است. در ماه‌هایی که تولید از مصرف داخلی پیشی گرفت و قیمت درِ مرغداری به کمتر از بهای تمام‌شده سقوط کرد، صادرات به عنوان راهکاری برای حمایت از تولیدکنندگان در دستور کار قرار گرفت.

اما با افزایش قیمت در بازار مصرف، سیاست تغییر کرد و صادرات به‌طور موقت متوقف شد تا عرضه داخلی افزایش یابد. پس از کاهش نسبی قیمت‌ها، صادرات دوباره آزاد شد.

این رفت‌وبرگشت‌های مکرر اگرچه ممکن است در کوتاه‌مدت بر قیمت‌ها اثر بگذارد، اما از نگاه کارشناسان نمی‌تواند جایگزین یک سیاست پایدار باشد. صنعت مرغ تخم‌گذار بر پایه برنامه‌ریزی بلندمدت اداره می‌شود و تولیدکننده قادر نیست متناسب با تصمیم‌های کوتاه‌مدت دولت، ظرفیت تولید خود را به سرعت کاهش یا افزایش دهد.

مازاد تولید؛ نعمتی که به بحران تبدیل شد

برآوردها نشان می‌دهد تولید ماهانه تخم‌مرغ کشور همچنان از میزان مصرف داخلی بیشتر است. در شرایط عادی، چنین وضعیتی باید به کاهش قیمت برای مصرف‌کننده منجر شود، اما آنچه در بازار مشاهده می‌شود، نتیجه‌ای کاملاً متفاوت دارد.

بخش مهمی از این تناقض به محدود بودن ظرفیت صنایع تبدیلی، ضعف صادرات پایدار و ناکارآمدی نظام توزیع بازمی‌گردد. زمانی که امکان جذب مازاد تولید وجود نداشته باشد، تولیدکننده ناچار است محصول خود را با زیان عرضه کند؛ در حالی که همین محصول پس از عبور از حلقه‌های مختلف توزیع، با قیمتی چند برابر به دست مصرف‌کننده می‌رسد.

این مسئله نشان می‌دهد سیاست تنظیم بازار بیش از آنکه بر مدیریت کل زنجیره متمرکز باشد، عمدتاً به کنترل مقطعی قیمت‌ها محدود شده است.

فشار هزینه‌های تولید؛ تهدیدی برای امنیت غذایی

در کنار مشکلات بازار، افزایش هزینه نهاده‌های دامی، انرژی، حمل‌ونقل، دارو، مکمل‌های خوراکی و دستمزد نیز هزینه تولید را به شکل محسوسی افزایش داده است.

فعالان صنعت معتقدند قیمت واقعی تولید هر کیلوگرم تخم‌مرغ اکنون بالاتر از نرخ فروش درِ مرغداری است؛ موضوعی که طی ماه‌های گذشته زیان سنگینی به واحدهای تولیدی وارد کرده است.

تداوم این روند می‌تواند مرغداران را به حذف زودهنگام گله‌های تخم‌گذار و کاهش سرمایه‌گذاری در این بخش سوق دهد؛ اتفاقی که در میان‌مدت به کاهش تولید و جهش دوباره قیمت‌ها منجر خواهد شد.

ضعف نظارت بر زنجیره توزیع

یکی از مهم‌ترین پرسش‌های مطرح‌شده در بازار این است که چرا با وجود زیان تولیدکننده، مصرف‌کننده همچنان قیمت‌های بسیار بالایی پرداخت می‌کند؟

پاسخ این سؤال را باید در فاصله قابل توجه میان قیمت درِ مرغداری و قیمت نهایی بازار جست‌وجو کرد. هزینه‌های بسته‌بندی، حمل‌ونقل، انبارداری، توزیع، سود واسطه‌ها و فروشگاه‌ها در کنار نبود نظارت مؤثر بر زنجیره توزیع، موجب شده سهم قابل توجهی از افزایش قیمت، نه به تولیدکننده بلکه به حلقه‌های میانی بازار اختصاص یابد.

از منظر سیاست‌گذاری، این وضعیت نشان‌دهنده ضعف در حکمرانی بازار کالاهای اساسی است؛ جایی که نه تولیدکننده از قیمت فروش رضایت دارد و نه مصرف‌کننده توان خرید گذشته را حفظ کرده است.

ضرورت اصلاح سیاست‌های تنظیم بازار

تجربه ماه‌های اخیر نشان می‌دهد مدیریت بازار تخم‌مرغ تنها با ممنوعیت یا آزادسازی صادرات امکان‌پذیر نیست. این بازار به مجموعه‌ای از سیاست‌های هماهنگ شامل توسعه صنایع تبدیلی، ایجاد بازارهای صادراتی پایدار، اصلاح نظام توزیع، کاهش هزینه‌های تولید و نظارت بر فاصله قیمت تولید تا مصرف نیاز دارد.

در غیر این صورت، تصمیم‌های مقطعی تنها صورت مسئله را تغییر خواهند داد و چرخه زیان تولیدکننده و گرانی برای مصرف‌کننده همچنان ادامه خواهد یافت.

جمع‌بندی؛ بحران حکمرانی در بازار کالاهای اساسی

بازار تخم‌مرغ امروز تصویری روشن از یکی از چالش‌های اصلی اقتصاد ایران ارائه می‌دهد؛ جایی که تولیدکننده از زیان سخن می‌گوید و مصرف‌کننده از گرانی. این تناقض، بیش از آنکه ناشی از کمبود تولید باشد، نتیجه ضعف در سیاست‌گذاری، تنظیم بازار و مدیریت زنجیره تأمین است.

اگر اصلاحات ساختاری در این حوزه انجام نشود، نه تنها جایگاه تخم‌مرغ به عنوان ارزان‌ترین منبع پروتئین در سبد غذایی خانوارها بیش از پیش تضعیف خواهد شد، بلکه استمرار زیان تولیدکنندگان نیز امنیت غذایی کشور را در بلندمدت با چالش‌های جدی مواجه خواهد کرد.

 

اخبار مرتبط
ارسال نظر